بررسي ميزان آگاهي كارورزان ورودي 1370 از كتواسيدوز ديابتي

نويسنده: محمد رضا فخاريان قمي
استاد راهنما: باستان حق
استاد مشاور:
تاريخ دفاع: 1387/01/01
مدرك: دكترا دكتراي عمومي
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي تهران، پزشكي،
چكيده: ديابت قندي شايع ترين بيماري اندوكرين مي باشد كه در جوامع مختلف شيوع متفاوت دارد و شيوع آن احتمالاً 2-1% مي باشد در يك مطالعه كه بر روي جمعيت بالاي 30 سال در تهران انجام شد، شيوع ديابت مليتوس 7.2% و شيوع IGT، 8.2% گزارش شده است.
ديابت قندي به دو دسته اوليه و ثانويه تقسيم مي شود نوع اوليه آن خود به دو دسته ي ديابت وابسته به انسولين و ديابت غيروابسته به انسولين تقسيم بندي مي شود بيماري ديابت صرف نظر از مشكلات زمينه اي كه با خود همراه دارد، داراي عوارض اجتناب ناپذيري نيز مي باشد. يكي از عوارض حاد و بسيار خطرناك ديابت، كتواسيدوز ديابتي است كه در اكثريت موارد، در ديابت وابسته به انسولين ايجاد مي شود. اين عارضه در گذشته مورتاليته بسيار بالايي داشته است و در حال حاضر با شناخت لازم از اتيولوژي پاتوفيزيولوژي، عوامل مساعد كننده و راه هاي مقابله با آن، پيش آگهي اين بيماري بهتر شده است.
نوشته اي كه پيش روي شماست، درباره ي كتواسيدوز ديابتي و ميزان آگاهي كارورزان ورودي 1370 بيمارستان هاي وابسته به دانشگاه علوم پزشكي تهران مي باشد. از آن جا كه هر پزشكي بايد به خوبي با بيماري ديابت قندي و عوارض آن، بخصوص عوارضي كه مورتاليته ي بالاتري دارند و به درمان سريع و و صحيح نياز دارد، آشنا باشد و از آن جا كه در صورت داشتن اطلاعات كافي پزشكان از اين عوارض و چگونگي برخورد و درمان صحيح آنها، براحتي مي توان با اين عوارض مقابله كرد، بر آن شديم تا ميزان آگاهي يك گروه از كارورزان دانشگاه علوم پزشكي تهران (ورودي 1370) را بسنجيم، تا از اين رهگذر نه تنها ميزان يادگيري آنها مورد ارزيابي قرار گيرد بلكه كوشش كنيم تا اگر اشكالاتي در زمينه ي آموزش وجود دارد، مسئولين محترم را در جريان آن قرار دهيم تا در جهت رفع اشكالات احتمالي اقدام لازم را به عمل آورند.
در اين راستا پرسشنامه اي شامل 20 سؤال درباره ي كتواسيدوز ديابتي، تحت نظر استاد محترم راهنما تهيه شد و پس از آنكه Validity و reliability آن سنجيده شد، با مراجعه به بيمارستان هاي وابسته به دانشگاه علوم پزشكي تهران و گرفتن اسامي كارورزان و سپس حضور در پاويون بيمارستان ها، به هر يك از انترن هاي محترم يك پرسشنامه تحويل شد و پس از مدتي پرسشنامه ها جمع آوري گرديد و سپس امتيازبندي شد و تحت آناليز كامپيوتري قرار گرفت پرسشنامه مذكور شامل 2 بخش اطلاعات شخصي و اطلاعات در زمينه ي بيماري كتواسيدوز ديابتي (DKA) بود.
در بخش اطلاعات شخصي، سؤالات مطرح شده شامل اين موارد بودند:
سن- جنس- آيا بخش غدد را گذرانده ايد؟- آيا بخش اطفال را گذرانده ايد؟ محل گذراندن بخش هاي غدد و اطفال سؤال شده بود و نحوه فراگيري DKA.
نتايجي كه حاصل شد به اين شرح مي باشد:
در مجموع 170 پرسشنامه، پس از كنار گذاشتن پرسشنامه هاي ناقص و از رده خارج، جمع آوري شد كه 136 پرسشنامه يعني 80% مربوط به آقايان بود و 34 پرسشنامه يعني 20% مربوط به خانم ها مي شد. ميانگين سني برابر 28.2 سال بدست آمد با ميانه ي 28 سال و نماي 28 سال و Std-dev، برابر 3.1 سال بود. از بين كل افراد يعني 170 نفر شركت كننده در مطالعه، 84 نفر (49.4%) بخش غدد را گذرانده اند، در مقابل 86 نفر، (50.6%) بخش غدد را نگذرانده اند.
از بين كل افراد تحت مطالعه يعني تعداد 170 نفر، 114 نفر (67.1%) بخش اطفال را گذرانده اند و 56 نفر (32.9%) بخش اطفال را نگذرانده اند.
از بين كل افرادي كه بخش غدد را گذرانده اند يعني تعداد 84 نفر، 35 نفر (20.6%) در بيمارستان امام خميني (ره)، 37 نفر (21.8%) در بيمارستان دكتر شريعتي و 12 نفر (7.1%) در بيمارستان سينا، بخش غدد خود را گذرانده اند.
از بين كل افرادي كه بخش اطفال را گذرانده اند يعني تعداد 114 نفر، 32 نفر (18.8%) در مركز طبي كودكان، 16 نفر (9.4%) در بيمارستان امام خميني (ره)، 23 نفر (13.5%) در بيمارستان بهرامي، 37 نفر (21.8%) در بيمارستان بهارلو و 6 نفر (3.5%) در بيمارستان اميركبير، بخش اطفال خود را گذرانده اند. از مجموع 170 نفر، افراد تحت مطالعه، 55 نفر (32.3%)، هر دو بخش اطفال و غدد را گذرانده اند. از مجموع 170 نفر، افراد تحت مطالعه، در پاسخ به سؤال درباره ي نحوه فراگيري بيماري DKA، نتايج زير حاصل شده است:
94 نفر (55.3%) از راه كتاب، 17 نفر (10%) از طريق درس اساتيد، 14 نفر (8.2%) از طريق رزيدنت ها 6 نفر (3.5%) از طريق انترن ها ديگر، 9 نفر (5.3%) از طريق كتاب و اساتيد با هم، 17 نفر (10%) از طريق كتاب و رزيدنت ها با هم، 7 نفر (4.1%) از طريق كتاب، رزيدنت ها و انترن هاي ديگر (هر 3 مورد با هم)، اطلاعات خود را به دست آورده اند. همچنين، 6 نفر، همه راهها را براي كسب اطلاعات خود درباره ي DKA، ذكر كرده اند.
در پايان امتيازبندي برگه هاي پرسشنامه، پايين ترين نمره بدست آمده 3، و بالاترين نمره 16 بوده است. قابل ذكر است كه نمره قبولي با نظر استاد راهنما، نمره 11 از 20 تعيين شده بود.
در مجموع 24.1% يعني 41 نفر از 170 نفر، نمره قبولي كسب كردند و 75.9% يعني 129 نفر، از مجموع 170 نفر، موفق به كسب نمره قبولي نشدند. ميانگين نمرات 8.81، نماي نمرات برابر 8 و ميانه نمرات برابر 9 و همچنين Std-dev نمرات، برابر 2.6 بوده است.
نتايجي كه در مجموع به آن دست يافتيم به اين شرح مي باشد:
1- بين گذراندن بخش غدد و نمره قبولي، ارتباط معني داري وجود دارد.
2- بين گذراندن بخش غدد و نمره قبولي، ارتباط معني داري وجود ندارد.
3- بين گذراندن هر دو بخش غدد و اطفال، با نمره قبولي، ارتباط معني داري وجود دارد.
4- بين گذراندن بخش غدد در بيمارستان هاي مختلف با نمره قبولي، ارتباط معني داري وجود ندارد يعني عملاً بين آن ها فرقي وجود ندارد.
5- بين گذراندن بخش اطفال در بيمارستان هاي مختلف با نمره قبولي ارتباط معني داري وجود ندارد يعني عملاً بين آن ها فرقي وجود ندارد.
6- ارتباط معني داري بين نمره قبولي و نحوه يادگيري (يعني موارد يادگيري از اساتيد، رزيدنت ها كتاب، انترن هاي ديگر) وجود نداشت. از اين اطلاعات به دست آمده نتيجه مي گيريم:
اولاً: درصد كمي از كارورزان مورد مطالعه (24.1%)، اطلاعات كافي و لازم را درباره ي DKA داشتند و قسمت عمده كارورزان، (يعني 75.9%) اطلاعات لازم و كافي را ندارند و اين مسئله لزوم آموزش بيشتر و اصولي تر را روشن مي سازد.
ثانياً: نتيجه مي گيريم كه گذراندن بخش غدد تأثير مستقيم در يادگيري كارورزان داشته است ولي گذراندن بخش اطفال به اندازه ي بخش غدد در اين مورد تأثير نداشته است و لزوم برنامه ريزي بيش تر براي كارورزان در بخش هاي اطفال را روشن مي سازد.
ثالثاً: گذراندن بخش هاي غدد و اطفال در هر يك از بيمارستان هاي تابعه دانشگاه علوم پزشكي تهران بر ديگري ارجحيت نداشته است.
رابعاً: راه هاي فراگيري اطلاعات درباره ي DKA، هيچكدام بر ديگري ارجحيت نشان ندادند ولي انتظار مي رود كه چون در بخش ها كارورزان با رزيدنت ها و اساتيد محترم در راندهاي صبحگاهي بخش ها شركت دارند، آموزش از راه اساتيد محترم و رزيدنت ها و در پي آن از راه كتاب، نتيجه بهتري نشان مي داد.
كلمات كليدي: