تعيين ارتباط ميان سطح اسيد اوريك سرم و شدت بيماري عروق كرونر قلب

نويسنده: رضا عارفي زاده
استاد راهنما: حسينعلي بصيري
استاد مشاور: عطا فيروزي
تاريخ دفاع: 1391/07/01
مدرك: دكتراي تخصصي بيماري قلب و عروق
دانشگاه: علوم پزشكي وخدمات بهداشتي درماني تهران، پزشكي،
چكيده: مقدمه:ارتباط بين سطح اسيد اوريك خون و وقوع و يا شدت بيماري قلبي هم چنان مورد ترديد است. برخي شواهد موجود نشان داده‌اند كه سطح اسيد اوريك خون عامل خطري براي وقوع بيماريهاي قلبي محسوب نمي‌گردد و در مقابل، برخي مطالعات جامعه نگر نيز از اسيد اوريك به عنوان عامل مهم خطر براي وقوع و شدت بيماريهاي قلبي نام برده اند. بر اين اساس، ما بر آن شديم تا به مطالعه در زمينه رابطه ميان سطح اسيد اوريك خون و شدت بيماريهاي قلبي در جامعه ايران كه از شيوع بالاي بيماريهاي قلبي به ويژه در بين جوانان رنج مي برد بپردازيم.
روش كار: در اين پژوهش مقطعي، 300 بيمار كه به دلايل مختلف از جمله درد قفسه و تست ورزش يا اسكن پرفيوژن مختل كانديد آنژيوگرافي جهت ارزيابي CAD شده‌اند وارد مطالعه شدند. از كليه‌ي بيماران وارد شده به مطالعه نمونه‌ي خون جهت انجام آزمايشات روتين شامل FBS و Lipid profile اخذ شد. علاوه بر اين براي بيماران تست تعيين سطح سرمي اسيد اوريك انجام شد (به روش كالريمتريك آنزيماتيك توسط اوريكاز و پراكسيداز). آنژيوگرافي عروق كرونر طبق روش استاندارد با Femoral approach بعد از 12 ساعت ناشتائي انجام شده و شدت بيماري عروق كرونر بر مبناي اطلاعات آنژيوگرافي و بر اساس در گيري يك يا چند رگ كرونري بيشتر از 50% طبقه بندي شد.
نتايج: سطح سرمي اسيد اوريك در مجموع بيماران برابر 47/ 1 ± 15/ 5 ميليگرم بر دسي ليتر بود كه در مردان و زنان به ترتيب برابر 48/ 1 ± 27 /5 و 43/ 1 ± 88/ 4 ميليگرم بر دسي ليتر بود كه در مردان به طور معني داري بالاتر از زنان بود (ارزش p برابر 035/ 0). از لحاظ ارتباط ميان سطح اسيد اوريك سرم و مقدار كسر جهشي بطن چپ، همبستگي معني داري بين ايندو شاخص مشاهده نشد (ضريب همبستگي پيرسون برابر 081/ 0 – و ارزش p برابر 161/ 0). مصرف سيگار، وجود هيپرتانسيون، ديابت و يا هيپرليپيدمي تاثيري بر سطح اسيد اوريك خون نداشتند. از لحاظ همبستگي بين غلظت اسيد اوريك سرم و تعداد عروق درگير، رابطه اي معني دار بين سطح اسيد اوريك سرم و تعداد كرونر درگير وجود نداشت. با اينحال، سطح اسيد اوريك سرم در بيماران با درگيري left main به طور معني داري بالاتر از بيماران بدون درگيري left main بود (به ترتيب 58/ 1 ± 48/ 5 و 35/ 1 ± 00/ 5 ميليگرم بر دسي ليتر با ارزش p برابر 018/ 0). در مدل آماري رگرسيون لجستيك چند متغيره، سطح اسيد اوريك سرم به عنوان شاخصي در پيش بيني درگيري left main در حضور ساير عوامل مورد مطالعه از قبيل جنسيت، سن، عوامل خطر بيماريهاي قلبي، مقدار LVEF و مقدار كراتي نين سرم محسوب شد (نسبت احتمال برابر 276/ 1 با ارزش p برابر 021/ 0).
نتيجه گيري: افزايش سطح اسيد اوريك خون با افزايش خطر ضايعات left main مستقل از ساير عوامل خطر بيماريهاي قلبي همچون هيپرتانسيون، هيپرليپيدمي و ديابت رابطه دارد. اما ممكن است افزايش سطح اسيد اوريك خون با تعداد عروق كرونر درگير ارتباط نداشته باشد.
كلمات كليدي: