مديريت پرسش هاي باليني توسط اعضاي هيات علمي طب اورژانس

نويسنده: جعفر زارع زاده
استاد راهنما: حامد بصير غفوري
استاد مشاور: فرهاد شكرانه
تاريخ دفاع: 1391/03/01
مدرك: تخصصي طب اورژانس
دانشگاه: علوم پزشكي وخدمات بهداشتي درماني تهران، پزشكي،
چكيده: مقدمه:در فرايند تصميم گيري باليني، پزشكان مجبورند به سوالاتي كه در خصوص بيمار مطرح مي‌شود، پاسخ دهند. ولي در نهايت از آنجايي علم پزشكي، علمي مبتني بر قطعيت نيست و همواره پرسش‌هاي زيادي در مواجهه با بيماران مطرح مي‌شود كه با توجه به اطلاعات زمينه‌اي پزشكان، قابل پاسخ نيستند، لازم است تا اين پرسش‌ها به گونه‌اي مديريت شوند كه به بهترين تصميم ممكن در شرايط موجود منجر شوند. هنوز پژوهشي انجام نشده تا مشخص كنند كه پزشكان چگونه اين پرسش‌ها را مديريت مي‌كنند. آيا اين پرسش‌ها پاسخ داده مي‌شوند يا به فراموشي سپرده مي‌شوند، از همكاران پرسيده مي‌شود، در منابع چاپي و الكترونيك جستجو مي‌شود، يادداشت مي‌شوند تا در زمان مناسب پاسخ داده شوند يا غيره.
با توجه به اينكه مديريت اين پرسش‌ها مي‌تواند تاثير مستقيم بر سرنوشت بيماران داشته باشند، آگاهي از روش‌هاي به كار برده شده توسط پزشكان براي مديريت اين پرسش‌ها مي‌تواند راهي براي آموزش مناسب تصميم گيري باليني و مديريت پرسش‌هاي باليني به عنوان بخشي از حرفه پزشكي باشد.
از آنجايي كه بخش اورژانس، به دليل ازدياد و تنوع بيماران و تاثير عامل زمان، يكي از مهمترين مكان‌هاي توليد پرسش‌هاي باليني موثر بر سرنوشت بيماران است، اين پژوهش با هدف تعيين روش‌هاي مديريت پرسش‌هاي باليني توسط اعضاي هيات علمي طب اورژانس شهر تهران انجام شد.
روش‌هاي مديريت، شامل روش‌هاي گردآوري، سازماندهي، نگهداري، پاسخ، بازيابي پاسخ و كاربردهاي پرسش‌هاي باليني (مثلا براي آموزش يا پژوهش) مي‌شود.
بيان مسئله و ضرورت اجراي طرح:سلامت و سرنوشت بيماران وابسته به تصميماتي است كه پزشكان در خصوص بيماران اتخاذ مي‌كنند. از آنجايي كه لازمه هر تصميم گيري، اطلاعات است لازم است تا پزشكان براي گرفتن بهترين تصميم، اطلاعات كافي داشته باشند.
طي تحصيل در دانشگاه و همچنين تجربه كار باليني، پزشكان اطلاعات زمينه‌اي را براي تصميم‌گيري‌هاي باليني در خصوص بيماران كسب مي‌كنند و بخش ديگري از اطلاعات را مي‌توانند از طريق گرفتن شرح حال و معاينه، بررسي تصاوير پزشكي و نتايج آزمايشات بيماران به دست آورد. تمامي اين اطلاعات براي پاسخ به تعدادي پرسش‌ها و بررسي تعدادي فرضيه به كار مي‌روند.
بسياري از مواقع در فرآيند تصميم گيري باليني، پزشكان مجبورند به سوالاتي كه در خصوص بيماران مطرح مي‌شود، پاسخ دهند. ولي در نهايت از آنجايي كه علم پزشكي، علمي مبتني بر قطعيت نيست و همواره پرسش‌هاي زيادي در مواجهه با بيماران مطرح مي‌شود كه با توجه به اطلاعات زمينه‌اي پزشكان، گرفتن شرح حال و معاينه، بررسي تصاوير پزشكي و نتايج آزمايشات، قابل پاسخ نيستند، لازم است تا اين پرسش‌ها به گونه‌اي مديريت شوند كه به بهترين تصميم ممكن در شرايط موجود منجر شوند.
بررسي‌هاي گذشته نشان مي‌دهد كه پزشكان به ازاي هر دو بيمار سرپايي با 3 پرسش و به ازاي هر بيمار بستري با 5 پرسش مواجه مي‌شوند كه البته پاسخ تعدادي از آنها با استفاده از اطلاعات زمينه و فرايندهاي روتين (شرح حال، معاينه، تصاوير پزشكي و نتايج آزمايشات) كسب مي‌شوند چراكه پاسخ تعدادي از آنها در كتب اختصاصي و رفرنس هر رشته پزشكي وجود دارد. اين پرسش‌ها اصطلاحا به پرسش‌هاي زمينه‌اي يا گذشته نگر (Background) شهرت دارند. اما تعدادي از پرسش‌هاي باليني، پزشكان را در شرايط جديدي قرار مي‌دهند كه قبلا با آن مواجه نشده‌اند و اطلاعات زمينه‌اي نيز پاسخي ارائه نمي‌دهند. براي مثال مواجهه با بيماري كه داراي بيش از يك يا دو بيماري همزمان است يا بيماري كه داروها و روش‌هاي درماني روتين بر روي وي موثر نيستند يا بيماري كه داراي علايمي است كه نمي‌توان با استفاده از اطلاعات روتين، بيماري وي را تشخيص داد يا زماني كه بيش از يك يا چند روش درماني براي يك بيمار وجود دارد. در چنين شرايطي، پزشك با پرسش‌هايي مواجه مي‌شود كه پاسخ آنها را نمي‌داند. به اين پرسش‌ها اصطلاحا آينده نگر (Foreground) اطلاق مي‌شود.
پاسخ به پرسش‌هاي آينده نگر، مهمترين مبحث در پزشكي مبتني بر شواهد (Evidence-Based Medicine) است و پاسخ به آنها با توجه به تاثير مستقيم اين پرسش‌ها بر سرنوشت بيماران همواره يكي از مهمترين موضوعات مطرح پژوهشي بوده است. در مواردي نيز پاسخ به هر يك از اين پرسش‌ها منجر به انجام پژوهشي جديد و انتشار آن و تبديل اين پرسش به بخشي از شواهد و اطلاعات زمينه‌اي مي‌شود.
هنوز پژوهشي انجام نشده تا مشخص كنند كه پزشكان چگونه اين پرسش‌ها را مديريت مي‌كنند. آيا اين پرسش‌ها پاسخ داده مي‌شوند يا به فراموشي سپرده مي‌شوند، از همكاران پرسيده مي‌شود، در منابع چاپي و الكترونيك جستجو مي‌شود، يادداشت مي‌شوند تا در زمان مناسب پاسخ داده شوند يا غيره.
با توجه به اينكه مديريت اين پرسش‌ها مي‌تواند تاثير مستقيم بر سرنوشت بيماران داشته باشند، آگاهي از روش‌ها به كار برده شده توسط پزشكان براي مديريت اين پرسش‌ها مي‌تواند راهي براي آموزش مناسب تصميم گيري باليني و مديريت پرسش‌هاي باليني به عنوان بخشي از حرفه پزشكي باشد. روش‌هاي مديريت، شامل روش هاي گردآوري، سازماندهي، نگهداري، پاسخ، بازيابي پاسخ و كاربردهاي بعدي پرسش‌هاي باليني (مثلا براي آموزش و پژوهش) مي‌شود.
بخش اورژانس، به دليل ازدياد و تنوع و ماهيت بيماران (اورژانسي بودن و محدوديت زمان)، يكي از مهمترين مكان‌هاي توليد پرسش‌هاي باليني است. محدوديت زماني در اين بخش به قدري است كه گاها پزشكان مجبور مي‌شوند براي خريد زمان براي بيماران اورژانسي، تصميماتي در خصوص بيماران اورژانسي بگيرند كه گاها مبتني بر اطلاعات و روش‌هاي علمي نيست. به اين ترتيب براي پي بردن به روش‌هاي مديريت اين پرسش‌ها و اينكه پزشكان با پرسش‌هاي باليني خود چه مي‌كنند، اين پژوهش با هدف تعيين روش‌هاي مديريت پرسش‌هاي باليني توسط اعضاي هيات علمي طب اورژانس شهر تهران انجام شد.
اهداف اصلي طرح:تعيين روش‌هاي مديريت پرسش‌هاي باليني توسط اعضاي هيات علمي طب اورژانس شهر تهران
اهداف فرعي طرح :تعيين روش‌هاي به كار برده شده توسط اعضاي علمي طب اورژانس براي گردآوري پرسش‌هاي باليني
تعيين روش‌هاي به كار برده شده توسط اعضاي علمي طب اورژانس براي سازماندهي پرسش‌هاي باليني
تعيين روش هاي به كار برده شده توسط اعضاي علمي طب اورژانس براي نگهداري پرسش هاي باليني
تعيين روش هاي به كار برده شده توسط اعضاي علمي طب اورژانس براي پاسخدهي پرسش هاي باليني
تعيين روش هاي به كار برده شده توسط اعضاي علمي طب اورژانس براي بازيابي اطلاعات براي پاسخ به پرسش هاي باليني
تعيين روش هاي به كار برده شده توسط اعضاي علمي طب اورژانس براي كاربرد پرسش هاي باليني
اهدف كاربردي طرح:آموزش اعضاي هيات علمي براي مديريت پرسش هاي باليني به عنوان بخشي از حرفه پزشكي
فرضيات يا سوالات پژوهش:اين پژوهش، توصيفي است و فرضيه ندارد و چون اولين پژوهش از اين نوع است كه انجام مي‌شود، ممكن است به توليد فرضيه هايي منجر شود.
كلمات كليدي: