دمانس در مبتلايان به ايدز (بررسي ميزان بروز و عوامل خطرزا)

نويسنده: علي رستمي شكروي، عليرضا مجيدي نوائي
استاد راهنما: مصطفي شيرزادي
استاد مشاور:
تاريخ دفاع: 1373/08/01
مدرك: دكترا دكتراي پزشكي
دانشگاه: دانشكده علوم پزشكي اصفهان، پزشكي،
چكيده: دنياي علم همچون فضاي انيشتيني يا فضاي كوانتومي مرزهاي مشخص ندارد. رسيدن به محدوده اين مرزها تبحر كافي در همه زمينه هاي آن را مي طلبد، ولي بايستي دانست كه تاكنون هيچكس مرز نهايي و خط پايان را پشت سر نگذاشته است و گمان اينكه كسي سرانجام آخرين پله را بپيمايد، پندار باطلي است. هر اندازه توسعه روز افزون علم و دانش بشري او را در حل مشكلات روزمره ياري مي كند به همان ميزان احساس اينكه هنوز نمي داند و هنوز در مقابل عالم وجود ذره اي بيش نيست، بيشتر او را رنج مي دهد. اين احساس مولود تكاپو و تلاش آدمي در رشته هاي مختلف علوم به منظور دستيابي به رفاه و آسايش هر چه بيشتر خويش گرديده است. با پيشرفت و ترقي روزافزون دانش بشري، تقسيم شدن آن به شاخه ها و بخش هاي مختلف براي پي بردن هرچه بيشتر به ظرايف جهان هستي اجتناب ناپذير مي نمايد. بنابر اين نه تنها ادعاي رسيدن به منتهاي دانش، سخني بيهوده و عبث است، بلكه ادعاي بي نيازي از ارتباط با ساير شاخه هاي علوم كه به يك رشته تخصصي خاص منتهي مي گردند، سخني به لاف و گزاف است. تخطئه ميراث انديشه و فرهنگ باستان كه از گذشتگان براي بشريت امروز به وديعه رسيده است نه تنها موجب ترقي علوم جديد نمي گردد. بلكه نخستين گام انحراف از مسير تلاش هزاران ساله آدمي در راه پيشبرد فرهنگ و تمدن بشري است. بقراط، جالينوس، ابن سينا هاروي، پاستور، كخ و بسياري ديگر از افراد مشهور و گمنام هر يك عقايدي را بيان كرده اند كه امروزه نيز به نحوي مورد استفاده قرار مي گيرد. بشري كه تنها از 20% پتانسيل لايه هاي مغز خود بهره مي گيرد، موفق به پي ريزي و طراحي رايانه اي شده است كه بهره هوشي آن به 200 ميرسد و ميلياردها عمل رياضي را در كمتر از يك ثانيه محاسبه ميكند ولي نبايد از خاطر برد كه بي شك اطلاعات الفبايي انسان باستان و قرن ها پژوهش آدمي و نه فقط انسان امروزي شالوده و اساس اين تكنولوژي است.
در قرون وسطي، نسل بشريت فرهيخته چون تالابي ژرف، ساكت و ساكن سر در گريبان خويش فرو برده و گويي در خوابي ابدي آرميده بود. هر عقيده اي خلاف آراي كليساي قرون وسطي ارتداد تلقي مي شد و هر صاحب انديشه اي خلاف مشي كليساي متفرعن سخن باز مي كرد جز آتش و مرگ نصيبي نداشت."ميشل سروه" پزشك اسپانيائي، "جوردانو برونو" انديشمند آزاده ايتاليايي، "گاليلئو گاليله"، "آنتوان لاووازيه" و صدها تن ديگر از قافله سالاران انديشه بشري هر يك شهيدي هستند كه با خون خويش درخت كهنسال دانش آدمي را بارور كرده اند. اينجا، سخن از انسانهائي است كه كاخ سر به فلك كشيده فرهنگ و تمدن را بنيان نهادند و هر يك به سهم خود ميراثي براي آيندگان به جا گذاشتند. سخن از مرداني است كه با شجاعتي مثال زدني ميراث گذشتگان خويش را حفظ كردند و خشتي بر خشت پيشين افزودند. صحبت از "اسكولاپيوس" است، وجود پاكي كه در هاله اي از ابهام و تقدس فرو رفته است، چنان كه گويند: "اسكولاپيوس در ستوني از نور به آسمان رفت "سخن از بقراط بزرگ، بنيانگذار طب است كه تمام صفات فاضله يك پزشك راستين را دارا بود. ذكر افلاطون، ارسطو، بطليموس، اقليدس، سقراط و جالينوس است كه هر يك ستوني از ستونهاي بناي دانش آدمي بوده اند. سخن از محمدابن ذكرياي رازي كاشف يكي از بنياني ترين مواد شيميائي است كه كتب بسياري نيز در زمينه طب تحرير كرده است. صحبت از ابن سينا، افتخار ايرانيان و همه جامعه بشري است كه روشهاي درماني او بخصوص در مورد بيماران رواني در هزار سال پيش، انسان قرن بيستم را به اعجاب و تحسين وا مي دارد. با اين همه قافله تمدن آدمي از پا ننشسته است. اين قافله در هر كاروانسرا خستگاني را پياده و توشه آنان را به دوش نامدگاني اينك آمده نهاده و گاه نيز براستي از معبر خون گذشته است. گاليله شهيد راستين راه دانش كه هرگز، حتي تا پاي جان به راي انگيزسيون قرون وسطي گردن ننهاد. لاووازيه كه جدا كردن سرا و دقيقه اي بيش طول نكشيد و هزاران تن ديگر هر يك وارثان بحق ميراث گذشتگان خويش بوده اند. بنابر اين آگاهي از اينكه قدما اعتقاد به وجود عناصر اربعه خاك، آب، آتش و باد داشته و هرگونه ناخوشي آدمي را از عدم تعادل اين عناصر مي دانسته اند، به همان اندازه حائز اهميت است كه بدانيم دانشمندان هم اكنون سرگرم مطالعه و بررسي جهت كشف واكسن طاعون عصر جديد، بيماري AIDS هستند.
ارج نهادن به ميراث فرهنگي و علمي گذشتگان نه تنها بزرگداشتي براي آنان بلكه بهره مندي از دانش آنان در جهت رفاه هرچه بيشتر انسان امروزي نيز هست. شايد اگر جامعه بشري احترامي درخور و شايسته براي تلاش و تجربه انسان عصر قديم قائل نمي بود، چه بسا بشريت بربرهم اينك نيز در تالاب طاعون عصر كهن دست و پا مي زد.
كلمات كليدي: