هپاتيت C

نويسنده: مهرداد رباني
استاد راهنما: رسول ستوده منش
استاد مشاور:
تاريخ دفاع: 1376/09/01
مدرك: دكترا پزشكي
دانشگاه: دانشگاه آزاد اسلامي، پزشكي تهران،
چكيده: ويروس هپاتيت C، ويروس RNA داريست كه بطور اوليه بافت كبد را مورد تهاجم قرار داده و در 80% موارد موجب عفونت پايدار و هپاتيت مزمن مي گردد. از اين تعداد حدود 60% بيماران دچار هپاتيت مزمن فعال شده و بسوي سيروز و در نهايت كانسر كبد پيش خواهند رفت. عفونت HCV كه مسئول بيش از 90% موارد هپاتيت بعد از ترانسفوزيون شناخته شده، سيري آهسته دارد و در موارد مزمن با نوسان يويو مانند ترانس آمينازهاي سرم (خصوصاً ALT) جلب توجه مي نمايد. بيمار ممكن است كاملاً بدون علامت باشد و فقط هنگام اهداء خون يا يك آزمون بيوشيميايي روتين ظن وجود اين بيماري در وي مطرح گردد. بيماري از راههاي مختلفي انتقال مي يابد و وجود بيش از 300 ميليون كارير در سراسر جهان موقعيتهاي متنوعي را براي انتقال ويروس فراهم مي آورد. داشتن ژنوتيپ هاي متعدد و خاصيت تغيير پروتئين هاي آنتي ژنيك، از عوامل مهمي هستند كه در كنار تراكم اوليه ويروس و فاكتورهاي مربوط به ميزبان بر تظاهرات باليني، ميزان پاسخ به درمان و پيش آگهي بيماري تأثير بسزايي دارند.
اخذ شرح حال با عنايت به ريسك فاكتورهاي بيماري، تعيين سطح آمينو ترانسفراز سرم، آزمون ELISA و RIBA براي سنجش تيتر آنتي بادي هاي ضد PCR ,HCV و b DNA assay براي تأييد و تعيين تيتر HCV-RNA، بيوپسي كبد، و تعيين اتوآنتي بادي هاي سرم از مهمترين ابزارهاي تشخيصي هپاتيت C بشمار مي آيند. تشخيص قطعي با PCR ضرورت دارد. اگر HCV-RNA مثبت باشد حتماً يافته هاي غير طبيعي نيز در بيوپسي كبد موجود خواهند بود.
تهيه واكسن جهت پيشگيري از هپاتيت C مراحل ابتدايي خود را سپري مي كند. هتروژنئيته قابل توجه ويروس، عدم شناسايي يك آنتي بادي خنثي كننده اختصاصي و كم بودن تعداد ويروس در گردش خون از مشكلات تهيه واكسن به حساب مي آيند. فعلاً با screening خون و محصولات خوني از نظر anti-HCV و اجتناب از مصرف غيرضروري اين مواد و همچنين بذل توجه به ريسك فاكتورهاي بيماري توانسته اند تا حد زيادي از موارد هپاتيت بعد از ترانسفوزيون بكاهند.
تنها داروي اختصاصي كه بيش از همه بكار رفته و اثر بخشي خود را به اثبات رسانيده است، انترفرون آلفا مي باشد كه بدو صورت لفنوبلاستوئيد و نوتركيب در دسترس مي باشد. در مورد بهترين رژيم درماني هنوز جاي بحث وجود دارد، ظاهراً پاسخ بيمار علاوه بر عوامل شناخته شده موثر بر پاسخ به درمان به عوامل ناشناخته ديگر نيز بستگي خواهد داشت. با اين حال رژيم 3 ميليون واحد 3 بار در هفته بمدت حداقل 12 ماه در بالغين بهترين نسبت efficacy/risk را در ميان ساير رژيم ها از خود نشان داده است. سطح ترانس آمينازهاي سرم 2 ماه پس از شروع درمان تعيين كننده ادامه خط مشي درمان خواهد بود در مورد آنها كه به درمان پاسخ نمي دهند مي توان از تكرار دوره با دوز بالاتر، افزودن ريباويرين يا اورسوداكسي كوليك اسيد به انترفرون آلفا يا فلبوتومي استفاده نمود.
مطلب حائز اهميت اينكه در برخورد با بيمار مبتلا به هپاتيت C نسبت به دو نكته مي بايست بسيار هوشيار بود. اولاً، وجود بيماريهاي همراه ممكن است تأثير بسزايي در سير پيشرفت بيماري، نحوه تظاهر آن، و پاسخ به درمان داشته باشند و ثانياً درمان با انترفرون داراي عوارضي مي باشد كه بر روش درمان تأثير داشته و گاه حتي در صورت عدم توجه فوري ممكن است ادامه درمان را غير ممكن سازند.
با وجود فعاليت هاي بسيار چشمگيري كه در سطح جهان به منظور شناخت و مقابله با اين بيماري صورت گرفته هنوز نكات ناشناخته فراواني وجود دارند كه حل آنها محتاج تحقيقات گسترده تر آتي مي باشد.
كلمات كليدي: