بررسي ميزان كلونيزاسيون كانديدا در پروتز كامل افراد ديابتي و غير ديابتي

نويسنده: احسان توكلي حسيني
استاد راهنما: محمدحسين لطفي كامران، عباسعلي جعفري ندوشن
استاد مشاور:
تاريخ دفاع: 1387/04/01
مدرك: دكترا دندانپزشكي
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد، دندانپزشكي،
چكيده: اهميت موضوع و هدف: ديابت يك بيماري مزمن متابوليك است كه شيوع نسبتا بالايي دارد. ديابت با تاثير روي سيستم ايمني فرد و تضعيف آن سبب افزايش عفونت هاي فرصت طلب مي شود. گونه هاي كانديدا به عنوان فلور نرمال در دهان اكثر افراد وجود دارند و در افراد با نقص سيستم ايمني مي توانند ايجاد عفونت نمايند. كانديديازيس يكي از عفونت هاي شايع فرصت طلب در دهان افراد با نقص ايمني است كه ارتباط مستقيم با تراكم گونه هاي كانديدا در حفره دهان دارد. حضورت دنچر در حفره دهان مي توان سبب تسريع كلونيزاسيون كانديدا شده و احتمال بروز كانديديازيس دهاني افزايش يابد. هدف از مطالعه حاضر، مقايسه ميزان كلونيزاسيون كانديدا در دنچر افراد ديابتي و غير ديابتي است. همچنين برخي عوامل احتمالي مستعد كننده فرد كه منجر به افزايش كلونيزاسيون كانديدا در دهان آنها مي شود از جمله ميزان قند خون دو ساعت بعد از غذا خوردن و عوامل ديگري مانند سن، جنس و سابقه استفاده از پروتز كامل مورد برسي قرار گرفتند.
مواد و روش كار: جهت انجام اين مطالعه كه از نوع مورد شاهدي بود تعداد 92 بيمار (46 نفر ديابتي و 46 نفر غير ديابتي) كه داراي دنچر بودند به طور تصادفي از پرونده هاي موجود در پخش پروتز دانشكده دندانپزشكي شهيد صدوقي يزد و همچنين بيماران مراجعه كننده به مركز ديابت استان يزد انتخاب شدند اين مطالعه در بهار سال 1386 انجام شد. اطلاعات دموگرافيك بيماران توسط پرسشنامه جمع آوري شد. نمونه گيري به وسيله سواپ سرپنبه اي استريل از سطح بافتي دنچر ماگزيلا انجام شد، سپس در محيط سابورو دكستروز آگار كشت داده شد. پليت ها در انكوباتور دماي 37ºc قرار داده شد و بعد از 48 ساعت تعداد كلوني رشد كرده در هر پليت شمارش شد. براي تشخيص گونه كانديدا در موارد كشت مثبت آزمايش توليد لوله زايا (Germ tube) انجام گرفت. ميزان گلوكز خون 2 ساعت بعد از غذا خوردن افراد توسط دستگاه گلوكومتر ACCU-Chek active اندازه گيري شد.
يافته ها: نمونه گيري از 92 بيمار انجام شد، گروه ديابتي 46 نفر و گروه كنترل 46 نفر، ميزان شيوع حامل بودند كانديدا در گروه ديابتي 97.8% و در گروه غير ديابتي 95.7% به دست آمد. كانديدا آلبيكنس شايع ترين گونه جدا شده از محيط كشت بود (75.6% در گروه ديابتي و 79.5% در گروه غير ديابتي). ميانگين زمان استفاده از دنچر فعلي در گروه ديابتي 7.07 سال و در گروه غير ديابتي 4.28 سال بود. مدت زمان استفاده از دنچر فعلي به سال و تعداد كلوني هاي كانديدا رابطه معنا داري مشاهده شد (P.value=0.022).
ميانگين تعداد كلوني كانديدا در افراد ديابتي 356.78 و در افراد غير ديابتي 110.73 بود. اين تفاوت از نظر آماري معني دار بود (P.value=0.0001). بين تعداد كلوني كانديدا و گلوكز خون افراد نيز يك رابطه معنا دار از نظر آماري وجود داشت (P.value=0.0001).
ميانگين تعداد كلوني كانديدا در مردان 214.96 و در زنان 264.83 بود. رابطه معناداري بين جنس و تعداد كلوني كانديدا يافت نشد (P.value>0.05).
بحث و نتيجه گيري: يافته هاي مطالعه حاضر نشان داد كه ديابت مي تواند سبب افزايش كلونيزاسيون كانديدا در دهان و بر روي دنچر اين بيماران شود. براي پيشگيري و درمان عفونت كانديدايي و كاهش كلونيزاسيون كانديدا توجه به فاكتورهاي موضعي و سيستميك مستعد كننده و تلاش براي رفع آنها مي تواند بسيار كمك كننده باشد. بيماران ديابتي نياز دارند كه بهداشت دهانشان را در سطح بالاتري نگه دارند و مراجعه منظمي به دندانپزشك داشته باشند همچنين كنترل گلوكز خون در محدوده طبيعي و نوشيدن آب فراوان براي كاهش عارضه خشكي دهان و رعايت بهداشت دنچر و در صورت لزوم ضد عفوني كردن آن اين افراد مي تواند در كاهش كلونيزاسيون كانديدا و كاهش كانديديازيس دهاني موثر باشد.
كلمات كليدي: ديابت، كلونيزاسيون، كانديدا، دنچر