تصفيه پذيري فاضلاب صنعتي كارخانجات ناريست

نويسنده: محمد جواد قناد زاده
استاد راهنما: محمود اسدي
استاد مشاور: عليرضا مصداقي نيا، غياث الدين
تاريخ دفاع: 1373/04/22
مدرك: كارشناسي ارشد
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي تهران، بهداشت و انستيتو تحقيقات پزشكي، مهندسي بهداشت محيط
چكيده: توسعه صنعتي همگام با ورود فاضلابهاي صنعتي در منابع آب، مشكلات زيست محيطي عظيمي را در جهان بوجود آورده است با توجه به اينكه منابع آب قابل استفاده محدود مي باشد، لزوم تصفيه فاضلابها به منظور حفاظت محيط زيست مشخص تر مي گردد.
كارخانجات فارسيت از جمله صنايعي است كه مصرف آب و توليد فاضلاب آن زياد است. كارخانجات فاريست در حدود 400 كيلومتري تهران واقع است. ظرفيت اسمي توليد لوله، ورق و چهارگوش آن بطور روزانه به ترتيب 275، 211 و 6/21 تن مي باشد و از آزبست و سيمان بعنوان مواد اوليه استفاده مي كنند. ميزان توليد ورق، لوله و چهار گوش اين كارخانه در سال 1372 به ترتيب 36215 و 48006 تن در سال بوده است. پساب جدا شده از هر مرحله كه داراي مقادير متفاوت، آلاينده ها، مواد آلي، جامدات محلول، معلق، كدورت، رنگ و غيره است. توسط كانالهاي فرعي به بيرون از محوطه كارخانه منتقل شده و به داخل كانال اصلي يا مشترك مي ريزد. اين فاضلاب كه بعنوان پساب مخلوط كارخانه در نظر گرفته شده است بار آلي و TSS بالا و داراي معادل جمعيتي 12462 نفر DOD و 308480 نفر TSS مي باشد. فاضلاب در داخل كانال پس از طي 2-1 كيلومتر در رودخانه ماربره كه آب آن عمدتاً مصارف كشاورزي دارد تخليه مي گردد. در اين تحقيق اساس مطالعه به دو بخش تقسيم شده است :
بخش اول شامل شناسائي مشخصات فاضلاب كارخانجات فارسيت از لحاظ كمي و كيفي بوده است. نتايج اين بخش به اختصار عبارتند از ميانگين بار آلودگي، COD 4/415 ميلي گرم در ليتر با انحراف معيار 38/105، ميانگين TSS با 8/2084 ميلي گرم در ليتر با انحراف معيار 86/442، رنگ سبز و دبي روزانه 3000 متر مكعب ميزان 8 درصد COD محلول نشان مي دهد كه بيشتر COD با محلول در ارتباط با TSS مي باشد.
بخش دوم شامل بررسي تصفيه پذيري اين فاضلاب به روش فيزيكوشيميائي "انعقاد" بوده است. در اين بخش به منظور برآورد ميزان جامدات قابل ته نشيني، ابتدا ته نشيني ساده انجام شده ميانگين درصد حذف COD و TSS در مدت 2 ساعت به ترتيب 5/91 و 9/96 بود كه با افزايش زمان ماند به دو برابر فقط يك درصد افزايش يافت. به منظور دستيابي به درصد حذف بيشتر در زمان كوتاهتر از سه منعقد كننده، آهك، الوم و كلرورفريك استفاده شد.
ميانگين درصد حذف و باقيمانده COD و TSS با 60 ميلي گرم در ليتر آهك به ترتيب 25/97 و 95/99 درصد و 4/11 و 1 ميلي گرم در ليتر است با افزايش آهك به ميزان 140 ميلي گرم در ليتر، ميانيگن حذف TSS فقط 28 درصد افزايش يافت. حجم رسوبهاي تشكيل شده 33 تا 36 ميلي ليتر در ليتر بود.
در ته نشيني با آلوم ابتدا PH بهينه براي نمونه ها با مصرف 20 ميلي گرم در ليتر آلوم حدود 9 تعيين گرديد. سپس ميزان بهينه ماده منعقد كننده در PH اوليه فاضلاب بدست آمده با مصرف 20 ميلي گرم در ليتر آلوم، ميانگين حذف COD و TSS به ترتيب 49/95 و 97/99 درصد بود. با افزايش آلوم به ميزان 45 ميلي گرم در ليتر ميانگين حذف COD و TSS به 35/95 و 96/99 رسيد. ميزان مصرف بهينه آلوم در PH بهينه 20 ميلي گرم در ليتر و ميانگين حذف COD و TSS به ترتيب 49/95 و 997/99 درصد و باقيمانده COD و TSS به ترتيب 72/18 و 5/0 ميلي گرم در ليتر اندازه¬گيري شد. حجم رسوب تشكيل شده برابر با رسوب ته نشيني شده با آهك بود.
در ته نشيني با كلرور فريك نيز ابتدا PH بهينه با استفاده از 40 ميلي گرم در ليتر FeCl3 حدود 9= PH تعيين گرديد. سپس مقدار بهينه كلرورفريك در PH اوليه فاضلاب تعيين شد و با حدود 40 ميلي گرم در ليتر FeCl3 ميزان حذف COD و TSS به ترتيب 60/99 و 92/99، بدست آمد. با مصرف حدود 3 برابر FeCl3 مقادير حذف COD و TSS به ترتيب 43/96 و 93/99 درصد رسيد. با مقدار بهينه كلرورفريك در بهينه (PH=9) ميزان حذف COD و TSS و باقيمانده آنها 87/99 و 95/99 درصد و 13 و 1 ميلي گرم در ليتر رسيد و حجم رسوب تشكيل شده بيشتر از آهك و آلوم بود.
بطور كلي درصد حذف با آهك بالاتر بوده و با در نظر گرفتن جنبه هاي كاربردي و هزينه هاي هر يك از مواد منعقد كننده چنانچه از آهك به عنوان منعقد كننده استفاده شود مي توان از پساب جهت مصارف مجدد آبياري در كشاورزي استفاده نمود.
كلمات كليدي: