بررسي پلي مرفيسم ژنهاي VKORC1 , CYP2C9 در مديريت دوز وارفارين كودكان

نويسنده: بابك نجيبي
استاد راهنما: آويسا طبيب
استاد مشاور: پريدخت نخستين داوري
تاريخ دفاع: 1391/07/01
مدرك: دكتراي فوق تخصصي ب يماريهاي قلب كودكان
دانشگاه: علوم پزشكي وخدمات بهداشتي درماني تهران، پزشكي،
چكيده: سابقه و هدف: وارفارين رايج ترين داروي ضد انعقاد خوراكي با خطر خونريزي به علت بيش درماني و حوادث ترومبوآمبوليك به علت كم درماني مي‌باشد. اين خطر به خصوص در روزهاي اوليه درمان بيشتر است.
مهمترين آنزيمهايي كه در متابوليسم و نحوه اثر وارفارين نقش دارند به ترتيب VKORC1 ، CYP2C9 مي‌باشند. به نظر مي‌رسد كه تفاوتهاي ژنتيكي در آنزيمهاي مذكور نقش مهمي در شيوه پاسخ بيماران به دوزهاي مشابه وارفارين دارند. هدف اين طرح بررسي نقش اين آنزيمها در مديريت دوز وارفارين در كودكان مي‌باشد.
مواد و روشها: در 51 كودك كه نياز به شروع وارفارين در اولين بار داشته‌اند آزمايش ژنتيك انجام گرفت و نحوه پاسخ كلينيكي آنها با اندازه گيري دوره‌اي آزمايشات انعقادي با 149 كودك كه بدون انجام تست ژنتيك و تنها بر اساس آزمايشات انعقادي دوره‌اي تنظيم دوز شدند مقايسه گرديد اين مطالعه يك بررسي همگروهي آينده نگر مي‌باشد.
نتايج: دو گروه از نظر سن، جنس، قد، وزن، INR هدف و معيارهاي ترخيص از بيمارستان همگن بودند. زمان رسيدن به INR درماني و بيش درماني، زمان بستري در بيمارستان و زمان رسيدن به درمان ضد انعقادي پايدار در گروه 1 كوتاهتر بود. دوزي كه بر اساس آزمايش ژنتيك بدست آمد با دوز نهايي وارفارين كاملاً ‌همخواني داشت.
وقوع خونريزي در گروه 1 و گروه 2 اختلاف معني داري نداشت. خونريزي واضح تنها در %3 از كودكان اتفاق افتاد و خونريزي جدي و تحديد كننده حيات ديده نشد.
4 كودك از گروه 1 نسبت به درمان با وارفارين مقاوم بودند كه با ژنوتيپ بدست آمده از آنها مطابقت نداشت و به نظر مي‌رسد بررسي ژنتيكي وسيعتري براي شناخت موارد مقاوم به درمان با وارفارين لازم است.
استنتاج: اين مطالعه نشان مي‌دهد كه تعيين دوز وارفارين بر اساس فارماكوژنتيك مي‌تواند زمان رسيدن به درمان ضد انعقادي پايدار و زمان بستري در بيمارستان را كوتاه نمايد. دوز پيش بيني شده توسط آزمايش ژنتيك معيار قابل اعتمادي براي رسيدن به دوز وارفارين نهايي مي باشد.
كلمات كليدي: