تعيين حساسيت اسكن Sestamibi و سونوگرافي در لوكاليزاسيون هيپرپاراتيروئيديسم ثانويه

نويسنده: طاهره مهاجر تبريزي
استاد راهنما: شيرزاد نصيري
استاد مشاور: حسين محمودزاده
تاريخ دفاع: 1391/07/01
مدرك: تخصص جراحي عمومي
دانشگاه: علوم پزشكي وخدمات بهداشتي درماني تهران، پزشكي،
چكيده: مقدمه:هيپرپاراتيروئيديسم يا پركاري غدد پاراتيروئيد به افزايش ترشح هورمون پاتورمون (PTH) از غدد پاراتيروئيد و در نتيجه آن افزايش سطح كلسيم اطلاق مي‌گردد. پركاري غدد پاراتيروئيد بر اساس علت زمينه‌اي به سه گروه اوليه، ثانويه و ثالثيه تقسيم مي‌گردد.
پركاري اوليه پاراتيروئيد ناشي از افزايش توليد هورمون پاراتورمون (PTH) توسط غدد پاراتيروئيد غيرطبيعي مي‌باشد و به دليل اختلال در كنترل فيدبكي نرمال اعمال شده توسط كلسيم سرم ايجاد مي‌شود. در پركاري ثانويه پاراتيروئيد، PTH به عنوان يك پاسخ جبراني به هيپوكلسمي ناشي از نارسائي مزمن كليه يا سوجذب گوارشي كلسيم افزايش مي‌يابد. در پركاري ثالثيه، غدد پاراتيروئيد كه به صورت مزمن تحريك شده‌اند به صورت خودكار در آمده و PTHترشح مي‌كنند كه منجر به مقاوم شدن يا عود هيپركلسمي حتي پس از پيوند موفقيت آميز كليه خواهد شد.
اكثر بيماران چهار غده پاراتيروئيد دارند كه اندازه هركدام از آنها حداكثر 7 ميلي‌متر بوده و وزن هركدام تقريباً 50 -40 ميلي گرم مي‌باشد و در موارد پاتولوژيك ممكن است وزن آنها به 10 برابر يا بيشتر نيز برسد. غدد پاراتيروئيد در چربي اطرافشان فرو رفته‌اند و گاهي تمايز آنها از هم مشكل مي‌باشد و به همين خاطر لوكاليزه كردن آنها ممكن است براي فرد كم تجربه حين جراحي مشكل باشد و اينجاست كه بحث لوكاليزاسيون قبل از عمل مطرح مي‌باشد.
علاوه بر آن عليرغم نظر برخي مولفين مبني بر عدم نياز به لوكاليزاسيون در عمل جراحي اول با توجه به عود بالاي حدود 30-10 درصد در اين بيماران نياز به لوكاليزاسيون قبل از جراحي بيشتر مطرح مي‌گردد. قابل ذكر است كه فاكتورهاي موثر در يك جراحي موفق، جراح با تجربه در جراحي پاراتيروئيد و عامل مهم بعد يلوكاليزاسيون بافت پاراتيروئيد مي‌باشد كه غالباً كار مشكلي است. با وجود اينكه كماكان روش استاندارد لوكاليزاسيون در هيپرپاراتيروئيديسم اكسپلوراسيون هر 4 غده توسط جراح با تجربه است ولي با مطرح شدن روش‌هاي كمتر تهاجمي در جراحي نقش لوكاليزاسيون قبل از عمل پر رنگ‌تر مي‌شود چون با اين روش‌ها طول مدت عمل و عوارض بعد از عمل و نيز احتمال عود و موربيديتي بعد عمل كاهش پيدا ميكند.
از روش‌هاي مختلفي جهت لوكاليزاسيون قبل عمل استفاده مي‌شود مانند سي تي اسكن، سونوگرافي، MRI، روش‌هاي تصويربرداري هسته‌اي و آنژيوگرافي. از ميان اين روش‌ها سونوگرافي روش ارزاني بوده و قادر است پاراتيروئيدهاي داخل تيروئيدي را تشخيص دهد، اما وابسته به تجربه فرد انجام دهنده است. وجود ندول همزمان تيروئيد نيز باعث اختلال در نتيجه اسكن شده و موارد مثبت يا منفي كاذب را افزايش ميدهد. در مطالعات انجام شده حساسيت و ويژگي‌هاي مختلفي از سونوگرافي بين80-30 درصد و اسكن Sestamibi 80–50 درصد در لوكاليزاسيون غدد پاراتيروئيد پاتولوژيك گزارش شده است. از آنجاييكه در كشور ما مطالعه‌اي در زمينه مقايسه اسكن Sestamibi و سونوگرافي در لوكاليزاسيون پاراتيروئيد قبل عمل و مقايسه آن با يافته‌هاي حين جراحي در هيپرپاراتيروئيديسم ثانويه انجام نشده است، انجام چنين مطالعه‌اي ضروري به نظر مي‌رسد.
كلمات كليدي: