بررسي ارزش پروگنوستيك كمپليانس شريان ريوي در بيماران مبتلا به نارسايي سيستوليك قلبي

نويسنده: مريم (هلن) كشاورزهدايتي
استاد راهنما: احمد امين، سپيده تقوي
استاد مشاور:
تاريخ دفاع: 1391/03/31
مدرك: دكترا تخصصي
دانشگاه: علوم پزشكي وخدمات بهداشتي درماني تهران، پزشكي،
چكيده: مقدمه: كمپليانس شريان ريوي يك عامل پيش بيني كننده قوي مرگ و مير در بيماران مبتلا به هيپرتانسيون شريان ريوي هم محسوب مي‌گردد. با اين وجود، نقش اين شاخص در پيش بيني outcome بيماران مبتلا به نارسائي قلبي نامشخص است. در اين مطالعه، نقش كمپليانس شريان ريوي در پيش بيني outcome باليني بيماران مبتلا به نارسائي سيستوليك قلبي مورد بررسي قرار گرفت.
روش كار: در يك مطالعه كوهورت آينده نگر، 107 بيمار مبتلا به نارسايي سيستوليك قلبي شناخته شده (با هر علت زمينه‌اي) كه بر حسب انديكاسيون در مركز قلب و عروق شهيد رجائي بين مهر 1388 تا فروردين 1390 تحت كاتتريسم قلب راست قرارگرفتند و تحت درمان اپتيمال مديكال قرار داشتند، وارد مطالعه شدند. در روز قبل از انجام كاتتريسم، همه بيماران شركت كننده پس از اخذ رضايت‌نامه و توضيح در مورد پروسيجر تحت اكوكارديوگرافي قرار گرفتند و عملكرد سيستوليك قلب چپ ثبت شد. سپس، بيماران تحت كاتتريزاسيون قرار گرفتند و شاخصهاي آنژيوگرافيك ثبت شد. كلاس عملكردي بيماران نيز در زمان پذيرش بيماران تعيين شد. NT-proBNP نيز به عنوان يك فاكتور پروگنوستيك با گرفتن نمونه‌ي خون از كاتتر سوان گانز يا وريد پريفرال درهمان زمان كاتتريسم و با كيت بيومريو درآزمايشگاه بيمارستان شهيد رجايي اندازه‌گيري شد. بيماران 3 ماه و 6 ماه پس از ارزيابي اوليه از لحاظ موارد مورتاليتي، بستري در بيمارستان، كلاس عملكردي بيماران و هم چنين سطح NT-proBNP تحت ارزيابي و پيگيري قرار گرفتند.
نتايج:از بين شاخص‌هاي ارزيابي شده، كمپليانس شريان ريوي با PVR، EF، PAP، RVSP، CVP، RVDP و PCWP همبستگي منفي و با شاخصهاي COt، SV، MVO2 و SAO2 رابطه و همبستگي مستقيم داشت. در پيگيري انجام شده، تعداد كل موارد مرگ و مير در طول سه ماه پس از ترخيص برابر يك مورد و در طول شش ماه پيگيري برابر 2 مورد برآورد شد. در طول سه ماه پيگيري، در مجموع 3/ 23% بستري مجدد شدند كه اين مقدار در پيگيري شش ماهه معادل 8/ 31% برآورد گرديد. در طول سه ماه و شش ماه پيگيري انجام شده، مقدار سطح سرمي BNP نسبت به مقدار پايه به تدريج كاهش يافته بود و هم چنين كلاس عملكردي بيماران نيز نسبت به مقدار پايه به تدريج كاهش يافته بود. رابطه معني داري بين كمپليانس شريان ريوي و مورتاليتي و هم چنين بستري در بيمارستان وجود نداشت. از لحاظ رابطه ميان كمپليانس شريان ريوي و كلاس عملكردي بيماران در طول پيگيري، رابطه معكوسي بين كلاس عملكردي بيماران و كمپليانس شريان ريوي برقرار بود. هم چنين، آناليز رگرسيون لجستيك چند متغيره در حضور عوامل احتمالي مخدوش كننده نشان داد كه كمپليانس شريان ريوي عامل پيش بيني كننده مهم در پيش بيني غلظت سرمي BNP بيماران در طول شش ماه پيگيري بيماران بود.
نتيجه گيري: كاهش دركمپليانس شريان ريوي نقش مهمي در پيش بيني پيامد بيماران مبتلا به نارسائي سيستوليك قلبي به ويژه پيش بيني سطح سرمي BNP و هم چنين كلاس عملكردي بيماران در ميان مدت دارد.
كلمات كليدي: