بررسي آلودگي صدا در صنايع انتخابي فولاد ايران و ارائه روشهاي كنترل و كاهش آن

نويسنده: تورج شفائي
استاد راهنما: پروين نصيري
استاد مشاور: مجيد عباسپور، فرامرز معطر
تاريخ دفاع: 1376/01/01
مدرك: كارشناسي ارشد مهندسي محيط زيست (M.S.)
دانشگاه: آزاد اسلامي، محيط زيست و انرژي، واحد علوم و تحقيقات
چكيده: صنايع فولادسازي، مادر صنايع سنگين و يكي از پايه هاي اصلي صنعت هر كشور محسوب مي شوند و بدين جهت از اهميت خاصي برخوردار هستند. در اين صنعت با توجه به فرآيند توليد در واحدها و بخش هاي مختلف، هيچ منطقه اي يافت نمي شود كه از آلاينده هاي زيست محيطي و بالاخص آلودگي صدا در امان باشد. بدين منظور با توجه به روند رو به رشد صنايع فولاد در ايران و حفظ سلامت پرسنل، پژوهش در اين زمينه امري ضروري و لازم به نظر مي رسيد.
در اين راستا باتوجه به دو روش فولادسازي در جهان (روش احياء مستقيم يا كوره قوس الكتريكي و روش احياء غير مستقيم يا كوره بلند)، كه هر دو روش در صنايع فولاد ايران نيز در حال كار مي باشند، هماهنگي لازم با مسئولين بخش ها و واحدهاي مختلف، در دو صنعت فولادسازي بعمل آمد و طي بازديدهايي كه از سايت انجام شد، فرآيند توليد و منابع مولد صدا شناسايي شد. سپس نقشه هاي سايت واحدها و بخش هاي مختلف ترسيم و ايستگاههاي مربوطه شناسايي و شماره گذاري گرديد.
براي بررسي آلودگي صدا در هر ايستگاه ابتدا تراز معادل فشار صوت (Leq) با توجه به اختلاف (SEL - Leq ) و استفاده از نموگرام مربوطه، در هر ده دقيقه اندازه گيري و نتايج بدست آمده در جداول جداگانه اي بر حسب واحدها و بخش هاي مختلف درج گرديد. ضمناً در هر ايستگاه همزمان تراز مواجهه صدا (SEL) بررسي و تراز آلودگي صدا (LNP) در هر ايستگاه محاسبه شد. جهت بررسي دقيق تر در هر ايستگاه تراز كلي فشار صوت در شبكه وزني A و تراز فشار صوت در شبكه وزني C به همراه آناليز اين نتايج در فركانسهاي 5/31 تا 16000هرتز نيز مورد بررسي قرار گرفت. لازم به يادآوري است توسط دستگاه دوزيمتر همزمان با اندازه گيري Leq محيطي، پرسنل هر واحد با توجه به حساسيت شغلي و زمان مواجهه، مورد سنجش قرار گرفته و leq فردي و نهايتاً ميانگين Leq فردي براي هر واحد يا بخش مربوطه محاسبه و مقايسه شده است.
در خصوص كليه اندازه گيريهاي انجام شده بايد يادآور شد با توجه به فعاليت 24 ساعته و بدون وقفه در اين صنعت، يك روز كاري، متشكل از سه شيفت 8 ساعته (صبح، عصر، شب) براي هر واحد انتحاب و اندازه گيريها در ايستگاههاي از قبل تعيين شده انجام شد.
كليه نتايج در جدولهاي مربوطه ثبت و در فصل سه ارائه شده است.
در خصوص بررسي نتايج از آنجائي كه در هر شيفت كاري فرآيند توليد چندين بار تكرار شده و اين امر در سه شيفت كاري، به صورت مستمر ادامه دارد، در منحني هاي رسم شده دراكثر واحدها و بخشها، رگرسيون خطي منحني ها معني دار نمي باشد. زيرا از آنجايي كه مقادير اندازه گيري شده و ميانگين آنها براي هر سه شيفت خيلي به يكديگر نزديك است، ضريب همبستگي (R 2) خيلي كوچك بوده پس رابطه مستقيمي بين تراز هاي صدا با شيفت هاي كاري و ايستگاهها وجود ندارد، كه اين به دليل تكرار فرآيند و خط توليد مشابه در هر سه شيفت صبح و عصر و شب مي باشد و مي توان پيش بيني نمود در حالت هايي كه يك واحد به دليل تعميرات، عدم ارسال مواد اوليه، تأخير در زمان بندي و ... توقف داشته باشد، در اندازه گيري هاي انجام شده تفاوت قابل ملاحظه اي در شيفت هاي مختلف به چشم خواهد خورد.
به هر حال در كليه اندازه گيريهاي بعمل آمده با توجه به بالابودن نتايج نسبت به حد استاندارد، بررسي دقيق روشهاي كنترل و كاهش صدا امري ضروري و حياتي به نظر مي آيد. در اين راستا با بهينه كردن روشهاي انتقال مواد(تسمه نقاله ها)، نصب شيشه هاي دو جداره، استفاده از دربهاي جاذب صدا و آكوستيك، نصب لاستيك هاي لرزه گير به منظور جلوگيري از ارتعاش، انتقال كارگاههاي جنبي به محيط هاي مناسب، حفاظت فردي و استفاده از سيستم هاي اتوماسيون در محل هايي كه پرسنل با آلودگي صدا زياد مواجه مي باشند، مي توان گامهاي مثبتي را در روند كاهش صدا برداشت.

كلمات كليدي: