بررسي تاثير كارگاههاي آموزشي طرح درس در طراحي و كاربرد سطوح حيطه شناختي در اهداف طرح درس

نويسنده: حسين كريمي
استاد راهنما: سيد كامران سلطاني عربشاهي
استاد مشاور: شهرام يزداني، ناصر ولايي
تاريخ دفاع: 1370/01/01
مدرك: كارشناسي ارشد آموزش پزشكي
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، پزشكي،
چكيده: سابقه و هدف: با توجه به اهميت طرح درس در ساماندهي به فرايند آموزش و تسهيل در يادگيري و گزارشاتي از موفقيت برگزار ي كارگاههاي آموزشي بر كميت و كيفيت تدوين طرح درس و به منظور تعيين تاثير برگزاري اين كارگاهها در طراحي و كاربرد سطوح حيطه شناختي در اهداف اختصاصي، اين تحقيق بر روي اعضاء هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوق يزد طي سالهاي 80-1379 انجام گرفت.
مواد و روشها: اين تحقيق به روش كار آزمائي باليني از نوع مقايسه قبل و بعد بر روي تعداد 235 نفر انجام گرفت كليه اين اعضاء، قبل و بعد از شركت در كارگاه آموزشي طرح درس، كميت و كيفيت طرح درس آنها بررسي و ثبت گرديد. كارگاه آموزشي طرح درس به مدت 5 ساعت در يك روز طي 14 دوره با محتوي آموزشي و مدرسين يكسان انجام گرفت. محتواي آموزشي شامل حيطه هاي يادگيري و طبقه بندي آنها، تعيين هدفهاي آموزشي (هدف كلي، اهداف اختصاصي) راهبردها و فنون تدريس، تهيه محتواي آموزشي، شناسائي روشهاي ارزشيابي، فنون تدريس، تنظيم جدول زمان بندي، انتخاب وسائل كمك آموزشي در تدريس و نحوه طراحي اين عوامل در طرح درس بوده است. تاثير كارگاه را بر اجزاء طرح درس شامل نحوه نوشتن اطلاعات عمومي، مقدمه، هدف كلي، اهداف ويژه، روش تدريس وسائل كمك آموزشي، روش ارزشيابي، منابع و ماخذ، جدول زمان بندي و نيز بررسي اهداف از نظر سطوح حيطه شناختي شامل دانش، درك مطلب، كاربرد، تجزيه و تحليل، تركيب و ارزشبابي تعيين گرديد. براي سنجش سطوح حيطه شناختي بر اساس طبقه بندي Blooms و اجزاء طرح درس بر اساس معيار الگوي طراحي آموزشي دانشگاه اينديانا انجام گرفت. براي كليه معيارها نگارش اجزاء طرح درس به روش صحيح، ناصحيح و يا عدم نگارش به تفكيك قبل و بعد از آموزش كارگاهي طبقه بندي شدند. و تاثير كارگاه را براساس نگار ش طرح درس به فرم صحيح، به فرم غلط و يا نداشتن با آماره MCNEMAR'S مورد قضاوت آماري قرار گرفت كه در نهايت تاثير كارگاه بر حسب دانشكده هاي مختلف نيز مورد بررسي قرار گرفت.
يافته ها: تحقيق روي تعداد 235 نفر با 251 طرح درس انجام گرفت. كه 16 نفر داراي دو طرح درس بودند تعداد 174 نفر (74%) مذكر و 61 نفر (26%) مونث، تعداد 142 نفر (60.5%) استاديار و 132 نفر (56.2%) اعضاء هيئت علمي باليني و 103 نفر (43.8%) اعضاء هيئت علمي گروه پايه بودند. قبل از آموزش (20.9%) طرح درس ها به شكل صحيح نگارش شده بودند، (12%) به شكل غلط و (1.67%) از طرح درس فاقد اجزاء طرح درس بودند. بعد از اجراي كارگاه آموزشي به ترتيب (49.3%) و (17.4%) و (34.3%) تغيير پيدا كرده بود. وضعيت كلي سطوح حيطه شناختي قبل از آموزش (7.31%) به نحوه صحيح افعال سطوح حيطه شناختي را بكار برده بودند، بعد از آموزش به (51.5%) تغيير پيدا كرد (P<0/001)، بيشترين موفقيت اجزاء طرح درس مربوط به ذكر روش تدريس و منبع و ماخذ و كمترين ميزان موفقيت مربوط به تنظيم جدول زمان بندي در طرح درس بود. بيشترين مشكلات اجزاء طرح درس نداشتن جدول زمانبندي به ميزان (72.9%). نداشتن مقدمه به ميزان (56.2%) و نداشتن منابع و ماخذ (48.2%) بود. همينطور در سطوح حيطه شناختي بيشترين موفقيت مربوط به نوشتن اهداف در سطح درك مطلب از (26.3%) به (83.7%) بود. (001/0>p) ولي در زمينه تركيب و ارزشيابي كارگاه موفقيتي نداشته است و كماكان در سطح تجزيه و تحليل، تركيب و ارزشيابي مشكل هدف نويسي وجود دارد.
نتيجه گيري و توصيه ها: برگزاري كارگاههاي آموزشي طرح درس موجب موفقيت اعضاء هيئت علمي در تدوين و نگارش طرح درس و نوشتن اهداف در سطوح بالاي حيطه شناختي مي گردد. چون اين تحقيق مقايسه قبل و بعد انجام گرفته و نيز مشكل نبودن جدول زمانبندي، مقدمه، منابع و ماخذ در طرح درس و در قسمت اهداف نداشتن سطح تجزيه و تحليل، تركيب و ارزشيابي وجود دارد. لذا به منظور ارتقاء سطح آموزش انجام پژوهشهائي را در اين زمينه در خواست و توصيه مي گردد.
كلمات كليدي: