بررسي بقاء بيماران مبتلا به سرطان معده با توجه به محل تومور، مرحله بيماري و نوع درمان

نويسنده: ابراهيم حجازي دينان
استاد راهنما: محمدرضا زالي
استاد مشاور:
تاريخ دفاع: 1375/01/01
مدرك: دكترا پزشكي
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، پزشكي،
چكيده: 533 بيمار مبتلا به سرطان معده كه طي سالهاي 73 1368 در بيمارستانهاي وابسته به دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي بستري شده بودند به طور كامل بستري گشتند، سپس از طريق پيگيري بيماران، مكاتبه با آنها و هماهنگي با سازمان بهشت زهرا ميزان بقاء 158 بيمار بدست آمد. نسبت شيوع بيماران مرد به زن 2.6 بوده است و بيشترين موارد ابتلا در دهه هاي ششم و هفتم زندگي ديده شده است. اكثريت بيماران (71.5%) بيش از سه ماه پس از شروع اولين علامت بيماريشان تشخيص داده شده اند، كه اين امر توجه به علائم سرطان معده و بررسي بيشتر آنها را جهت تشخيص زودرس اين بيماري به اثبات مي رساند. شايع ترين علائم بيماري در بيماران كاهش وزن (90.3%)، درد شكم (80.7%) بي اشتهائي (70.9%)، استفراغ (55%)، ديسفاژي به جامدات (38.7%)، نفخ (37.2%)سيري زودرس (33.8%) و ملنا (32%) بوده است. در معاينه باليني شايع ترين يافته ها تندرنس شكم (59%) رنگ پريدگي ملتحمه (57%) و توده شكمي (33.6%) بوده است. مهمترين عوارض در بيماران متاستاز (47.4%) آنمي (37.7%) آسيت (20.1%) بوده است. محل تومور در آنتروم، تنه معده، كارديا، فوندوس و در سراسر معده به ترتيب (51، 41.8، 37.6، 7.2 و 3.6 درصد بوده است. شايع ترين فرم پاتولوژيك سرطان معده آدنوكارسينوما (92.6%) بوده، SCC در 3.5% وليو ميوساركوما در0.7% موارد ديده شه است. 0.4% بيماران در مرحله I، 6.4% در مرحله II، 15.1% درمرحله III و 67.2% در مرحله IV بيماري قرار داشته اند. در 16% موارد به علت End Stage بودن بيماري بيمار عمل نشده است، لاپاراتومي اكتشافي در 25% بيماران، جراحي باي پس در 7.9%، توتال گاستركتومي در 12.5%، ديستال ساب توتال گاستركتومي در 19.1%، پروگزيمال ساب توتال گاستركتومي در 3.5% و ساب توتال گاستركتومي در 2.3% بيماران صورت گرفته است. ميزان بقاء يك ماهه، شش ماهه، يك ساله، دو ساله و سه ساله بيماران به ترتيب 67.1، 41.8، 32.3، 15.2 و 8.9 درصد و ميانگين ميزان بقاء بيماران 11 ماه بوده است. ميزان بقاء بيماران وابستگي كاملا مشخصي به مرحله بيماري داشته است، ميانگين ميزان بقاء در تومورهاي ناحيه كارديا، تنه و آنتروم تقريبا برابر و حدود 11-10 ماه بوده و تومورهائي كه سراسر معده را گرفتار كرده بودند، با ميانگين بقاء 7.5 ماه بدترين پيش آگهي را داشته اند. در مرحله IV بيماري برداشت تومور به هر ترتيب ممكن (درماني يا تسكيني) ميزان بقاء بيماران را به طور قابل ملاحظه اي در مقايسه با بيماراني كه تومورشان برداشت نشده بهبود مي بخشد. (ميانگين بقاء 11.5 ماه در مقابل 5 ماه) همچنين ميزان بقاء بيماران در توتال گاستركتومي و ساب توتال گاستركتومي تقريبا يكسان است. در مراحلI، II و III در تمام بيماران برداشت تومور صورت گرفته است و ميزان بقاء در بيماراني كه ساب توتال گاستركتومي شده اند بهتر از بيماراني است كه توتال گاستركتومي شده اند، (ميانگين بقاء 22.6 ماه درمقايل 17.3 ماه). در نتيجه، تشخيص زودرس بيماران در مراحل پائين و برداشت موثر تومور بوسيله جراحي دو عامل بسيار مهم در بهبود بقاء بيماران مي باشد و متاسفانه اكثريت بيماران ايراني در مرحله IV بيماري تشخيص داده شده (67.2%) و در 50% بيماران نيز برداشت تومور صورت نگرفته كه اين دو از علل بقاء كم بيماران ايراني مي باشد.
كلمات كليدي: