بررسي اثر درماني طب سوزني در كاهش سردرد بعد از بي حسي نخاعي(PDPH)

نويسنده: سارا اسمعيلي
استاد راهنما: رامين كردي، مسعود يونسيان
استاد مشاور: رضا عليزاده
تاريخ دفاع: 1391/07/01
مدرك: دكترا پزشكي
دانشگاه: علوم پزشكي وخدمات بهداشتي درماني تهران، پزشكي ـ دانشكده بهداشت،
چكيده: بيان مسئله: از عوارض شايع بي حسي نخاعي، سردرد بعد از بي حسي نخاعي (يا سردرد با فشار كم) است كه با موربيديتي همراه است. Acupuncture به عنوان روش موثر در درمان انواع گوناگون سردرد گزارش شده است، بنابراين سردرد پس از بي حسي نخاعي نيز ممكن است پاسخ دهد.
هدف از اجرا: در اين مطالعه قصد داريم طب سوزني در درمان سردرد بعد از بي حسي نخاعي را با روش حمايتي معمول و روش sham مقايسه كنيم.
روش انجام: مطالعه به صورت كارآزمايي باليني تصادفي كور شده بود. پس از دريافت فرم رضايت نامه آگاهانه كتبي، بيماراني كه پس از دريافت بي حسي نخاعي دچار سردرد متوسط (3- 7 VAS)مي‌شدند، وارد مطالعه مي‌شدند. بيماران به طور تصادفي به3 گروه درمان با طب سوزني و طب سوزني ساختگي و درمان حمايتي تقسيم شدند. بلافاصله بعد از درمان و در فواصل 30 دقيقه،3 ساعت، 6ساعت بعد، 12ساعت بعد و 24 ساعت و 48 ساعت و 7 روز از شروع درمان در هر گروه ميزان درد با Visual analogue scale بررسي شد. همچنين مدت زمان رسيدن درد به حد (mild (0-3 به عنوان هدف درماني بررسي شد. در نهايت اطلاعات با استفاده از تست‌هاي آماري توصيفي و تحليلي مناسب بررسي و مقايسه شدند.
نتايج: در هر گروه 20 بيمار قرار داشتند. همگي مرد بودند و تفاوت معنا داري از نظر سن بين گروه ها وجود نداشت. زمان جراحي نيز بين گروه‌ها از نظر باليني همسان بود. يك بيمار درطي مداخلات دچار سردرد شديد (score=8) شد كه از مطالعه خارج و كانديد دريافت blood patch شد. بلافاصله پس از شروع درمان شدت درد تفاوت معني داري بين گروه‌ها نداشت (p=0.3) بررسي ميانگين شدت سردرد بين سه گروه درماني نشان داده شد كه شدت سردرد در گروه acupuncture در زمان هاي 30 دقيقه،3 ساعت، 6ساعت بعد، 12ساعت بعد و 24 ساعت و 48 ساعت و 7 روز از شروع درمان به طور معني داري كمتر از دو گروه ديگر و در گروه conservative به طور معني داري كمتر از گروه sham بود (p<0.05). روند كاهش سردرد نشان داد كه به طور متوسط ميزان كاهش درد در ساعت در گروه acupuncture به طور معني داري بيشتر از ساير گروه ها و در گروه conservative بيشتر از گروه sham است. ( p<0.0001 ) همچنين نتايج نشان داد كه مدت زمان كاهش درد به حد (mild (0-3 به طور معني داري در گروه acupuncture كمتر از ساير گروه ها و در گروه conservative به طور معني داري كمتر از گروه sham بود بود ( p<0.0001 ).
نتيجه گيري نهايي:
به نظر مي‌رسد طب سوزني نسبت به درمان‌هاي حمايتي و sham مي تواند سردرد پس از بي حسي نخاعي را در مدت زمان كمتر به حد 0-3 برساند و در واحد زمان به طور متوسط شدت درد را بيشتر كاهش دهد. مطالعات بيشتر براي تاييد اين يافته ها توصيه مي‌گردد.
كلمات كليدي: سردرد پس از بي حسي نخاعي، طب سوزني، درمان حمايتي، طب سوزني ساختگي