بررسي اتيولوژي هپاتيت در بيماران بستري شده در بيمارستان بوعلي در طول سال 1375

نويسنده: منيژه صمدي
استاد راهنما: هادي نجاتي
استاد مشاور:
تاريخ دفاع: 1374/01/01
مدرك: دكتراي تخصصي دكتراي تخصصي ( داخلي)
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، پزشكي،
چكيده: از زمانهاي گذشته تاكنون بيماري هپاتيت، همواره بعنوان يكي از مهمترين مشكلات بهداشتي موجود در جوامع مختلف مطرح بوده است و چگونگي برخورد و مقابله با اين بيماري نيز از دير باز مورد توجه بوده است. امروزه پيشگيري از ايجاد و گسترش بيماري يكي از مهمترين جنبه هاي مبارزه با آن را تشكيل مي دهد. جهت امر پيشگيري الزاماً بايد از علل موجد بيماري، نحوه انتقال و ازمان آن در فرد و افراد جامعه آگاه بود. بررسي علل بوجود آورنده بيماري در جامعه مي تواند يكي از مهمترين قسمتهاي اين مطالعه را تشكيل دهد.
در تحقيقي كه ارائه مي گردد نيز موضوع تحقيق، بررسي علل هپاتيت در بيماراني مي باشد كه در طول سال 1375 با اين تشخيص در بخشهاي مختلف بيمارستان بوعلي (اعم از داخلي- جراحي- عفوني– زنان – ICU ) بستري بوده اند و سعي شده است با استفاده از شرح حال- يافته هاي كلينيكي و پاراكلينيكي هر بيمار بطور جداگانه، به محتمل ترين علت اتيولوژيك بيماري دست يابيم و نهايتاً درصد و شيوع هر يك از علل تعيين گردد.
بطور كلي نتايج حاصل از مطالعه ما شامل اين موارد مي گردد:
از بين 63 نفر افراد بيمار بالاي 12 سال كه در بخشهاي فوق بستري بوده اند، 22 نفر زن و 41 نفر مرد بوده اند. اتيولوژي بيماري در 34 نفر از بيماران مشخص بوده و در 29 نفر ديگر نامشخص باقي مانده بود. در بين 34 بيمار با اتيولوژي مشخص، ماركرهاي ويروسي فقط در 24 نفر آن ها مشخص گرديده بود. از اين تعداد اخير 9 نفر داراي آنتي ژن (S) مثبت هپاتيت بي، HB+(S)Ag و 15 نفر باقي داراي آنتي ژن S منفي هپاتيت B بوده اند HB-(S)Ag در ميان مطالعه شوندگان، يك مورد كبد چرب حاملگي، يك مورد بدخيمي با متاستاز به كبد، يك مورد سيروز، يك مورد كوله سيستيت، شش مورد هپاتيت داروئي و هفت مورد هپاتيت فولمينانت و آنسفالوپاتي كبدي بوده است. در ميان موارد هپاتيت داروئي، سه مورد هپاتيت ناشي از داروهاي آنتي TB ، يك مورد ناشي از متي مازول، يك مورد ناشي از كلرپرومازين و يك مورد ناشي از سديم والپورات بوده است. از 63 بيمار مورد بررسي، 7 نفر آنها در مدت بستري در بيمارستان فوت گرديده اند و 56 نفر بقيه در قيد حيات بوده اند.
به اين ترتيب در ميان بيماران تحت مطالعه 54% داراي اتيولوژي مشخص و 46% فاقد آن بودند.
تعداد افراد با HB(S)Ag مشخص شده، كم بوده و شايد بسياري از موارد با اتيولوژي نامشخص ناشي از عدم تشخيص به موقع همين ماركر بوده است. در ضمن HCV نيز مورد مطالعه قرار نگرفته بود. موارد هپاتيت داروئي مشخص نيز معلوم گرديد. در مطالعه بعمل آمده جنسيت در بيماري افراد تاثيري نداشته است. رويهم رفته چون تعداد موارد اتيولوژيكي بدست آمده كم بوده است، نمي توان بروي آن تاكيد آماري نمود. جهت اين امر مي بايست مطالعه را در سطح گسترده تري از افراد انجام داد.
كلمات كليدي: