بررسي اثر شوك ناشي از كنترل DFT هنگام نصب ICD روي cTNT و CK-MB

نويسنده: وحيد محمدي نعمت آباد
استاد راهنما: غلامرضا داودي
استاد مشاور:
تاريخ دفاع: 1391/07/01
مدرك: دكتراي تخصصي قلب و عروق
دانشگاه: علوم پزشكي وخدمات بهداشتي درماني تهران، پزشكي،
چكيده: پيشينه و اهداف: همواره درباره ميزان آسيب به ميوكارد قلب بر اثر آزمون كنترل آستانه دفيبريلاسيون (DFT) به دنبال نصب دفيبريلاتورهاي قلبي (ICD) اختلاف نظر وجود داشته است. هدف از انجام اين مطالعه، شناسايي اثر آزمون كنترل DFT به دنبال نصب ICD بر اساس ميزان افزايش آنزيم‌هاي اختصاصي قلب، يعني تروپونين نوع T (cTNT) و CK-MB در مقايسه با بيماران دريافت كننده ضربانساز دائمي قلب (PPM) است.
روش اجرا: در مجموع 133 بيمار در گروه دريافت كننده ICD (ميانگين سن = 12/25 ± 60/66 سال، تعداد مردان = 111 نفر (83/5%)) و 130 بيمار در گروه دريافت كننده PPM (ميانگين سن = 12/86 ± 69/56 سال، تعداد مردان= 64 نفر (49/2%)) مورد مقايسه قرار گرفتند. آزمون كنترل DFT در بيماراني كه ICD قرار گرفته بودند بر اساس روش متداول انجام پذيرفت. سطح سرمي cTNT و CK-MB در بيماران دو گروه در زمان هاي پيش از عمليات كارگذاري دستگاه و سپس در زمان هاي 8 و 24 ساعت پس از عمل سنجيده شد. سپس نتايج بين دو گروه مقايسه و از نظر سن، جنس، و ديگر فاكتورهاي مداخله¬¬گر تعديل شد.
نتايج:ميزان افزايش cTNT پس از 8 و 24 ساعت در گروه بيماران دريافت كننده ICD به طور معني داري بيشتر از بيماران دريافت كننده PPM بود (0/001>p). اين تفاوت‌ها پس از تعديل آماري از نظر سن، جنس و ديگر عوامل مداخله گر كماكان معني دار باقي ماندند. ميزان افزايش سطح سرمي CK-MB پس از 8 و 24 ساعت در گروه بيماران دريافت كننده ICD نيز به طور معني داري بيشتر از بيماران دريافت كننده PPM بود هر چند كه معني داري اين تفاوت‌ها پس از تعديل آماري از نظر سن، جنس و ديگر عوامل مداخله گر از بين رفت. هيچ ارتباط معني داري ميان ميزان انرژي داده شده و افزايش سطح آنزيم‌هاي اختصاصي قلب وجود نداشت.
نتيجه گيري: افزايش سطح cTNT و CK-MB و در نتيجه آسيب به سلول‌هاي ميوكارد به دنبال نصب ICD به طور معني داري بيشتر از گروه دريافت كننده PPM است كه مي توان آن را با شوك ناشي از آزمون سنجش DFT و مرتبط دانست.
كلمات كليدي: