بررسي ابتلا به ديابت قندي در بيماران دچار خونريزي داخل مغزي اوليه (ICH اوليه)

نويسنده: اميرحسين چلبي
استاد راهنما: ابوالقاسم رحيمدل
استاد مشاور: حسين فلاح زاده
تاريخ دفاع: 1386/01/01
مدرك: دكترا عمومي
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد، پزشكي،
چكيده: آسيب هاي عروقي مغز شايع ترين بيماري هاي ناتوان كننده دستگاه اعصاب مي باشد و پس از بيماري قلبي و سرطان ها مهمترين علت مرگ افراد بالاي 45 سال را تشكيل مي دهند. از جمله ي آنها، خونريزي داخل مغزي اوليه (ICH اوليه) مي باشد كه به صورت ناگهاني و در يك لحظه رخ مي دهد. ضايعه ممكن است پايدار و يا طي دقايقي و ساعاتي به سرعت پيشرفت كند. خونريزي داخل مغزي (ICH) سومين علت سكته هاي مغزي را تشكيل مي دهد، پيداش آن اغلب بين 50 تا 70 سالگي و شايعترين نواحي آن به ترتيب پوتامن، كپسول داخلي و هسته هاي قاعده اي مي باشد. تشخيص خونريزي داخل مغزي اغلب به كمك تصوير برداري مغزي (Brain CT Scan) يا (Brain MRI) و با توجه به علائم باليني به صورت سردرد شديد، تشنج، استفراغ و علائم ديگر بسته به محل خونريزي صورت مي گيرد. به طور كلي ريسك فاكتورهاي متعددي جهت افزايش بروز سكته هاي مغزي (از جمله خونريزي هاي داخلي مغزي) وجود دارد كه مهمترين آنها پرفشاري خون مي باشد. هرچند بيماري هاي قلبي، آتريال فيبريلاسيون، ديابت قندي، مصرف سيگار و هايپرليپيدمي به طور كلي جزء مهمترين ريسك فاكتورهاي سكته مغزي (اعم از ايسكميك يا هموراژيك) تلقي شده است اما برخي از اين ريسك فاكتورها از جمله ديابت قندي هرچند در ايجاد استروك از نوع ايسكميك نقش ثابت شده اي دارند اما نقش آنها در مورد خونريزي هاي داخل مغزي چندان مشخص نمي باشد. اين مطالعه به صورت يك بررسي توصيفي-مقطعي به صورت بررسي پرونده ي 100 بيمار دچار ICH اوليه ساكن استان يزد كه از ابتداي سال 1385 تا شهريور 1387 در بخش نورولوژي بيمارستان شهيد صدوقي يزد بستري شده بودند دنبال شد. در اين مطالعه ميانگين سن بيماران دچار ICH اوليه 67.3±13.2 سال به دست آمد (اين آمار براي جمعيت زنان 68.0 و براي مردان 65.0 سال بود). طبق بررسي حاصل از پرونده ي بيماران 17 درصد بيماران مبتلا به ICH اوليه به ديابت قندي مبتلا بودند. در مقايسه اي اجمالي با برآورد استاني (استان يزد) در بازه سني 55 تا 64 سال با ميانگين سني 61.4 سال شيوع ديابت قندي ثبت شده 18.4 درصد گزارش شده است، كه با توجه به آزمون نسبت (Pvalue=0.2) اختلاف معني داري بين دو آمار فوق وجود نداشت. 45% بيماران در ابتداي بستري FBS بالاتر از حدود نرمال (70-110 mg/dl) داشتند. اين ميزان براي بيماران با سابقه ديابت قندي 94.1% بود همچنين در مقايسه با ساير بيماران، افراد با سابقه ديابت قندي از نظر وضعيت هوشياري (چه در زمان بستري و چه در زمان ترخيص)، ميزان مرگ در بيمارستان و مدت زمان بستري آمار نامناسب تري داشتند. در مورد ساير ريسك فاكتورها طبق بررسي به عمل آمده از پرونده ي بيماران 74% آنها سابقه پرفشاري خون داشتند كه از ميان آنها 73% (54 نفر) به صورت منظم از داروهاي كنترل فشار خون استفاده مي كردند.
در بررسي پرونده بيماران دچار ICH اوليه هايپركلسترولمي (كلسترول توتال مساوي يا بالاتر از 240mg/dl) در 20% موارد وجود داشت. سابقه بيماري هاي قلبي در 16% از بيماران مثبت گزارش شده بود كه حدود 93% آنها (15 نفر) دچار بيماري هاي قلبي از نوع IHD بودند. در نهايت مصرف سيگار به صورت منظم (روزانه) در بررسي پرونده 16% از بيماران وجود داشت. آمار فوق بعضا با مطالعات مشابه مورد مقايسه قرار گرفت. هرچند داده هاي اين آمار به دليل نبود گروه شاهد قابل نتيجه گيري جهت اثر هر يك از اين ريسك فاكتورها بر روي ICH اوليه نيست ليكن در مقايسه اجمالي با آمار برآورد انساني تا حدودي شمايي كلي از وضعيت ريسك فاكتورهاي عمده ي ICH اوليه را نشان مي دهد.
كلمات كليدي: