مقايسه اثر سولفات روي و متاوانادات سديم بر قند خون مبتلايان به ديابت تيپ II

نويسنده: مهدي كريمي
استاد راهنما: محمد افخمي اردكاني
استاد مشاور: سيد محمد محمدي
تاريخ دفاع: 1387/01/01
مدرك: دكتراي تخصصي بيماري هاي داخلي
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد، ،
چكيده: ديابت نوع دو يك بيماري مزمن پيشرونده است كه خود عامل موربيديتي و مورتاليتي زيادي مي باشد. تقريبا 150 ميليون نفر در سرتاسر دنيا مبتلا بوده كه انتظار مي رود اين عدد در 20 سال آينده دو برابر شود. ديابت ريسك عوارض ميكرووسكولار و ماكرووسكولار را افزايش مي دهد و عوارض ناشي از آن بار اقتصادي زيادي را بر جامعه متحمل مي كند. علي رغم پيشرفت هاي تكنيكي در تشخيص و درمان آن، اكثريت بيماران از درمان هاي آلترناتيو بهره مي برند. مطالعه اي طي سالهاي 1998-1997 نشان داد كه حدود يك سوم ديابتي ها از CAM) Complementary and Alternative) Medicine در درمان بيماري خود استفاده مي كنند. مكمل هايي مانند تيامين، ويتامين C و E و مينرال ها مانند روي، كروميوم و واناديم استفاده مي شود. هدف از مطالعه حاضر مقايسه اثر دو مكمل متاوانادات سديم و سولفات روي بر قند خون بيماران ديابت نوع دو مي باشد.
اين مطالعه يك كارآزمايي باليني تصادفي بر روي بيماران ديابت نوع 2 مراجعه كننده به مركز تحقيقات ديابت استان يزد مي باشد. شرايط ورود به مطالعه بيماران ديابت نوع 2 با دوز ثابت دارو در شش ماه گذشته، وزن ثابت در 3 ماه گذشته، عدم دريافت مكمل هاي معدني يا ويتاميني در دو ماه گذشته بدون درگيري كلينيكي كليوي، قلبي و ريوي بوده است.
اطلاعات كامل و جامعي به بيماران در مورد چگونگي انجام طرح داده شد. بيماران مجاز به ترك مطالعه در هر دوره از طرح بودند. مطالعه در كميته اخلاق دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد مطرح و تاييد شد. 60 بيمار به طور تصادفي به سه گروه دريافت كنند متاوانادات سديم (100mg/day)، سولفات روي (660mg/day) و وپلاسبو تقسيم شدند.
سطح AST، ALT، Cr، BUN، HDL، LDL، Chol، TG، HbA1C، 2HPP، FBS، BMI قبل و شش هفته پس از درمان چك شد. به منظور بررسي اثر طولاني مدت دارو نيز 12 هفته بعد سطح HbA1C و BMI چك شد.
58 بيمار (21 مرد و 37 زن) با ميانگين سني 51.39±8.60 در مطالعه حضور داشتند. 22.4% و 32.8% بيماران علاوه بر ديابت به ترتيب فشار خون و هيپرليپيدمي داشتند. در گروه متاوانادات سديم تنها كاهش قابل قبول آماري در ميانگين P=0.01) TG) و P=0.03) BMI) پس از شش هفته درمان ديده شد. بعد از 3 هفته 94.4% بيماران از تهوع و دل درد خفيف شكايت داشتند و 44.4% بيماران يك مرتبه استفراغ كردند كه دو بيمار از مطالعه خارج شد. پس از 12 هفته كاهش قابل قبولي در P=0.01) BMI) رخ داد. در گروه سولفات روي كاهش ميانگين P=0.005) TG، (P=0.02) Chol) و P=0.01) LDL) و فشار خون سيستوليك معني دار بود. پس از 12 هفته نيز كاهش معني داري در P=0.04) HbA1C) بروز كرد. مقايسه سه گروه نشان داد كه هيچ يك از داروهاي در پايان شش هفته اثري بر FBS و HbA1C نداشتند با توجه به اثر مفيد روي بر كاهش 2hpp، كلسترول و فشار خون در بيماران ديابتي استفاده از آن به عنوان مكمل توصيه مي شود. بررسي بيشتر با نمك هاي جديد واناديم كه عوارض گوارشي كمتري دارد جهت مطالعه تاثير آن بر روي بيماران ديابتي توصيه مي شود.
كلمات كليدي: