تعيين آلودگي آبهاي زيرزميني منطقه صنعتي ( چرمسازي) تبريز

نويسنده: فريدون آرمانفر
استاد راهنما: سيمين ناصري
استاد مشاور: قاسمعلي عمراني، امير حسين محوي
تاريخ دفاع: 1376/10/21
مدرك: كارشناسي ارشد مهندسي بهداشت محيط
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي تهران، دانشكده بهداشت، مهندسي بهداشت محيط
چكيده: اين پژوهش جهت تعيين آلودگي آبهاي زيرزميني منطقه چرمشهر تبريز واقع در شمال غربي شهرستان تبريز در محدوده اي به وسعت 16000 هكتار انجام گرفت. مناطق مسكوني موجود در منطقه مشتمل بر روستاهاي الوار عليا، الوارسفلي، خواجه ديزج، مايان عليا، مايان سفلي، قيزل ديزج، نوجه ده و آخوله مي باشد و صنعت چرمسازي مشتمل بر 200 كارگاه بزرگ و كوچك از مهمترين صنايع موجود در منطقه مي باشد. اقليم منطقه در تقسيم بندي دومارتين نيمه خشك و سرد تشخيص داده شده و از همين رو حفاظت كمي و كيفي از منابع آب موجود در منطقه شديداً احساس مي گردد. از لحاظ زمين شناسي وجود لايه هاي متعدد ناتراوا در بين سفره هاي آبدار منجر به ظهور وضعيت چند سفره اي در منطقه گرديده است، جهت حركت آبهاي زيرزميني از شيب عمومي منطقه تبعيت كرده و تقريباً از شرق و شمال شرقي به سمت غرب و جنوب غربي مي باشد.
در اين تحقيق تعداد 34 چاه عميق، نيمه عميق، و سطحي در دو فصل كم باران ( شهريور، مهر و آبان سال 1375) و پرباران ( فروردين و ارديبهشت سال 1367) مورد بررسي قرار گرفته و همزمان جهت تعيين وضعيت كيفي رودخانه هاي آجي چاي و فاضلاب كارگاههاي چرمسازي و شيرابه زباله هاي اين صنعت، نمونه برداري از آنها نيز صورت گرفت و بر روي تمامي نمونه هاي برداشت شده آزمايشات فيزيكي، شيميائي و ميكروبي انجام گرفت.
نتايج اين پژوهش نشان داد كه رودخانه آجي چاي به علت ورود انواع فاضلابهاي مسكوني و صنعتي و كشاورزي بويژه در فصل كم باران از آلودگي شديدي برخوردار بوده و به طوري در اين فصل غلظت پارامترهاي همچون BCD5، COD كروم و سولفيد به ترتيب برابر با 425، 705، 21 و 19 ميلي گرم در ليتر در ايستگاه شماره 3( بعد از تخليه فاضلابهاي چرمسازي ) اندازه گيري گرديد. اين در حاليست كه در فصل پرباران براي همين پارامترها ارقام 98، 190، 6/3 و 2/4 ميلي گرم در ليتر بدست آمد. از سوي ديگر MPN آلودگي ميكروبي كه نوع اشريشيا كلي از شاخص آنها بود در اين فصل بيش از 1800 و 35 در يكصد ميلي ليتر اندازه گيري گرديد. بنابراين ملاحظه مي گردد كه اين رودخانه از آلوده ترين رودخانه هاي كشور بشمار رفته و با توجه به نقش آن در تغذيه سفره فوقاني در طولاني مدت اثرات جبران ناپذيري را در منطقه بجاي خواهد گذاشت.
نتايج حاصل از بررسي فاضلابهاي چرمسازي نشان داد كه اين فاضلابهاي از لحاظ تمام پارامترهاي اندازه گيري شده غير قابل تخليه به آبهاي سطحي و يا آبياري مزارع بوده و مي بايست تصفيه هاي اختصاصي بر روي آنها انجام گيرد. از ميان پارامترهاي آزمايش شده BOD5، COD، TSS كروم كل و سولفيد از مهمترين آلاينده هاي موجود در اين فاضلابها مي باشد كه غلظت آنها در فاضلاب به ترتيب برابر 1100= 186، 1448، 56 و 76 ميلي گرم در ليتر ( در فصل كم باران) اندازه گيري گرديد كه به نظر مي رسد در كمتر موارد 5-4 برابر غليظ تر از فاضلابهاي شهري مي باشند.
لازم به ذكر است تصفيه خانه موجود در محل چرمشهر از نوع لجن فعال بوده و بنا به دلايل مختلفي همچون طراحي و راهبري نامناسب و ظرفيت كم آن عملاً در زمان كاركرد از راندمان مناسبي برخوردار نمي باشد.
شيرابه زباله هاي چرمسازي از ديگر آلوده كننده هاي منطقه مي باشد كه با دارا بودن غلظتهايي از اغلب آلاينده هاي نظير BOD5، COD، TSS، كروم و ازت كجلدال سهم بزرگي در آلودگي رودخانه آجي چاي و آبخوانها زيرزميني دارند. مقادير پارامترهاي كيفي مذكور در اين مايع به ترتيب 1670، 2117، 2577، 5/38 و 176 ميلي گرم در ليتر اندازه گيري گرديد.
آلودگي آبهاي سفره فوقاني منطقه مورد مطالعه در مورد برخي از پارامترهايي كه مورد آزمايش قرار گرفتند بوضوح مشخص بود، بعنوان مثال مي توان سولفيد، كروم، روي و COD را نام برد كه به طور متوسط به ترتيب 4، 04/0، 4، 42 ميلي گرم در ليتر اندازه گيري گرديد. البته جرمهاي ميكروبي شاخص نظير اشريشا كلي از ديگر آلودگي هاي اين سفره بشمار مي رود. در خصوص آلودگي اين سفره موضوع مهم آن است كه بنظر مي رسد سهم نفوذ آلاينده ها از طريق فعاليتهاي كشاورزي و سيستم هاي اختصاصي دفع و نگهداري فاضلاب بيشتر از بقيه منابع آلوده كننده باشد. البته در منطقه مورد مطالعه آب اين سفره عمدتاً در فرآيندهاي صنعتي همچون چرمسازي مورد استفاده قرار مي گيرد، زيرا وجود EC و SAR بسيار بالا در اين آب استحصال آن را براي امر كشاورزي محدود ساخته است.
آبخوانهاي تحتاني منطقه كه از سفره هاي نيمه تحت فشار لب شور شروع گرديده و به سفره هاي تحت فشار شيرين ختم مي شوند، نكته مهم در خصوص حضور آلاينده ها در آب اين سفره ها كم غلظت بودن و تغيير بطئي آنها مي باشد بنحوي كه در مدت زمان كوتاه ما بين دو فصل كم باران و پرباران ميزان تغييرات جزئي اين آلاينده ها مشخص نگرديد و استنتاج اخير مي تواند تنها اين مسئله را به اثبات برساند كه آلاينده ها صرفاً از مناطق و مسيرهاي مشخص و محدودي وارد اين سفره مي شوند كه در اين تحقيق اختلاط آب سفره فوقاني و سفره هاي تحتاني از طريق لوله گذاري نامناسب چاهها و رها ساختن چاههاي متعدد و خوردگي لوله ها بعنوان مهم ترين اين مسيرها شناسائي گرديد و ناچيز بودن مقادير آلاينده ها در مناطقي كه فاقد چاههاي معيوب فوق مي باشد مي تواند تأييدي بر اين مسئله باشد. آب اين سفره با توجه به آلودگي هاي موضعي براي استفاده در شرب مي بايست با احتياط و تصفيه هاي مورد لزوم( بويژه گندزدايي) صورت گيرد، ولي در حال حاضر براي مصارف كشاورزي محدوديت كيفي در آب اين سفره مشاهده نمي گردد.
كلمات كليدي: