طرح تحقيقاتي بررسي درگيري مفصلي استخواني در بيماران ديابتي

نويسنده: مريم (مهرناز) شفيعي ثابت
استاد راهنما: فرهاد شهرام
استاد مشاور: باقر لاريجاني
تاريخ دفاع: 1381/01/01
مدرك: دكتراي تخصصي
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي تهران، پزشكي،
چكيده: بيماري ديابت يكي از شايع ترين بيماري هاي غدد درون ريز در سطح جهان است كه در دراز مدت اغلب باعث پيدايش اختلالاتي در اعضاي مختلف بدن مي گردد. ارتباط درگيري مفصلي استخواني و نسج همبند و اين بيماري در بسياري از مشاهدات تاييد شده است. اين مسئله ما را بر آن داشت كه به ارزيابي فراواني درگيري هاي عضلاني اسكلتي در بيماران ديابتي ايران بپردازيم.
اين مطالعه از نوع موردي شاهدي بوده و در آن با بررسي باليني (شرح حال و معاينه) در 258 بيمار ديابتي به بررسي فراواني درگيري هاي مفصلي استخواني و نسج همبند در اين بيماران و مقايسه آن با 130 مورد غير ديابتي پرداخته ايم. اخذ شرح حال و معاينه همه بيماران توسط يك فرد واحد (پژوهشگر) صورت پذيرفته و نتايج آن در يك پرسشنامه مجزا براي هر بيمار درج شده است. پرسشنامه از قسمت هاي مختلف اطلاعات مربوط به بيمار، ديابت، علائم Subjective و Objective مفصلي استخواني تشكيل شده و مشتمل بر 89 داده مختلف بود. اطلاعات بدست آمده در نرم افزاري كه بدين منظور طراحي شده بود وارد شده و آناليز آماري داده ها توسط اين نرم افزار صورت پذيرفت. جهت مقايسه آماري يافته ها از آزمون هاي Chi-square، Fisher exact test و student paired t test استفاده شد.
از بيماران ديابتي 173 مورد (67.1%) و از غير ديابتي ها 68 مورد (52.3%) حداقل يك مورد درگيري مفصلي استخواني را نشان دادند كه تفاوت از نظر آماري ارزشمند بود (0.0047=P). اين تفاوت شيوع بويژه در مورد درگيري مفصل شانه (0.045=P)، پري آرتريت شانه (0.038=P)، محدوديت حركتي در مچ دست (0.0005=P) و مفاصل P=0.03) MCPs)، انگشت فنري (0.0007=P) و (dupuytren contracture (P=0.00004 قابل توجه بود. تفاوت آماري مشاهده شده در فراواني كپسوليت شانه، استئوآرتروز، مفصل نوروپاتيك، سندرم تونل كارپ، تاندينيت دوكرون و ساير انواع تاندينيت ها، نقرس، سابقه شكستگي استخواني و آكانتوزيس نيگريكانس در بين دو گروه فاقد ارزش بود (0.05>P). بروز كلي موارد درگيري مفصلي استخواني و نسج همبند در بيماران ديابتي با سن بالاي 50 سال (P<0.000001)، مدت ابتلاء به ديابت بيش از 10 سال (0.00001=P)، وزن بالاتر از طبيعي (0.01=P)، ديابت تيپ دو (0.00001>P)، فشار خون بالا (0.00001>P)، نوروپاتي ديابتي (0.0038=P)، افتالموپاتي ديابتي (0.002=P) و درگيري قلبي ايسكميك (0.01=P)، داراي ارتباط ارزشمند بود. ارتباطي بين بروز كلي موارد درگيري مفصلي استخواني و نسج همبند در اين بيماران با جنسيت بيمار، وضعيت كنترل قند، درمان با انسولين، چربي خون بالا، مصرف سيگار و مشكلات عروقي مشاهده نشد (0.05=P). همزماني در بروز چند درگيري با هم به ويژه درگيري مفصل شانه، استئوآرتروز و درگيري هاي نسج نرم دست نيز در بين اين بيماران جلب توجه مي نمود.
در مجموع بنظر مي رسد در بيماران ديابتي مورد مطالعه ما فراواني درگيري مفصل شانه، مفصل نوروپاتيك و نقرس با آمارهاي جهاني مطابقت داشته ولي در رابطه با محدوديت حركات مفاصل و ضايعات نسج نرم دست فراواني مشاهده شده در بين بيماران ديابتي ايراني از گزارشات مشاهده شده در ساير مطالعات پايين تر است. در ضمن بين نوروپاتي، درگيري قلبي ايسكميك، فشار خون بالا، افتالموپاتي، سن بالا، وزن بالاتر از نرمال، طول مدت ابتلاء به ديابت و نوع ديابت با افزايش شيوع درگيري مفصلي در بيماران ارتباط ارزشمندي مشاهده شد كه در ساير مطالعات نيز ارتباط بعضي اين عوارض با درگيري مفصلي استخواني مشاهده و گزارش شده بود. جنس بيمار، نوع رژيم درماني، وضعيت كنترل قند و مصرف سيگار با افزايش اين عوارض در ارتباط نبود كه در ساير مطالعات نيز بجز سيگار در ساير موارد ارتباط قابل ملاحظه اي مشاهده نشده است.
كلمات كليدي: