بررسي ميزان فرسودگي شغلي در كاركنان دانشكده هاي دانشگاه علوم پزشكي ايران سابق در سال1389

نويسنده: الهه كبيرمكمل خواه
استاد راهنما: ماشااله عقيلي نژاد
استاد مشاور: جليل كوهپايه زاده
تاريخ دفاع: 1391/07/01
مدرك: دكتري تخصصي طب كار
دانشگاه: علوم پزشكي وخدمات بهداشتي درماني تهران، پزشكي، مركز تحقيقات طب كار
چكيده: مقدمه: يكي از پيامدهاي منفي استرس در محيط كار فرسودگي شغلي است كه مي‌تواند بر احساس رضايت حرفه‌اي و سلامت جسمي ـ رواني افراد شاغل تاثير منفي داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسي و مقايسه فرسودگي شغلي در كاركنان شاغل در دانشكده هاي دانشگاه علوم پزشكي ايران سابق انجام شد.
روش تحقيق: در اين مطالعه تحليلي ـ مقطعي به روش سرشماري 449 نفر از كاركنان دانشكده هاي دانشگاه علوم پزشكي ايران سابق در سال 1389 كه حداقل يك سال از شروع به كار آنان گذشته باشد و در جايگاه فعلي شش ماه سابقه كار داشته باشند انتخاب شدند. جهت بررسي فرسودگي شغلي از پرسشنامه مازلاك ـ جكسون استفاده گرديد. داده ها با استفاده از نرم افزاراماري spss و آزمون آماري آناليز واريانس يك طرفه، شفه و آزمون تي مستقل در سطح معني دار (Pvalue≤0.05) مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
نتايج: ميانگين فرسودگي شغلي در اين پژوهش(14.7±)41.65 مي باشد. ميانگين نمره خستگي هيجاني (9.8±)13.13، مسخ شخصيت (4.49±)4 و كفايت شخصي (10.13±) 22.63بود. بطور كلي فرسودگي شغلي در بعد خستگي هيجاني و مسخ شخصيت در حد خفيف و در بعد كفايت شخصي در حد بالا بود. در آناليز واريانس، فرسودگي شغلي در بعد خستگي هيجاني و مسخ شخصيت در كاركنان زن بالاتر از مردان بود، همچنين در كاركنان با سابقه كاري 10 سال و كمتر بيش از ساير كاركنان بود (p<0.05). خستگي هيجاني و مسخ شخصيت در كاركنان با مدرك تحصيلي فوق ديپلم از بقيه گروه ها بيشتر بود (p<0.05). در كاركنان دانشكده بهداشت نمره كفايت شخصي كمتر و نمره مسخ شخصيت بيش از بقيه دانشكده ها بود (p<0.05). كاركنان قراردادي بيشترين ميزان خستگي هيجاني را نسبت به ساير كاركنان داشتند (011.=0Pvalue). در آناليز رگرسيون تنها سابقه كاري همبستگي منفي با فرسودگي شغلي نشان داد (000.=Pvalue).
بحث:با وجود فشارهاي رواني موجود در محيط كار، ميزان خستگي هيجاني و مسخ شخصيت در كاركنان دانشكده هاي دانشگاه علوم پزشكي ايران سابق پايين ولي ميزان عدم كفايت شخصي در آنها بالاست. كاركنان با سابقه كاري كمتر، سطح فرسودگي شغلي بالاتري را نشان دادند. به نظر مي رسد كاركنان زن، كاركنان فوق ديپلم و نيز كاركنان بعضي دانشكده‌ها، استعداد بيشتري براي فرسودگي شغلي داشتند كه بايد ضمن علت يابي، توجه بيشتري در اين زمينه به آنان مبذول گرد.
كلمات كليدي: فرسودگي شغلي، دانشگاه علوم پزشكي ايران سابق، كاركنان دانشكده