بررسي فراواني عوامل خطرزاي هپاتيت C در اهداء كنندگان خون

نويسنده: رضا خواجه اي، پيمان حاتمي
استاد راهنما: سيد مؤيد علويان
استاد مشاور:
تاريخ دفاع: 1376/12/01
مدرك: دكترا پزشكي
دانشگاه: دانشگاه آزاد اسلامي، پزشكي تهران،
چكيده: نخست به استحضار مي رسانيم كه بيماريهاي گوناگون از ابتداي حيات انسان، به مثابه معضلي خطير همواره جامعه بشري را مورد تهديد قرار داده و مي دهد.
انسان نيز با استعانت و استمداد از دريافته ها و اندوخته هاي خويشتن و همچنين با تكيه بر تجارب علمي و عملي خويش پيوسته تمامي مساعي خود را جهت نيل به مقصود نهائي خود در اين راستا كه همانا غلبه بر اين امراض مي باشد، در طبق اخلاص نهاده است.
اگر نگاهي هر چند اجمالي و گذرا بر تاريخچه بيماريهائي كه تاكنون علم بشري به توفيق برداشتن نقاب از چهره آنان نائل آمده است، بيفكنيم، در خواهيم يافت كه شناسائي بسياري از بيماري ها مسبوق به سابقه بوده و به ازمنه كهن باز مي گردد و بسياري نيز در قرنها و دهه هاي اخير كشف گرديده اند. يكي از بيماريهائي كه بشر با آن دست به گريبان است هپاتيت C مي باشد كه از شناسائي اين بيماري بيش از دو دهه نمي گذرد. هپاتيت C يك نوع التهاب كبدي مي باشد كه با درگير كردن قسمتهاي بافت كبدي در بدن انسان استقرار مي يابد.
عامل اين بيماري ويروسي مي باشد كه از آن بعنوان HCV ياد مي شود. اين ويروس از خانواده RNA ويروسها مي باشد. در ارتباط با اپيدميولوژي اين بيماري به عرض مي رسانيم، علي رغم اينكه ما نمي توانيم به تفحص هاي اپيدميولوژيك مربوط به آن دراين فاصله زماني نه چندان زياد، بسنده نماييم ولي آنچه مسلم است اينكه، گستردگي اين بيماري بصورت جهان شمول بوده و ميزان آن از 1.10000 تا 2% جمعيت هاي گوناگون متفاوت است. البته ناگفته نماند كه عواملي را از جمله شرايط اقليمي جغرافيائي، نژاد، فرهنگ و ... دال بر وجود اين طيف گسترده اپيدميولوژيك مترتب دانسته اند. اثبات صحت و سقم آنها مستلزم طلب كردن زمان زيادي است.
از لحاظ جنسيت، ميزان Anti HCV Ab در مردها بيشتر از زنان مي باشد، از نظر نژادي نيز ذكر اين نكته ضروري جلوه مي كند كه اين Ab بيشتر در سفيد پوستان قابل ارزيابي مي باشد تا سياه پوستان، بطوريكه طبق اطلاعات واصله 64% افرادي كه سرمشان داراي اين آنتي بادي هستند سفيد پوست و 15% آنها سياه پوست مي باشند.
Peak سني در اين بيماران 39-30 سالگي مي باشد. راههاي انتقال اين بيماري بطور اخص و مويد، كماكان در هاله اي از ابهام باقي مانده است ولي عواملي كه تاكنون حضور ردپايي از آنها در ايجاد واطاله اين بيماري استنكاف ناپذير جلوه مي كند مشتمل بر چندين مورد مي باشند كه در زمره اهم آنها فاكتورهاي ذيل در صدر سايرين مي درخشند:1- ترانسفوزيون2- استعمال مواد مخدر تزريقي3- پيوند 4- كارمندان شغلهاي كه به نحوي از انحاء با حرف پزشكي تداخل دارند 5- انتقال پري ناتال 6- فعاليت جنسي 7- همودياليز 8- بيماران تالاسميك و ... از نظر تظاهرات كلينيكي اين بيماري، به استحضار مي رسانيم كه اين بيماري طيفي از بي علامتي تا بدخيمي را دارا مي باشد. آنچه تاكنون محرز و هويدا گرديده اينكه، هپاتيت C در مرحله حاد بيشتر بي علامت مي باشد و تمايل به ازمان را از خود بروز مي دهد. البته ناگفته نماند كه درصد بسيار كمي از اين بيماران نيز به سمت هپاتيت فولمينانت رهسپار مي شوند كه در قياس با سايرين زياد حائز اهميت نمي باشند. نكته اي كه افواه صاحب نظران و ارباب فن را بخود معطوف كرده است آنكه اين بيماري بصورت بالقوه توانايي ايجاد عوارض بسيار ناگوار از جمله سيروز و سرطان كبد را دارا مي باشد، و اين بدان معناست كه مضاف بر مشكلاتي كه بطور معمول در بيمار علامت دار هپاتيتي تجربه مي شود (مثل تهوع، خارش، درد عضلاني، زردي، درد شكم و ...) ممكن است عوارض وخيم فوق الذكر نيز در درازمدت براي بيمار به ارمغان آورده شود!!!
از طرفي طبق گزارشات واصله از سازمان بهداشت جهاني (WHO) شايعترين علت پيوند كبدي در دنيا، سيروز كبدي ناشي از هپاتيت C مي باشد و نيز هزينه سرسام آوري نيز براي درمان بيماران هپاتيتي برگرده سيستم درماني سنگيني مي كند. با كمي تامل و تعمق در اين موارد نياز به تمهيدات و برنامه ريزيهاي دراز مدت جهت پيشگيري از ابتلاء به اين بيماري خودنمائي مي كند و اين مهم مگر در سايه دست يازيدن به اطلاعات مكفي و همه جانبه در رابطه با ريسك فاكتورهاي اين بيماري در هر جامعه اي ميسر نمي باشد. اكنون كه تا حدي بر اهميت وافر بررسي ريسك فاكتورهاي هپاتيت C وقوف يافتيم، به عرض مي رسانيم كه ما نيز بر آن شديم تا در راستاي نيل به اهداف عاليه اي چون پيشگيري كامل از اين بيماري شوم با انجام تحقيقاتي پيرامون اين ريسك فاكتورها در كشور عزيزمان ايران سربلند، ضمن انجام وظيفه و خدمتي هر چند قاصر، دين خود را (نه چندان شايسته) به جامعه بشري بطور اعم و هموطنان ارجمندمان بطور اخص، ادا نمائيم.
در اين مطالعه يكسري عوامل خطرساز در رابطه با اين بيماري، در 81 نفر از بيماران مشخص گرديد و در جهت تعيين شيوع هر يك از اين ريسك فاكتورها درافراد مذكور با گروه 80 نفري شاهد كه فاقد آنتي بادي بر عليه HCV بوده اند در مقام قياس برآمديم. نوع اين مطالعه بصورت توصيفي و تحليلي بوده و در غالب بررسي Case–Control صورت گرفته است. همانگونه كه مسبوق مي باشيد در اين نوع مطالعات كه در آنها تعداد موارد اندك مي باشند نمي توان از مطالعه كوهورت استمداد جست. در اينجا برخود فرض مي داريم كه به ذكر دو نكته حائز اهميت بپردازيم: اول اينكه با احتراز از هر گونه حمل بر خودستائي به عرض مي رسانيم، انجام اين مطالعه در رابطه با چنين بيماري در ايران كاملاً منحصر به فرد بوده و درخاورميانه نيز كم نظير مي باشد و نظري هر چند تلويحي به آمارهاي جهاني دال بر صدق اين مدعاست كه جمع آوري 80 مورد هپاتيت C امريست بس غامض. دوم اينكه در اين مطالعه هيچ يك از بيماران، سابقه پيوند، همودياليز، نارسائي مزمن كبدي، تالاسمي و بيماريهاي از اين قبيل را نداشته اند و اين گونه بيماران از مطالعه خارج گرديده اند.
نتايج حاصله: بر اساس تحقيق حاضر مهمترين عوامل خطرزا در ابتلاء به هپاتيت C در ايران به شرح ذيل مي باشند: سابقه ترانسفوزيون (8/21%)- سابقه تماس جنسي مشكوك (20.8%)- سابقه استعمال مواد مخدر تزريقي (19.8%)- سابقه زردي در خانواده (15.5%)- سابقه خالكوبي (15%) نكته اي كه ذكر آن ضروري جلوه مي كند سابقه زخمي شدن در جبهه با ميزان 23.4% در بدو امر به مثابه ريسك فاكتوري خطير عنوان گرديد، لكن در قسمت هاي بعدي آناليز آماري ملاحظه گرديد كه اين فاكتور خطرزا ارتباط تنگاتنگي با ترانسفوزيون دارد. لذا سابقه حضور در جبهه به عنوان يك عامل خطرزا معناي خود را از دست داد.
كلمات كليدي: