درمان جراحي سرطان كبد

نويسنده: رادمان شفيعي
استاد راهنما: منوچهر دوائي
استاد مشاور:
تاريخ دفاع: 1373/01/01
مدرك: دكترا
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، پزشكي،
چكيده: هپاتوسلولار كارسينوما شايع ترين تومور اوليه بدخيم كبدي مي باشد و به طور كلي در ايران از شيوع نسبي برخوردار است. مايكوتوكسينها، سيروز و هپاتيت B از عوامل موثر در ايتولوژي آن هستند. بيمار مبتلا به HCC بيشتر با درد شكمي يا احساس پري يا توده در شكم مراجعه مي كند. كاهش وزن از علائم بسيار مهم است. در معاينه اين بيماران معمولاً توده اي در RUQ يا اپي گاستر يا هپاتومگالي يافت مي شود. مقادير AFP بيش از 400ng/ml يا مقادير افزايش يابنده آن ارزش دارند. از نظر تصويري، قدم اول سونوگرافي است ولي CT و lsotope Scan‌ هم در رده اول قرار دارند. تنها اميد براي درمان قطعي، resection كامل است كه اين امر مي تواند با شناسايي زودتر تومور، (با كمك بيماريابي)، بكار بدن روشهاي پيشرفته تر تصويري (براي لوكاليزاسيون دقيق تر تومور) و بهبود تكنيكهاي جراحي در درصد بالايي از بيماران تحقق يابد. در مطالعه Ozawa و همكاران روي 225 بيمار مبتلا به HCC‌ نتيجه گرفته شد كه بهترين نتايج درماني با برداشتن سگمان حاوي تومور (هنگامي كه تومور محدود به يك سگمان باشد) و سگمان كناري آن بدست مي آيد (زنده بودن 100% بيماران پس از 3 سال) از طرف ديگر، زمان متوسط رشد بدون علامت براي چنين تومورهاي كوچكي كه در مراحل اوليه شناسايي مي شوند 3 سال است. بنابراين نتيجه گيري قطعي احتياج به مطالعه بيشتر دارد.
كلمات كليدي: