عوارض پوستي و عصبي ديابت

نويسنده: آيدين غمام نو
استاد راهنما: نعمت اله برومند
استاد مشاور:
تاريخ دفاع:
مدرك: دكترا
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي اصفهان، پزشكي،
چكيده: نوروپاتي محيطي يكي از عوارض مهم در جريان است كه شيوع آن بر طبق گزارشات مختلف بين صفر تا 93 درصد متغير است اكثر دانشمندان عقيده دارند كه ديابت كنترل نشده جزو عوامل مساعده كننده نوروپاتي محيطي است كه تحت چنين شرايط شيوع آن بين 17 تا 62 درصد است از علائم آن همانطور كه گفته شد اختلالات حسي است كه بصورت درد، حساسيت، هيپراستزي و در آخر آنستزي تظاهر مي كند. گرفتاري اعصاب اتونوم نيز بصورت اختلالات تعريق، تنظيم حرارت پوست و فشار خون است كه يافته اي كلينيكي در جريان اختلالات اتونوميك شبيه سمپاتكتومي كامل يا ناقص است يعني علاوه بر آنهيد روزووازوديلا تاسيون عروقي انگشتان پا، ادم، اريتم و آتروفي نسوج زير جلد وجود دارد.
زخمهاي مزمن پا همراه پينه ازلزيونهاي اختصاصي بيماران است كه علت اساسي اين لزيونها نوروپاتي محيطي و بمقدار خيلي كم تغييرات استخوان و غضروف مفاصل متاتارسوفالانژيال است زيرا كه زخمهاي نوروتروفيك بيشتر در قسمتهاي برجسته استخوان هاي كف پا پديد مي آيد.
آرتروپاتي دژنراتيو- عارضه ديگر همراه ضايعات نوروپاتيك پا و ضايعات استخواني و مفصلي شبيه آرتروپاتي شاركو مي باشد علل اين ضايعه فقدان حس، ضعف حركتي و شلي مفاصل مي باشد. اولين تغيير عمده اين عارضه ضخيم شدن يكطرفه يا دو طرفه ناحيه تارس است كه بعدا تخريب شديد مفاصل تارسومتا تارس پيش مي آيد. اين لزيون درد ندارد و بيمار روي پاي معيوب راه رفته و سبب ازمان عارضه مي شود.
عفونت عارضه ديگر است كه لسوج ايسكميك در معرض عفونتهاي متعدد است و اين امر سبب عفونتهاي ميكروبي و قارچي مي شود، عفونتهاي قارچي اغلب مقدم هستند. در بيماران ديابتي بعلت نارسائي شرياني و حتي بدون آن عفونت سبب ايجاد لنفانژيت سلوليت، آبسه اي عمقي و استئوميليت و بالاخره گانگرن مي شود و بايد دانست كه اغلب عفونت مترادف كانگرن است، تا قبل از كشف آنتي بيوتيك و انسولين درمان كانگرن با آمپوتاسيون بالاي زانو بود ولي امروزه در زير چترآنتي بيوتيك از خطر عفونت كاسته شده است. در اطراف محل اصلي ورود ميكرب (ناخن هاي بداخل فرو رفته انگشتان پا و شقاق بين انگشتان دست يا پاشنه ، پينه زخمي شده) يك ناحيه نكروتيك جود دارد كه منجرب ايجاد سلونيت و لنفانژيت شده كه در طول ساق بالا رانده مي شود، بيمار تب و حالت توكسيك داشته، در اين صورت استفاده تنها از آنتي بيوتيك كافي نيست بلكه جهت جلوگيري از پيشرفت عفونت و قطع عضو انسيزيون و اكسيزيون ضروري است و عضو را از خطر قطع شدن مي رهاند. در صورت وجود ارترواسكلروزابليترانس arteriosclerosis oblitera و عفونت لزيون هاي غير قابل برگشت پديد مي آيد و اندام مبتلا را به مخاطره مي اندازد. برعكس اگر عفونت همراه نارسائي عروقي يا بدون آن بود بسادگي قابل كنترل است. در بيماراني كه عفونت و نوروپاتي و نارسائي مختصر شرياني دارند. فقدان درد نبايد سبب گمراهي بيمار و پزشك در جهت عدم درمان گردد. بلكه بايد در تمام موارد فوق بدون توجه به درجه درد بايد اقدام به درمان عفونت كرد.
كلمات كليدي: