بررسي شيوع هپاتيت C در بيماران دياليزي بيمارستان لبافي نژاد

نويسنده: شاهين حبيبيان
استاد راهنما: احمد فيروزان
استاد مشاور:
تاريخ دفاع: 1379/01/01
مدرك: دكترا پزشكي
دانشگاه: آزاد اسلامي واحد تهران پزشكي، ،
چكيده: بيان مسئله: ويروس هپاتيت C يك RNA VIRUS است كه مانند هپاتيت B از راه تماس با خون يا تزريقات آلوده منتقل مي شود و در كل دنيا نقش آن در ايجاد بيماريهاي مزمن و كانسر كبد همپايه هپاتيت B برآورد مي شود. بيش از 90 درصد هپاتيت هاي NANB ناشي از هپاتيت C است و 90 درصد بيماريهاي مزمن و سيروز كبدي پس از انتقال خون به دليل HCV مي باشد. 90-85 درصد افراد آلوده به ويروس تا آخر عمر آلوده مي مانند كه 70-50 درصد آنها به سمت بيماريهاي مزمن كبدي سير مي كنند. از اين تعداد بين 20 تا 50 درصد موارد شايد به سيروز و تعداد كمتري به كانسر كبد مبتلا شوند. سيروز كريپتوژنيك نيز بطور شايع توسط HCV ايجاد مي شود در مبتلايان به نارسايي مزمن كليه بدليل دريافت مكرر خون و تماس در مراكز دياليز HCV شيوع قابل توجهي دارد و در واقع يكي از عوامل خطر آلودگي با HCV دياليز مي باشد. طبق آمارهاي مختلف كه شيوع HCV را درجمعيت نرمال 1.5 درصد گزارش كرده اند شيوع HCV در دياليزي ها تا 50 درصد هم بوده است و بيماريهاي كبدي علت مهمي از مرگ و مير و ناخوشي را در اين بيماران به خود اختصاص مي دهند، كه در اين ميان HCV علت اصلي بيماريهاي حاد و مزمن كبدي در افراد همودياليزي است علاوه بر موارد بالا جنبه منفي ديگري نيز از ويروس شناخته شده است و آن مربوط به بيماران دياليزي است كه در نوبت پيوند كليه مي باشند در اين افراد اگر آلوده به HCV باشند پس از پيوند ابتلا به عفونت هاي غيركبدي بالا مي رود كه سبب افزايش مرگ و مير در اين افراد مي شود.
بطوريكه مرگ و مير ناشي از SEPSIS در آنها به 9.9 برابر مي رسد. در يك بررسي و نگاه كلي مرگ و مير افرادي كه قبل از پيوند آلوده بوده اند 3.3 برابر افراد غيرآلوده بوده است. همه موارد بالا نشانگر نقش مهم آلودگي با HCV بخصوص در افراد دياليزي مي باشد. لذا در سالهاي اخير مطالعات متعددي روي جنبه هاي اپيدميولوژيك HCV در بيماران دياليزي صورت گرفته است و نتايج بسيار متفاوتي حاصل شده است. در كشور ما با وجود اينكه از بيماران دياليزي آزمايشهاي مربوط به وجود HCV به عمل مي آيد ولي بررسي جامعي در شيوع HCV در افراد دياليزي صورت نگرفته است لذا تصميم گرفتيم تا با انجام يك مطالعه مقطعي (Sectional Cross) اولاً شيوع اين بيماري را در يك مركز دياليز دريابيم دوماً به بررسي عوامل خطر و فاكتورهاي زمينه ساز ابتلا به عفونت بپردازيم. نتايج اين مطالعه موقعيت فعلي HCV را در بيماران ما و نيز عوامل خطرساز ابتلاي به آن را مشخص خواهد كرد. و در نتيجه امكان برنامه ريزي بهتري را براي مواجهه با اين عارضه فراهم خواهد نمود، ضمناً تجهيز بهتر مراكز دياليز، آموزش دقيق نكات بهداشتي بيماران و پيشگيري از آنرا امكان پذير خواهد نمود. علاوه بر اينها با توجه به آنكه روش انتقال HBV و HIV شباهت زيادي به HCV دارد. هر اقدامي كه به كنترل HCV منجر شود از انتقال ايندو بيماري نيز خواهد كاست.
روش انجام طرح: براي جمع آوري اطلاعات از فرمهاي مخصوصي كه به عنوان شناسنامه فردي بيماران دياليزي شناخته مي شود استفاده شده است. اساس و روش بيماريابي (Screening) توسط آزمون سرولوژيك ELISA مي باشد كه به عنوان متغيير اصلي شناخته مي شود. متغييرهاي اصلي ديگر مدت زمان همودياليز- سابقه ترانسفيوژن قبلي (و تعداد واحد هاي آن) مي باشند متغيرهاي فرعي كه در اين بررسي مورد توجه قرار گرفته اند آزمونهاي كبدي (BILI ALT-AST-TOTAL) آزمونهاي هماتولوژيك (ALKP. Hb. WBC. PLT) و همچنين HBSAg، سابقه پيوند كليه، سابقه زردي و در نهايت علت CRF بوده است.
كلمات كليدي: