بررسي رابطه ميان مصرف اپيوم و درجه التهاب و فيبروز كبدي در مبتلايان به عفونت هپاتيت مزمن C

نويسنده: لاله قانعي
استاد راهنما: محمد جواد احساني
استاد مشاور: ماندانا ستاري
تاريخ دفاع: 1384/01/01
مدرك: دكتراي تخصصي
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، پزشكي، داخلي
چكيده: مقدمه: عفونت هپاتيت C شايعترين علت سيروز كه نهايتاً منجر به پيوند كبدي ميشود، مي باشد. اكثر بيماران هپاتيت C دچار هپاتيت مزمن مي شوند و نيمي از آنها به سيروز مبتلا مي شوند. سيروز حاصل از هپاتيت C مزمن پس از چند دهه باعث ايجاد كارسينوم هپاتوسلولار خواهد شد.
شيوع هپاتيت مزمن C در كشور ما روبه افزايش است و به نظر مي رسد زماني مي رسد كه مثل كشورهاي ديگر شايعترين علت سيروز باشد. مطالعات چندي اثر سيگار كشيدن را بر روي پيشرفت پاتولوژيك بيماري تاييد كرده است. در اين مطالعه با توجه به شيوع بالاي مصرف اپيوم در كشورمان در مبتلايان به هپاتيت مزمن C بر آن شديم تا ارتباط بين مصرف اپيوم و درجه التهاب و فيبروزكبدي را در اين بيماران بررسي كنيم.
مواد و روشها: روش مطالعه بصورت تحليلي (آناليتيك) و تكنيك جمع آوري اطلاعات مشتمل بر مصاحبه با بيمار، مشاهده نتايج آزمايشات، مشاهده پرونده بيماران قبلي و تكميل فرم بود. انتخاب نمونه بطور متوالي صورت گرفت و 58 تن از بيماران مبتلا به هپاتيت مزمن C در بيمارستان آيت اله طالقاني كه توسط تست اليزا و به روش كمي (HCV RNA(PCR، تاييد شده بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. در اين بيماران بيوپسي كبد انجام شد و درجه التهاب و فيبروز كبدي بر اساس سيستم امتيازبندي HAI مورد بررسي قرار گرفت.
بيماران از نظر التهاب به دو گروه مورد (5-18) و شاهد (4-0) تقسيم شدند. همچنين از نظر فيبروز به دو گروه مورد (6-3) و شاهد (2-0) تقسيم شدند. در دو گروه فوق متغيرهاي زمينه اي و مخدوش كننده اندازه گيري شدند و سپس به روش آناليز رگرسيون اثر آنها سنجيده شدند. سپس اين دو گروه از نظر متغيرهاي مطرح شده در پرسشنامه با هم مقايسه شدند و اختلاف هاي آنها از نظر معني داري آزمون شد.
نتايج: 50 مورد مرد (2/86%) و 8 زن بودند (3/13%) در دو گروه شاهد و مورد بر اساس التهاب، سن متوسط در گروه مورد 87/33 سال و در گروه شاهد 86/40 سال بود. از نظر فيبروز، سن متوسط در گروه مورد 45/42 سال و در گروه شاهد 79/35 سال بود. اكثريت بيماران به دنبال اهداي خون يا به طور اتفاقي متوجه HCV مثبت بودند خود شده بودند (69%). 6/27% موارد سابقه مثبت ترانسفوزيون خون داشتند. %2/36 از كل موارد IV drug user بودند. كه در گروه مورد التهاب 2/52% و در گروه كنترل التهاب 7/25% بود. مصرف كنندگان تزريقي شامل 5/39% گروه كنترل فيبروز و 30% گروه مورد فيبروز بودند. P-value=0.476
از نظر Opium addiction 53.4% سابقه مثبت مصرف اپيوم داشتند كه شامل 2/65% گروه case و 7/42% گروه كنترل از نظر Grading group بود. ولي به نظر مي رسد با توجه به P- value=0.14 اين اختلاف، معني دار نباشد. %2/52 گروه مورد فيبروز CASE و 7/25% گروه شاهد فيبروز سابقه مصرف اپيوم را به شكل تزريقي ذكر مي كردند. كه فرم مصرف دارو در تمام موارد به شكل هروئين بود. P-value=0.22
از 4/53% كل مواردي كه سابقه مثبت اعتياد داشتند 50% گروه شاهد و 60% گروه مورد سابقه مصرف داشتند. كه P-value=0.468 است و اختلاف غيرمعني دار مي باشد.
بحث : اغلب بيماران تصادفاً متوجه بيماري خود شده بودند كه نشان مي دهد بايد روي انجام تست هاي غربالگري و گروههاي پر خطر مانند معتادان بيشتر تاكيد شود. %3/29 بيماران، طي اهداي خون متوجه بيماري خود شده بودند كه به ياد ما مي آورد تا همين اواخر، بسياري از افرادي كه مشكوك به آلوده شدن خود به HIV يا HBV بودند، به علت ضعف هاي فرهنگي، اطلاع رساني يا تبليغاتي براي اطمينان و آزمايش كردن خود، به پايگاههاي انتقال خون مراجعه مي كردند و با اين كار، خون هاي اهدايي را در معرض ميزان بالاي آلودگي به اين ويروس ها قرار مي دادند.
متوسط سني گروه شاهد (Grade هاي پايين) نسبت به گروه مورد التهاب كبدي بالاتر بود. علت اين امر مي تواند جوان بودن كلي جامعه ما و به خصوص بيشتر قرار داشتن جوانان در معرض آسيب هاي اجتماعي باشد.
در نتيجه گيري كلي، مصرف اپيوم خطر التهاب يا فيروز كبدي را به طور معني دار افزايش نداد كه شايد يك علت آن كم بودن تعداد نمونه مطالعاتي ما باشد و جا دارد مطالعه اي در مقياس بزرگتر با توجه به اهميت بالاي اين مساله در كشور ما انجام شود.
كلمات كليدي: