بررسي اشكال سونولوژيك انواع متاستازها در كبد

نويسنده: افشين سالمي
استاد راهنما: علي اكبر عامري
استاد مشاور:
تاريخ دفاع: 1374/01/01
مدرك: دكتراي تخصصي راديولوژي
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، پزشكي،
چكيده: موضوع بحث اين پايان نامه در مورد اهميت سونوگرافي در تشخيص متاستازهاي كبدي، بررسي قابليتهاي آن در مقايسه با ساير روشهاي تشخيصي، استفاده از سونوگرافي در پيگيري و تعيين پيش آگهي بيماران مبتلا، كمك اولتراسون به درمان متاستازها و مقايسه نماهاي سونوگرافيك متاستازهاي كبدي با يافته هاي پاتولوژي براساس كتب و مقالات جديد است. هم چنين در مطالعه ما در بيمارستان امام حسين انجام شد، نماي سونوگرافيك متاستازهاي كبدي در 40 مورد بيماري بدخيم مختلف با يافته هاي پاتولوژي مقايسه گرديد. شايعترين نما، نوع متاستازهاي هيپراكو بود (15 مورد يا 37.5%). متاستازهاي هيپواكو در 11 مورد (27.5%) و target pattern در 8 مورد (20%) مشاهده گرديدند. در يك مورد ديگر (2.5%) هر دو نوع هيپواكو و target pattern يافت شد. نماي diffuse disorganization در 3 مورد (7.5%) و متاستاز هترواكو در 2 مورد (5%) رؤيت شدند.
متاستازهاي هيپراكو بيشتر در بيماران مبتلا به آدنوكارسينوماي موسيني GI (بويژه با منشاء كوكوركتال) و در مبتلايان به تومورهاي پر عروق مثل كارسينوم هپاتوسلولر، كارسينوم رنال سل و كارسينوئيد ديده شدند. متاستازهاي هيپواكو بيشتر در بيماران مبتلا به انواع لنفوما و ساركوما مشاهده گرديدند. نوع target pattern بيشتر در مبتلايان به آدنوكارسينوماي GI (بخصوص با منشاء معده يا ديستال مري) يافت شد. بطور كلي ارتباط بين نماي سونوگرافيك متاستازهاي كبدي با يافته پاتولوژي قطعي نيست، ولي در موارد بسياري از برخي بدخيمي ها (لنفوما، ساركوما، تومورهاي پرعروق و آدنوكارسينوماي GI) تطابق اين يافته ها مشاهده شد.
كلمات كليدي: