فرايند سازگاري والدين كودكان و نوجوانان مبتلا به ديابت نوع يك

نويسنده: حسين ابراهيمي
استاد راهنما: سيده فاطمه حق‌دوست اسكويي
استاد مشاور: ندا مهرداد
تاريخ دفاع: 1391/12/01
مدرك: دكتري پرستاري
دانشگاه: علوم پزشكي وخدمات بهداشتي درماني تهران، پرستاري و مامائي،
چكيده: مقدمه: ديابت يكي از بلاياي قرن اخير است و مي‌تواند با عوارض جدي تهديد كننده حيات بيماران، همراه باشد. ابتلاء كودكان به ديابت از جمله سخت‌‌ترين تجربيات خانواده‌ها است و با ورود آن به خانواده، اعضاي خانواده با طيف وسيعي از مشكلات مواجه مي‌شوند. از آنجا كه الگوي سازگاري والدين مي‌تواند برايند سلامتي كودك مبتلا به بيماري‌هاي مزمن همچون ديابت را تحت تأثير قرار دهد، شناخت رفتارهاي خانواده و تصحيح واكنش‌ها و الگوهاي خانواده مي‌تواند كنترل ديابت را امكانپذير سازد. لذا اين پژوهش با هدف تبيين فرآيند سازگاري والدين كودكان و نوجوانان مبتلا به ديابت نوع يك طراحي گرديد.
روش پژوهش: اين مطالعه در پارادايم تحقيقات كيفي بر مبناي روش‌شناسي گراندد تئوري در سال‌هاي 1391-1389 انجام گرديد. روش اصلي جمع‌آوري داده‌ها در اين مطالعه مصاحبه‌هاي عميق نيمه ساختار يافته با 17 مشاركت كننده (هشت پدر و هفت مادر كودك يا نوجوان مبتلا به ديابت نوع يك، يك خانم 22 ساله با سابقه هشت سال ابتلاء به ديابت نوع يك و دبير علمي يك انجمن ديابت) بود كه ابتدا با استفاده از نمونه‌گيري هدفمند و در ادامه پژوهش با نمونه‌گيري نظري انتخاب شدند. زمان مصاحبه‌هاي رسمي به طور متوسط 66 دقيقه بود. طبقات اصلي با استفاده از رويكرد تجزيه و تحليل سه مرحله‌اي اشتراس و كوربين (1998) حاصل گرديد.
يافته‌ها: يافته‌هاي اين مطالعه در قالب چهار طبقه اصلي شامل سخت و ناآشنا، تهديد سلامت خانواده، جستجوي حمايت و عادي اما نگران پديدار شد. متغير مركزي اين مطالعه تلاش براي زندگي عادي بود كه به طور مستقيم و غيرمستقيم همه طبقات ديگر به آن مربوط بودند و آنها را تحت تاثير قرار مي‌داد. در طول تمامي مراحل سازگاري والدين با ديابت فرزند خود اين مفهوم مكرراً ظاهر مي‌شد.
نتيجه‌گيري: فرايند سازگاري والدين با ديابت فرزند فرايند انتقال تكاملي و روان‌شناختي پيوسته‌اي است كه گرچه والدين در مسير آن با چالش‌هاي مختلفي مانند سخت بودن پذيرش بيماري فرزند، عدم آشنايي با ديابت نوع يك و تهديد سلامت خانواده روبرو شدند اما والدين براي رهايي از اين مشكلات در حركتي مداوم و مستمر در جستجوي حمايت از منابع مختلف در دسترس بودند. با اين كه والدين همواره نسبت به آينده فرزندشان و نيز برخورداري وي از حمايت كافي دچار ترديد بودند، مهم‌ترين انگيزه والدين براي سازگاري با ديابت فرزند بازگشت به زندگي عادي بود. درك فرايند سازگاري والدين با ديابت فرزند خود به كاركنان مراقبت بهداشتي كمك مي‌كند تا بهتر بتوانند مشكلات والدين و ديگر اعضاي خانواده را مجسم كنند، ارتباط بيشتر و نزديك‌تري با آنان برقرار كرده و با توجه به نيازهاي خاص آنها، منابع حمايتي در دسترس و راهبردهاي موثرتر را به آنان پيشنهاد كنند.
كلمات كليدي: كودكان و نوجوانان، والدين، ديابت نوع يك، گراندد تئوري، فرايند سازگاري