بررسي فراواني بيماريهاي تنفسي در دانش آموزان در معرض تابشهاي بالاي راديواكتيو

نويسنده: حسين امام وردي زاده
استاد راهنما: اشرف السادات مصباح
استاد مشاور: سيمين ناصري، منصور غياث الدين
تاريخ دفاع: 1378/11/13
مدرك: كارشناسي ارشد مهندسي بهداشت محيط
دانشگاه: دانشگاه علوم پزشكي تهران، دانشكده بهداشت، مهندسي بهداشت محيط
چكيده: رامسر يكي از مهمترين مناطق جهان است كه داراي راديواكتيوتيه طبيعي است. به منظور مطالعه اثرات سوء راديواكتيويته طبيعي بر دستگاه تنفسي يك بررسي بر روي 344 دانش آموز بعنوان گروه مورد كه در مناطق با تابش زمينه بالا زندگي و تحصيل مي كردند انجام شد. همچنين به منظور مقايسه تعداد 331 دانش آموز از ساكنين مناطق با تابش زمينه نرمال نيز بعنوان گروه شاهد انتخاب شدند. بدين منظور ابتدا ميزان راديواكتيويته طبيعي در مدارس و مناطق با تابش زمينه بالا توسط كنتور سنتيلاسيون انجام شد كه حداكثر تا مقادير C.P.S 7500 بدست آمد، در حاليكه مقادير راديواكتيو كلي در مناطق با تابش زمينه نرمال حدود C.P.S 20 مي باشد. همچنين در بيش از 15 مدرسه ميزان راديواكتيو كلي در محوطه و كلاسها اندازه گيري شد كه مقادير C.P.S 100-20 بدست آمد. پس از توزيع پرسشنامه در بين دانش آموزان و معاينه آنان توسط پزشك متخصص نتايج زير بدست آمد :
در مورد بروز علائمي از قبيل تنگي نفس (24917/0=P) عطسه و سرفه (189/4/2 = P) سرفه خلط دار ( 45032/0=P)، حساسيت به بو (08995/0=P)، تنگي نفس كوششي (31436/0 = P) و سابقه ابتلا به سياه سرفه (49944/0=P) و ذات الريه (28074/0=P) و نيز دفعات مراجعه به پزشك به دليل ابتلا به بيماريهاي تنفسي (71830/0=P) و دفعات تهيه عكس ريه بين دو گروه مورد و كنترل از نظر آماري تفاوت معني داري مشاهده نشد و در مورد بروز علائمي از قبيل ضعف و خستگي (00883/0=P) آبريزش بيني (0000/0=P)، آبريزش چشم (0000/0=P)، دفعات ابتلا به سرماخوردگي (9-2 بار در سال )، (00044/0= P) با توجه به نتايج بدست آمده بين دو گروه از نظر آماري تفاوت كاملاً معني داري مشاهده شد. ضعف و خستگي از علائم پرتوگيري مزمن مي باشد و آبريزش بيني و چشم و دفعات مكرر ابتلا به سرماخوردگي طي سال نشان مي دهد كه حساسيت دانش آموزان گروه مورد در ابتلا به آنفلونزا بطور قابل توجهي بيشتر از دانش آموزان گروه كنترل مي باشد.
همچنين بررسي تعداد و درصد دانش آموزاني كه در خانواده آنها افرادي مبتلا به بيماريهاي تنفسي بودند (18562/0 = P) يا به دليل ابتلا به بيماريهاي تنفسي فوت نموده بودند (6734/0=P) تفاوت معني داري را بين دو گروه از نظر آماري نشان نداد. همچنين عامل تداخلي مصرف سيگار در افزايش بيماريهاي تنفسي در خانواده هاي دانش آموزان و نيز اثر عامل تداخل مصرف سيگار و يا عدم مصرف سيگار در تعداد افراد فوت شده در خانواده هاي دانش آموزان از نظر آماري تفاوت معني داري را نشان نداد. نظر به اينكه اين بررسي براي اولين بار بر روي تعداد محدودي از افراد او با جامعه آماري كوچك انجام شد. بمنظور دستيابي به نتايج دقيقتر پيشنهاد مي شود تا يك بررسي جامعتر بر روي كل افراد ساكن در مناطق با تابش زمينه بالاي رامسر انجام شود.
كلمات كليدي: