بررسي مقايسه اي اثرHFNC و NCPAP در درمان سندرم ديسترس تنفسي نوزادان با روش INSURE

نويسنده: راضيه سنگسري
استاد راهنما: مليحه كديور، زيبا مسيبي
استاد مشاور: نصرت اله رضي
تاريخ دفاع: 1391/07/01
مدرك: دكتراي فوق تخصصي نوزادان
دانشگاه: علوم پزشكي وخدمات بهداشتي درماني تهران، پزشكي،
چكيده: اين مطالعه با هدف بررسي مقايسه‌اي HFNC و NCPAP در پي روش INSURE و پيامدهاي حاصله بر روي نوزادان نارس با ديسترس تنفسي صورت گرفته است.
پس از اخذ مجوز از كميته اخلاق دانشگاه و بعد از توضيحات به والدين و با كسب رضايت آگاهانه از خانواده نوزادان، در طي چهارده ماه از ابتداي ارديبهشت ماه 1390 الي انتهاي خردادماه 1391 در بخش مراقبت ويژه نوزادان بيمارستان آرش وابسته به دانشگاه علوم پزشكي تهران 54 نوزاد با سندرم ديسترس تنفسي و ضرورت باليني وعلمي تجويز سورفاكتانت، پس از تقسيم در دو گروه 27 نفري به صورت تصادفي سازي با روش كلاسيك متوازن به صورت كارآزماي باليني انجام گرديد. گروه اول بعد از تجويز سورفاكتانت روي NCPAP و گروه دوم روي HFNC گذاشته شدند. علاوه بر متغيرهاي دموگرافيك، معيارهايي چون ميزان نياز به انتوباسيون مجدد به عنوان پيامد اوليه و ساير موارد چون رتينوپاتي نارسي، ديسپلازي برونكوپولمونر، خونريزي داخل بطن‌هاي مغزي، مدت نياز به اكسيژن درماني و طول مدت بستري در NICU همچنين سندرم نشت هوا به عنوان پيامد ثانويه در دو گروه مقايسه گرديد. در نهايت ارزيابي آماري بين اين دو گروه صورت گرفت.
پيامد اوليه درمان (انتوباسيون مجدد) در گروه HFNC بيش از گروه NCPAP بود (P-Value:0.004) كه اين پيامد در دو محدوده سني 30-28 و34-31 هفته در گروه HFNC بيش از گروه NCPAP بوده است. پيامدهاي ثانويه درمان از جمله رتينوپاتي نارسي و ديسپلازي پولمونري و طول مدت بستري در بخش مراقبت‌هاي ويژه و نياز به اكسيژن درماني در دو گروه تفاوت واضحي نداشته است.
بر اساس اين مطالعه و با توجه به حجم نمونه و انجام تنها در يك مركز به صورت محدود، نياز به مطالعات گسترده‌تري در جهت ارزيابي و توصيه به استفاده ازHFNC در روش INSURE به جاي NCPAP براي نتيجه گيري دقيق تر مي باشد.
كلمات كليدي: ديسترس تنفسي، تجويز سورفكتانت، سي پاپ نازال (NCPAP)، كانولاي فشار بالا (HFNC)، نوزاد