شناسايي پسمانده هاي خطرناك در استان مركزي و انتخاب بهترين گزينه دفع

نويسنده: عليرضا نيك طبع اطلاعتي
استاد راهنما: محمود اسدي
استاد مشاور: قاسمعلي عمراني، علي ناصري
تاريخ دفاع: 1374/12/12
مدرك: كارشناسي ارشد مهندسي بهداشت محيط
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي تهران، دانشكده بهداشت، مهندسي بهداشت محيط
چكيده: پسماندهاي خطرناك كه هم اكنون داراي تعاريف دقيق بوده و بسياري از آنها فهرست شده اند از فعاليتهاي متفاوتي چون صنعتي، كشاورزي و حتي خانگي توليد مي گردند كه از اين ميان فعاليتهاي صنعتي با توليد پسماندهاي خطرناك در حجم و ويژگي قابل ملاحظه مهمترين منبع توليد آنها مي باشند. استان مركزي بدلايل متعدد درگير رشد صنعتي شده كه بايد با اقدامات و پيش بيني هاي مديريتي لازم از تخريب بيشتر محيط زيست جلوگيري به عمل آيد. در اين راستا ابتدا صنايع استان مركزي با توجه به فهرست هاي مركز آمار ايران و وزارت صنايع شناسايي و گروه بندي شدند. توليد ماشين آلات و محصولات فلزي با 6/26% صنايع شيميايي با 1/24% صنايع كاني غير فلزي با 7/16، نساجي با 6/10، فلزات اساسي با 6/8، غذايي با 9/6، كاغذ و مقوا و چوب با 5/4 و بالاخره صنايع متفرقه با 2 درصد بافت صنعتي استان را تشكيل مي دهند. سپس از هر گروه بسته به اهميت تعدادي واحد آماري اختيار گشته و پرسشنامه طراحي شده براي آنها ارسال گرديد و با مراجعه حضور پرسشنامه تكميل شد. جمعاً 47 مورد بررسي شد كه كيفيت كل پسماندها شناسايي و كميت كلي آن برآورد گرديد بر اين اساس سالانه بيش از 832400 تن انواع پسماندهاي خطرناك توليد مي شوند كه درصد بالايي از آنها به راحتي قابل مديريت مي باشند. اگر پسماندهاي حجيم و با خطر كم ناشي از فعاليتهاي سنگبري و معدن را كه بالغ بر 149000 تن در سال مي باشند و پسابهاي صنعتي صنايع توليد ماشين آلات و محصولات فلزي كه بيش از 450000 متر مكعب مي باشند حذف شوند، 145250 تن پسماندهاي خطرناك باقي مي ماند كه 3/47 درصد از آنها توسط صنايع فلزات اساسي، 3/40% صنايع شيميايي، 5/6% صنايع محصولات و ابزار آلات فلزي، 7/2% صنايع كاني غير فلزي و 9/0% توسط ديگر صنايع توليد مي گردند.
2/69% پسماندهاي خطرناك مايع، 3/26% جامد و 5/4% بصورت نيمه جامد و لجن مي باشند.
70% از اين پسماندها توسط پسابها يا بصورت تلنبار كردن در محيط زيست تخليه شده، 18% بازيافت گرديده و به واحدهاي ديگر فروخته مي شود و 8% بدون رعايت موارد ايمني سوزانده مي شوند.
بر پايه اين شناسايي كمي و كيفي الگوي مديريتي بدين صورت پيشنهاد گرديد: احداث يك تاسيسات جامع نگهداري، تصفيه و دفع در محلي نزديك به دو قطب صنعتي استان بهترين گزينه مي باشد كه با بررسي ابتدايي اوضاع اقليمي، آب شناسي و دستيابي جاده اي دو مكان براي آن معرفي شد.
ارسال پسماندهاي خطرناك به اين تاسيسات توسط دو ايستگاه نگهداري و انتقال در اراك و ساوه انجام مي پذيرد و تمامي اين اعمال تحت نظر مركزي واحد بنام بانك اطلاعاتي پسماندها كه در محل اداره محيط زيست اراك مي باشد انجام و پيگيري خواهد شد.
كلمات كليدي: