تعيين تاثيرتوام SDF-1 و G-CSF بر بهبود عملكرد مدل تجربي ضايعه نخاعي در موش صحرايي

نويسنده: اديب زنده دل
استاد راهنما: محمد تقي جغتايي
استاد مشاور: مليحه نوبخت، مهرداد بختياري، مهدي مهدي زاده، علي صمد، حميد مقيمي
تاريخ دفاع: 1392/07/01
مدرك: دكترا علوم تشريحي
دانشگاه: علوم پزشكي وخدمات بهداشتي درماني تهران، پزشكي،
چكيده: آسيب‌هاي نخاعي يكي از علل اختلال درعملكرد نورون‌ها مي‌باشد كه علاوه بر ناتواني جسمي از نظر اقتصادي هم براي مبتلايان مشكلات فراواني را ايجاد مي‌كند. با اين وجود تا كنون درمان قطعي براي اين افراد ارائه نشده است. يكي از درمان‌هايي كه در اين زمينه مورد توجه قرار گرفته استفاده سيتوكين‌ها است. از جمله اين سيتوكين‌ها فاكتور مشتق از سلول‌هاي استرومايي (SDF-1a)و فاكتور محرك كلوني گرانولوسيت‌ها (G-CSF) مي‌باشد. اين سيتوكين‌ها منجر به آزادسازي و تحريك ساير سلول‌هاي بنيادي از جمله سلول‌هاي بنيادي مغز استخوان به سمت ناحيه آسيب ديده مي‌شوند و بهبود در عملكرد سلول‌هاي آسيب ديده مي‌شود. در اين تحقيق استفاده همزمان از SDF-1a و G-CSF بر آسيب نخاعي مورد بررسي قرار گرفت.
روش كار:بعد از آسيب در T9 به روش كانتوشن در رت‌هاي نر 12 هفته، SDF-1 ( در دوزهاي 100، 500 و 1000 نانوگرم در ميلي ليتر) به مدت 28 روز از طريق پمپ‌هاي اسمتيك به روش اينتراتكال و
G-CSF به مدت 5 روز به صورت زيرجلدي تزريق گرديد. در اين مدت رت‌ها از نظر رفتاري مورد ارزيابي قرار گرفتند. علاوه بر اين محل آسيب، از نظر ميزان پروليفراسيون سلولي، آنژيوژنز، تعداد آستروسيت ها و ميكروگلي ها و آپوپتوز مورد بررسي قرار گرفتند.
نتايج: امتيازات تست رفتاري در گروههايي كه SDF-1 و G-CSF دريافت كرده بودند در مقايسه با گروهي كه پلاسيبو دريافت كرده بود بيشتر بود.SDF-1 و G-CSF باعث افزايش تكثير سلولي، آنژيوژنز و كاهش آپوپتوز شدند اما SDF-1 باعث افزايش تعداد آستروسيت‌ها شد ولي G-CSF تاثيري بر آنها نداشت.
بحث:اين مطالعه نشان داد كه استفاده از SDF-1 در دوز ng/ml 500 و استفاده همزمان SDF-1 و G-CSF باعث بهبود عملكرد نخاع مي‌شوند. البته با استفاده همزمان از SDF-1 و GCSF سرعت بهبود افزايش مي‌يابد. اين تغييرات در ميزان بهبودي با كاهش ميزان آپوپتوز و سلول‌هاي التهابي همسو مي‌باشد.
كلمات كليدي: