بررسي ميزان عود تومور cinoma invasive squuamous cell پس از درمان با ميتومايسين C موضعي 0.04 %

نويسنده: نادر سيفي آلاگوز
استاد راهنما: محمود جباروند بهروز
استاد مشاور: فاطمه عليپور
تاريخ دفاع: 1391/01/01
مدرك: دكتري تخصصي چشم پزشكي
دانشگاه: علوم پزشكي وخدمات بهداشتي درماني تهران، پزشكي،
چكيده: Conjunctival- corneal squamous cell carcinoma ضايعه‌اي است كه حدود 1.3ضايعات اپي تليايي ماتحمه كه با جراحي خارج شده‌اند را تشكيل مي‌دهد. اين ضايعات معمولا برجسته، با اشكال مختلف و حدود مشخص از بافت سالم اطراف مي‌باشند. نماي آنها مي‌تواند ژلاتيني يا مخملي يا لكوپلاكي باشد شكل كمتر شايع آن درگيري گسترده ملتحمه با حدود نامشخص است.
ضايعات اپي تليالي كه نماهاي سيتولوژيك آتيپيكال دارند اما كرايترياهاي عدم تمايز در تمام ضخامت را كه شرط تشخيص carcinoma in situ است ندارند، ديسپلازي خوانده مي‌شود. Carcinoma in situ نماي هيستولوژيك مشخص با مامبران بازل سالم دارد. ديسپلازي و carcinoma in situ اجزا طيف يك بيماري واحد هستند كه به آن CIN) Conjuctival Intraepithelial Neoplasia)گفته مي‌شود. انتهاي اين طيف Invasive Squuamous Cell Carcinoma است كه شايعترين بدخيمي اوليه ملتحمه مي باشد.
تشخيص مراحل مختلف نئو پلازي اپي تليال از نظر باليني مشكل است و دقت تشخيص پزشكان ماهر نيز حدود 40% است. اين ضايعات گرچه سير نسبتا خوش خيمي دارند، اما دشواري در دستيابي به حاشيه جراحي عاري از تومور سبب نرخ عود 25-53% مي شود. درصد كمي از بيماران عود حتي بعد از خارج كردن كامل ضايعه نيز رخ مي‌دهد.
هدف در درمان جراحي اين ضايعات بردشتن وسيع بافتهاي ملتحمه ـ قرنيه واسكلرايي است كه ممكن است حاوي تومور باشد. در مواردي كه ضايعه بسيار گسترده باشد و امكان Excisional biopsy نباشد، incisional biopsy مورد مي‌يابد.
در صورت امكان، يك Margin حداقل 5-4 ميليمتري از بافت قرنيه سالم مجاور نيز بايد برداشته شود (با روش localized alcohol epitheliectomy). در مورد ملتحمه برداشتن يك Margin حداقل 5-4 ميلي‌متري بافت سالم لازم مي‌باشد و اسكلراي زير ضايعه نيز با عمق حدود 0.2 (20% ضخامت اسكلرا) تا 2 ميلي متري خلف لبه تومور برداشته مي‌شود. با توجه به نياز به برداشتن حاشيه سالم قابل توجه، در ضايعات بزرگ اطمينان از نتيجه جراحي كمتر مي‌شود.
- كرايوتراپي با اكسيد نيتروژن يا irradiation به عنوان مكمل جراحي براي كاهش عود استفاده مي‌شود. عوارض كرايوتراپي مثل اسكار ملتحمه و Symbolephhharon و دفورميتي فورنيكس‌هاي ملتحمه و پلك مي باشد.
عود پس از آن 9%است. برداشتن وسيع با جراحي منيز منجر به اختلالات ocular surface و در نتيجه اختلالات دائمي قرنيه و از دست رفتن ديد مي‌شود. از راديوتراپي نيز براي درمان اين ضايعات استفاده شده است اما عوارض رادياسيون نيز dry eye، كاتاراكت، تلانژكتازي، اسكار و پارگي قرنيه مي‌باشد. عود پس از آن نيز بسته به روش به كار رفته 47.2% مي‌باشد.
SCC در صورت مورد غفلت واقع شدن مي‌تواند به داخل چشم گسترش يابد يا متاستاز دهد. در صورت پخش وسيع خارجي ضايعه ممكن است exentration orbital لازم گردد. Frucht-Perry و Rozenman نخستين بار در سال 1994 درمان با ميتومايسين C در Corneal CIN را گزارش كرده‌اند. ميتومايسين c يك alkylating agent است كه سنتز DNA و تكثير سلولي را مهار مي‌كند. Mode of action ميتومايسين c مشابه ionizing radiation مي‌باشد.
در مطالعات ديگر نيز استفاده از اين دارو در CIN و conjunctival SCC نتايج خوب با عوارض جانبي كم دربرداشته است.
با توجه به اينكه در تمامي اين مقالات تعداد case بررسي شده كم بوده است و در مورد بيماران با ويژگي خاص اين مطالعه تيز مطالعات كمي انجام شده است، به نظر مي‌رسد نتايج اين مطالعه كه تعداد بيشتري از بيماران را با يك پروتكل ثلبت مورد بررسي قرار داده است در تثبيت روش درمان با ميتومايسين با پروتكل مشخص موثر قابل توجه باشد.
اهداف و فرضيات:
هدف اصلي:
بررسي اثر ميتومايسين موضعي 0.04% در درمان SCC ملتحمه ـ قرنيه‌اي گسترده، راجعه يا كامل بداشته نشده
اهداف فرعي:
بررسي ميزان عود تومور پس از درمان با ميتومايسين C موضعي 0.04% بررسي عوارض جانبي ميتومايسين c موضعي 0.04% 4 بار در روز هر بار 1 قطره در دوره هاي يك هفته‌اي با فواصل يك هفته
هدف كاربردي:
جايگزيني درمان با ميتومايسين C به جاي جراحي گسترده، كرايوتراپي يا رايوتراپي و اگزانتراسيون
كلمات كليدي: