تعيين رابطه پلي مرفيسم آلل هاي فاز يك،دو و ترميم كننده با سطحDNA-adduct در جمعيت عمومي استان گلستان

نويسنده: سيرت الهي
استاد راهنما: رضا ملكزاده، اكبر فتوحي، آرش اعتمادي
استاد مشاور: شاهين مرآت
تاريخ دفاع: 1391/07/01
مدرك: دكتري عمومي پزشكي
دانشگاه: علوم پزشكي وخدمات بهداشتي درماني تهران، بهداشت،
چكيده: پيش زمينه: هيدروكربن‌هاي آروماتيك چندحلقه‌ايPAH) ) نقش مهمي در كارسينوماي سنگفرشي مري در مناطق با ريسك بالا، مناطقي كه حتي افراد غيرسيگاري در معرض مواجهه زياد با اين تركيب هستند، دارند. ما بر آن بوديم كه يك مدل ژنتيكي كه توانايي توضيح تنوع بين فردي در سطح PAH-adduct ميان افرادي كه در شرايط مشابه در اين منطقه زندگي ميكنند را دارد بيابيم.
روش اجرا:111 زن غيرسيگاري از كوهورت استان گلستان ايران به صورت رندوم انتخاب شدند. سپس 21 SNP در 14 ژن مرتبط با متابوليسم زنوبيوتيك و 13 SNP از 9 ژن ترميم كننده‌ي DNA بررسي شدند. ظرفيت NER با روش ارزيابيCOMET و سطح DNA-ADDUCT با روش
P-postlabelling اندازه‌گيري شدند. از رگرسيون چند متغيره جهت ارزيابي اثر تعداد آلل‌هاي موتانت، ظرفيتNER و مواجهه محيطي روي سطح PAH-DNA adduct استفاده شد. مدل‌ها توسط روش آماري Akaike’s information criterion (AIC) مقايسه شدند.
نتايج: متوسط سطح PAH-DNA adduct در مطالعه‌ي ما 5.76+3.13 به ازاي هر 108 نوكلئوتيد بود (دامنه‌ي : 1.71 - 18.57 ). سطح PAH-DNA adduct در هوموزيگوت‌هاي NAT2 (استيلاتور هاي كند ) و ERCC-5 به طرز معناداري پايين‌تر و در ميان ژنوتيپ وحشي MPO به طرز معناداري بالاتر بود. مجموعه‌ي آلل‌هاي خطر در اين ژن‌ها با سطح اداكت همبستگي معناداري داشتند.(r=0.4, p<0.001). . مدلي كه مواجهه محيطي، SNP هاي فاز يك و ظرفيت NER را تواما در نظر ميگرفت، بهترين مدل پيشگويي كننده بود (AIC=98.06). خود ظرفيت NER تحت تاثير پليمرفيسم ژن MTHFR بود.
نتيجه گيري: ما سطح بالايي ازadduct PAH-DNA با تفاوت‌هاي گسترده‌ي بين فردي را مشاهده كرديم. كه ميتوان آن را با مدل تركيبي از پليمرفيسم‌هاي فاز يك و ظرفيت ترميم DNA به صورت بهينه توضيح داد.
كلمات كليدي: