مدل خطر جمعي با متغير شكنندگي در تحليل پيشامدهاي بازگردنده سرطان پستان

نويسنده: زينب مقدمي فرد
استاد راهنما: گوهري
استاد مشاور: ابوالقاسمي، محمدي
تاريخ دفاع: 1391/01/01
مدرك: دكتري عمومي
دانشگاه: علوم پزشكي وخدمات بهداشتي درماني تهران، مديريت و اطلاع رساني پزشكي،
چكيده: كليات و هدف: در مدل¬سازي داده¬هاي بقا يكي از اهداف اصلي تعيين عوامل مؤثر بر زمان بقا مي¬باشد، همچنين با مدل¬سازي مي¬توان برآورد تابع بقا براي هر فرد در هر لحظه زماني را به دست آورد. اگر پيش-فرض متناسب بودن خطرات در مدل كاكسو توزيع پارامتري خطر مبنا در مدل¬هاي پارامتري برقرار نباشد نتايج به دست آمده از اين مدل¬ها قابل اعتماد نخواهد بود و تحليل قوي¬تري نسبت به مدل كاكس قابل انجام است كه در آن انحراف معيار برآوردها نسبت به مدل كاكس با عدم برقراري پيش¬فرض متناسب بودن خطرات كوچك¬تر خواهد بود. يك روش جايگزين مدل رگرسيوني مخاطرات جمعي آلن مي‌باشد كه مدلي ناپارامتري است و نياز به پيش¬فرض خاصي ندارد.
عوامل متعددي براي بروز متاستاز وجود دارند كه در مطالعات مختلف بررسي و شناخته شده¬اند .اما با وجود اين با معلوم بودن اين عوامل هميشه نمي¬توان بروز متاستاز را به طور دقيق پيش¬بيني نمود. برخي از اين عوامل به ويژگي¬هاي شخصيتي يا محيطي فرد نسبت داده مي¬شوند كه مختص فرد هستند و باعث ايجاد يك ويژگي خاص براي بيمار مي¬شوند. يكي از انواع مدل¬هايي كه براي تحليل داده¬هاي بازگردنده و در نظر گرفتن عدم تجانس بين بيماران به كار مي¬رود، مدل شكنندگي است. هدف اين مطالعه كاربرد يك مدل شكنندگي بر مبناي مدل خطر جمعي بر داده هاي سرطان پستان و بدست آوردن عوامل موثر بر متاستاز است.
مواد و روش¬ها: در اين مطالعه تحليلي از نوع مطالعات بقا، تعداد 133 زن مبتلا به سرطان پستان كه طي سال¬هاي 1384 تا 1386 براي درمان به بيمارستان شهيد فياض بخش تهران مراجعه نمودند مورد بررسي قرار گرفتند. بيماران تا فروردين سال 1390 مورد پيگيري قرار گرفته و آخرين وضعيت آنان ثبت گرديد. براي تحليل داده¬ها از مدل بقاي شكنندگي جمعي استفاده شد. توزيع مولفه شكنندگي گاما با ميانگين يك و واريانس θ فرض شد واجراي مدل و تحليل داده¬ها در نرم افزار R انجام شد.
يافته ها: در طول مطالعه 34 بيمار (25.5درصد) دچار متاستاز اول شدند و از بين اين 34 نفر، 11 نفر(8 درصد) متاستاز دوم را تجربه كردند. نرخ بقاي سه ساله و پنج ساله بدون بيماري براي بيماران، به ترتيب برابر با 0.78 و 0.72 بود. خطر وقوع متاستاز در طول دوره پيگيري حداكثر 43% برآورد گرديد. درجه بدخيمي تومور و تعداد گره‌هاي درگير، عامل پيش آگهي دهنده در بروز متاستاز با استفاده از مدل شكنندگي شناخته شدند و واريانس شكنندگي برابر با 4.27 بدست آمد 0.001=p.
نتيجه¬گيري: علي¬رغم تمايل بسياري از محققين در استفاده از مدل كاكس در تحليل داده¬هاي بقاء مدل مخاطرات جمعي آلناين قابليت را دارد كه اثر متغيرهاي مستقل را در طول زمان بررسي كند و ديد بهتري به محقق در مطالعات پيش¬آگهي كننده بقاء ارائه دهد. با توجه به معني داري واريانس مولفه شكنندگي، بيماراني كه داراي متغيرهاي توضيحي يكساني هستند نيز داراي خطر وقوع متاستاز متفاوتي هستند و ويژگيهاي فردي و اختصاصي بيماران در بروز متاستاز اثر معني¬دار دارد.
كلمات كليدي: پيشامدهاي بازگردنده، مدل شكنندگي، مدل جمعي، بقا