بررسي اثر ميزوپروستول بر هپاتيت B حاد، تهران 1382

نويسنده: احمد قاسمي
استاد راهنما: محمود نبوي
استاد مشاور: لطيف گچكار
تاريخ دفاع: 1383/01/01
مدرك: دكتراي تخصصي در رشته بيماريهاي عفوني و گرمسيري
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، ،
چكيده: سابقه و هدف: در حال حاضر اكثر اقدامات انجام گرفته براي مبتلايان به هپاتيت B در فاز حاد اقدامات نگهدارنده بوده و مهمترين شاخص تعيين كننده پيش آگهي طبيعت بيماري و ميزان كارآيي مكانيسم هاي ايمني بيمار مي باشد. اخيراً استفاده از تركيبات پروستاگلاندين براي تسريع بهبودي و افزايش ميزان آن مورد توجه قرار گرفته است لذا هدف اين تحقيق تعيين اثر ميزوپروستول (آنالوگ پروستاگلاندين E1) بر هپاتيت B قرار داده شد.
مواد و روش ها: اين تحقيق به روش كارآزمايي باليني شاهددار و با تكنيك مشاهده اي و مصاحبه اي انجام گرديدكه در آن كليه بيماران مبتلا به هپاتيت حاد (داراي HBSAg، Anti HBC IgM مثبت) داراي سطح بيلي روبين توتال بيش از 10 ميلي گرم درصد كه از نظر هپاتيت c منفي بودند و جهت ورود به تحقيق اعلام آمادگي نموده بودند انتخاب شدند. افراد مورد بررسي بعد از همسان سازي مقادير بيلي روبين، ترانس آمينازها، PTT، PT و سن به دو گروه تجربي (دريافت كنندگان ميزوپروستول 200µg/QID به مدت 14 روز) و گواه (دريافت كنندگان پلاسبو روزانه به مدت 14 روز) تقسيم شدند. مقادير متغيرهاي فوق قبل و بعد از مداخله اندازه گيري گرديد و تجزيه و تحليل آماري بر اساس آماره X2 و تست دقيق فيشر و t با قبول سطح معني داري بر روي P<0.05 انجام گرديد.
يافته ها: سن بيماران گروه تجربي 16±9/42 سال و گروه گواه 17±1/47 سال بود. 14 روز بعد از شروع درمان اختلاف معني دار بين دو گروه آشكار گرديد. بطوريكه در آخر هفته دوم درمان مقادير بيلي روبين، SGPT، PTT و در آخر هفته سوم درمان تمام مقادير شاخص هاي فوق بجز SGOT در گروه تجربي نسبت به گروه گواه كاهش معني دار نشان داد. در هفته چهارم درمان كاهش بيلي روبين، SGPT، آلكالن فسفاتاز و PTT در گروه تجربي نسبت به گروه گواه همچنان معني دار بود و نهايتاً تا آخر هفته پنجم درمان چنين روندي پابرجا ماند.
نتيجه گيري: با تجويز ميزوپروستول در هپاتيت B در روند بهبودي و نرمال شدن بيلي روبين و آنزيم هاي كبدي و ALP و PTT تسريع مي شود.
كلمات كليدي: