بررسي ژنتيكي اختلالات تكامل جنسي از نوع ديس¬ژنزي گنادي (XY DSD,46) به روش سيتوژنتيكي و مولكولي

نويسنده: آزاده شجاعي
استاد راهنما: جواد توكلي بزاز، فرخنده بهجتي
استاد مشاور: مريم رزاقي آذر
تاريخ دفاع: 1391/07/01
مدرك: دكتراي تخصصي ژنتيك پزشكي
دانشگاه: علوم پزشكي وخدمات بهداشتي درماني تهران، پزشكي،
چكيده: مقدمه: اختلالات تكامل جنسي در زمره بيماريهاي ناشايع به شمار رفته و نتيجه ي ايجاد ناهنجاري در طول دوره تكوين و تمايز گنادي مي باشند. در ميان اين ناهنجاريها، انواع نادري مانند ديس ژنزي گنادي 46,XY وجود دارند كه از لحاظ ژنتيكي بسيار هتروژن هستند. جهش هاي گوناگوني در ژنهاي دخيل در تكوين و تكامل گنادي شناسايي شده اند، كه با ديس ژنزي گنادي ارتباط دارند. از اين ميان، ژن-هاي SRY,NR5A1,DHH,DAX1 و WNT4 در ايجاد اين بيماريها نقش شناخته شده تري را دارا هستند. علي رغم پيشرفتهاي فراوان در كشف ژن‌ها و مكانيسمهاي دخيل در بيماريهاي جنسيتي مانند ديس‌ژنزي گنادي، جهش در ژنهاي شناخته شده، مسئول درصد كمي از اين اختلالات هستند و تاكنون بيش از 50% از كودكان داراي اختلالات تكامل جنسي، عملا هيچ علت شناخته شده و واضحي ندارند. بنابراين به نظر مي رسد كه ژن هاي بالقوه ديگري نيز در تكوين و تمايز گنادها نقش دارند كه در عين حال ناشناخته بوده و لازم است مشخص شوند.مطالعه حاضر، نقش بازآراييهاي كروموزومي و جهش در ژنهاي SRY ,NR5A1 ,DHH ,DAX1 و WNT4 را در بيماران ديس-ژنزي گنادي بررسي كرده است و كوشش مي كند به اين سوال ياسخ دهد كه آيا بررسي هاي سيتوژنتيك معمولي و يا توالي يابي ژن هاي ذكر شده مي تواند علت ايجاد كننده اختلال در بيماران ما باشد، يا اينكه مناطق ديگر بالقوه اي در طول ژنوم در ايجاد اين بيماري دخيل است.
مواد و روش ها: به اين منظور، تعداد 100بيمار كه از لحاظ باليني مشكوك به ديس ژنزي گنادي 46,XY بودند، انتخاب گرديدند. پس از محاسبه ي معيارهاي ورود و خروج از مطالعه، تعداد 37 بيمار در نهايت براي مطالعه انتخاب گرديد. بررسي سيتوژنتيكي تمام بيماران انجام شد. بيماراني كه كاريوتايپ طبيعي 46,XY داشتند، در مرحله بعد، از نظر وجود جهش هاي احتمالي در ژنهاي SRY, NR5A1, DHH بررسي شدند كه در اين مرحله از PCR و توالي يابي اگزون هاي اين ژنها استفاده گرديد. سپس نمونه‌هايي كه در ژنهاي ذكر شده جهش نداشتند، جهت اطلاع از وجود يا عدم وجود جهش هاي حذفي و يا دوبرابرشدگي، در ژنهاي DAX1 وWNT4 از تكنيك MLPA و براي تاييد آن از روش Real Time PCR استفاده شد. براي نمونه هايي كه در هيچكدام از ژنهاي فوق اختلالي نشان ندادند، از روش Array CGH جهت بررسي جايگاه هاي بالقوه دخيل در طول ژنوم در ايجاد اين بيماريها، استفاده گرديد.
نتيجه گيري: نتايج حاصل از اين مطالعه، يك بازآرايي جديد كروموزومي، بصورت حذف نسبي در بازوي بلند كروموزوم 13 به همراه اضافه شدگي نسبي در بازوي بلند كروموزوم 7 در يكي از بيماران را نشان داد كه همراهي اين دو بازآرايي تا بحال گزارش نشده بود. جهش SRY در پنج بيمار ديده شد. دو تغيير نوكلئوتيدي قبلا گزارش شده در دو ژن NR5A1 و DHH با احتمال بيماري زايي نامشخص مشاهده گرديد. همچنين جهش c.2522G>A در ژن AR كه قبلا گزارش شده بود، در دو برادر با بيماري يكسان يافت شد. يك حذف شدگي نسبي و يك دوبرابر شدگي نسبي به ترتيب در ژنهاي NR5A1 و WNT4 در دو بيمار متفاوت مشاهده گرديد. تكنيك Array CGH نيز يك حذف نسبي در ژن SOX2OT نشان داد. همچنين با استفاده از اين تكنيك تعيين دقيقتر كاريوتايپ بيمار با بازآرايي كروموزومي ميسر گرديد.
بحث:به نظر مي رسد كه جهش حذفي در ژن SRY هنوز به عنوان يك عامل مهم در اتيولوژي ديس ژنزي گنادي به شمار مي-رود و از اين رو بايد به عنوان اولين فاكتور بعد از بررسي سيتوژنتيك در بررسي عوامل ژنتيكي بيماران، مدنظر قرار گيرد. همچنين به نظر مي رسد جهش هاي حذف و دوبرابرشدگي در اين بيماران نقش بارزتري ايفا مي كنند و مي توانند در بررسي ها، مقدم بر جهش هاي نقطه اي در نظر گرفته شوند. از طرف ديگر علاوه بر ژن هاي SRY، NR5A1 و ژنWNT4؛ به نظر مي رسد ژن SOX2OT هم كه به عنوان يك ژن بالقوه موثر در تشكيل ديس ژنزي گنادي مطرح باشد و بررسي آن در بيماران قابل توصيه است. در اين راستا، Array CGH مي تواند به عنوان يك روش ارزشمند در ارزيابي اين بيماران مورد استفاده قرار گيرد.

كلمات كليدي: