بررسي الگوي تجويز داروهاي ضد هيپرتانسيون در بيماران ديابتي شهر تبريز

نويسنده: عليرضا عابدزاده
استاد راهنما: يداله آذرمي
استاد مشاور:
تاريخ دفاع: 1382/01/01
مدرك: دكترا
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي تبريز، داروسازي، فارماكولوژي
چكيده: بيماري ديابت با داشتن عوارض مهم و پيچيده خون پس از طي قرنهاي متمادي هنوز همچنان بعنوان يكي از بيماريهاي تقريبا لاعلاج در علم پزشكي مورد بحث است. البته در اين ميان نبايد از نظر دور داشت كه كنترل و آگاهي لازم و كافي از اين بيماري ميتواند از ايجاد عوارض گوناگون آن تاحدودي پيشگيري نمايد 0هيپرتانسيون عارضه بسيار مهم اين بيماري است كه به سبب ايجاد زمينه، تقريبا براي توام عوارض ميكروواسكولار اين بيماري از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. در اين مطالعه مابررسي را تحت عنوان بررسي الگوي تجويز داروهاي ضد هيپرتانسيون در بيماران ديابتي شهر تبريز با همكاري بيمه خدمات درماني (بررسي نسخ) در بخشي انجام داده و در بخشي ديگر مطالعه گذشته نگر پرونده هاي تعدادي از بيماران مراجعه كننده به كلينيك تخصصي غدد واقع در بيمارستان سينا شهر تبريز پرداختيم. از تعداد 2451 نسخه بيمه خدمات درماني تعداد 68 نسخه و از 464 پرونده كلينيك تخصصي غدد تعداد 94 پرونده مربوط به بيماران ديابتي مبتلا به هيپرتانسيون بوده است. ميانگين سني بيماران مورد مطالعه در بخش نسخ 5855 سال و در مركز تخصصي غدد 5709 سال بود. داروهاي ضد هيپرتانسيون تجويز شده در قسمت بررسي نسخ شامل مهار كننده هاي ( ACE 3524درصد)، بتابلوكرها( 2952درصد)، مدرها( 1524درصد)، بلوكه كننده هاي كانال كلسيمي( 1333درصد)،آلفابلوكرها( 286درصد) و داروهاي با اثر مهاري بر سيستم عصبي سمپاتيك و به شكل مركزي عمل كننده( 381درصد) و در قسمت كلينيك غدد به ترتيب داروئي بالا 5735 درصد، 2280 درصد، 59 درصد، 1176 درصد، 073 درصد و 147 درصد ميشود. با توجه به نتايج بدست آمده مشخص ميشود كه بيشترين داروي مصرفي را دراين مطالعه مهاركنندههاي ACE تشكيل ميدهند كه با توجه به مدارك علمي موجود مبني بر موثر بودن اين داروها در پيشگيري از نفروپاتي ديابتي و عدم وجود عوارض جانبي خطرناك اين موضوع منطقي به نظر ميرسد. در اين مطالعه از بلوكه كننده هاي كانالهاي كلسيمي كمتر استفاده شده است كه علت آن بيشتر به عوارض داروهاي موجود كه كوتاه اثر بوده( نظير نيفيديپين ) برميگردد كه اين دارو ميتواند مرگ و مير ناشي از عوارض قلبي عروقي را افزايش دهد بنابراين وجود ميزان تجويز اين داروها قابل پيش بيني بوده است. البته اگر از داروهاي طولاني اثر و جديد نظير آملوديپين خصوصادرتركيب با مهاركننده هاي ACE استفاده شود موثر خواهد بود. تجويز بتابلوكرها در حد قابل قبولي بوده ولي با توجه به مدارك علمي موجود كه فوايد سودمند اين داروها بر معايب آن مي چربد تجويز بيشتر داروهاي بتا بلوكر انتخابي(البته بجز درموارد خاص) در بيماران ديابتي مبتلا به هيپرتانسيون در آينده مورد انتظار است. داروهاي مدر بويژه تيازيدها كمترين سهم را در تجويز داروهاي خط اول داشتند كه شايد علت آن مربوط به نگرش علمي گذشته باشد كه عواض متابوليكي و افزايش حوادث قلبي عروقي ناشي از اين داروها مطرح بوده است. ولي اين مسئله بعلت تجويز دوز اين داروها ونبودن مطالعات وسيع و تصادفي درست نبوده و امروز دوز پايين اين داروها براي بيماران بدون پروتئينوري قويا توصيه ميشود. طبق انتظار از داروهاي دستههاي ديگر ميزان پاييني تجويز شده بود. در آخرين مطالعه اضافه شدن داروهاي جديد و سودمند(نظير آنتاگونيستهاي گيرنده هاي آنژيوتانسين II و دي هيدروپريدين هاي طولاني براي كنترل هيپرتانسيون در بيماران ديابتي و آموزش مستمر و مناسب براي جامعه پزشكي توصيه ميشود.
كلمات كليدي: داروهاي ضد هيپرتانسيون، ديابت، هيپرتانسيون