بررسي يافته هاي كلينيكوپاتولوژيك و بقاي بيماران در زيرگروه هاي پاتولوژيك سرطان پستان در شمال شرق ايران

نهمين كنگره بين المللي سرطان پستان

7 الي 9 اسفند 1392، تهران - ايران

نوع ارائه: سخنراني
چكيده:

مقدمه : سرطان پستان شايع ترين بدخيمي و دومين علت مرگ ناشي ازكانسر در خانم ها مي باشـد( 1). پيش آگهي و برنامه ريزي درماني سرطان پستان توسط متغيرهاي مختلفي از جملـه انـواع هيسـتولوژيك، گريد( درجه بدخيمي بيمـاري) ، مرحلـه بـاليني( TNM )، شـرايط گيرنـده هـاي هورمـوني (ا سـتروژني و پروژستروني ) وHer-2 تعيين مي شود . برمبناي وضعيت گيرنده هـاي اسـتروژني، پروژسـتروني و Her-2 زير گروه هاي مربوطه تعيين ميشوند ( لومينال Her2 -A,B مثبت – تريپل نگاتيو ) لـذا برنامـه درمـاني خاص حسب نوع پاتولوژيـك تنظـيم مـي شـود . تمركـز مطالعـات اخيـر بـراي درمـ ان سـرطان پسـتان برجنبه هاي باليني و ملكولار مي باشد كه تعيين كننده ايمنوفنوتايپ و ژنوتايپ بوده تا بتوان دقيقترنتـايج درمان بيماران (Out Come) و نحوه درمان آنها را مشخص كرد. در اين مطالعه بر آن شديم تا تظـاهرات كلينيكوپاتولوژيك را در انواع زيرگـروه هـاي پاتولوژ يـك سـرطان پسـتان ( تقسـيم بنـدي هـاي جديـد سيتوژنتيك ) مورد ارزيابي قرار دهيم . روش كار: در اين مطالعه همگروهي گذشته نگر ، طي يازده سال ( 1380-1390) ،پرونـده 2825 بيمـار مبتلا به سرطان پستان مراجعه كننده به مراكز راديوتراپي انكولوژي مشهد مورد ارزيابي قرار گرفت . كليه بيماران خـانم مبـتلا بـه سـرطان پسـتان كـه اطلاعـات پرونـده اي ايشـان كامـل بـوده و داراي پاسـخ ايمنوهيستوشيمي براي گيرنده هاي هورموني بودند و حداقل 6 ماه بيماري خود را پيگيـري نمودنـد وارد مطالعه شدند. يافته ها : از 2825بيمار مبتلا به سرطان پستان ، 2787 بيمار (98.7%) خانم و از اين تعدادپرونـده 1295 نفر داراي اطلاعات كافي جهـت ورود بـه مطالعـه بودنـد. بيمـاران برمبنـاي وضـعيت گيرنـده اسـتروژن، پروژسترون ، افزايش بيان پروتئين Her-2 به چهار زيرگروه تقسيم شدند كـه 49.7% را لومينـال 11 ،A% لومينــال 25.3، B% تريپــل نگــاتيو و 14.1% را مــوارد +Her-2 تشــكيل مــي دادنــد. ميــانگين ســني بيماران48.91±0.32 سال بود با محدوده سني 22 تا 85 سال و به تفكيك متوسط سن بيمـاران در گـروه Her2+ گـروه در و 46.6±0.67 نگـاتيو تريپـل ، 47.02±0.83 B لومينـال ،50.11±0.45 A لومينال 50.3±0.9. در بررسي هاي انجام شده ارتباط آماري معنادار بين ساب تايـپ پاتولوژيـك و سـن بيمـاران مشاهده شد (P<0.001). بين اين زيرگروه ها و اندازه توده رابطه معنادري مشـاهده نشـد ( p=0.204)امـا ارتباط آماري معناداري بين زير گروه هاي ذكر شـده و ابـتلاي غـدد لنفـاوي وجـود داشـت ( P<0.001) بطوريكه ميزان ابتلاي غدد لنفاوي در دو زيرگروه +Her2 و لومينال B بيشتر از دو زيرگـروه ديگـر بـود. گرچه ميزان بروز متاستاز در زيرگروه +7.4) Her2%) از ساير زيرگروه هـا بيشـتر بـود امـا ارتبـاط آمـاري معناداري بين زيرگروه ها و متاستاز يافت نشـد( P=0.19). بـين مرحلـه بيمـاري و زيـر گـروه هـا رابطـه معناداري وجود داشت (P=0.015) مشاهده شد كه بيشترين Stage IV مربوط بـه زيـر گـروه +Her2 و بيشترين Stage I مربوط به زير گروه لومينال A مي باشد. ميانه فالوآپ بيماران 119.83 مـاه اسـت. ايـن تقسيم بندي پاتولوژيك بقاي عاري از بيماري و بقاي كلي بيماران را نيز تحت تاثير قرار ميدهد. بطوريكه در گروه لومينال A بيشترين ميانگين كلي بيماري ( 114 ماه) و گروه +Her2 با 72 مـاه داراي كمتـرين ميانگين بود (P<0.001). همچنين در گروه لومينال A بيشترين ميانگين بقاي عاري از بيماري ( 108 ماه) و گروه +Her2 با 81 ماه داراي كمترين ميانگين بود (P<0.001). بقاي كلي 5 ساله ، در گـروه لومينـال A برابر 79%±3، در گروه لومينال B برابر 67%±6 در گروه تريپـل نگـاتيو برابـر 64%±4 و در گـروه +Her2 برابر 54%±5 مي باشد. در بقاي كلي(5 ساله) نيز اين ارتباط معنادار بود (P<0.001). نتيجه گيري : نتايج اين مطالعه نشان مي دهد كه تقسيم بندي سرطان پستان به زيرگروه هاي مختلف برمبناي يافته هاي ايمنوهيستوشيمي، سبب بروز تفاوتهاي قابل توجه در زمينـه هـاي كلينيكوپاتولوژيـك ميشود و به نظر مي رسد كه اين تقسيم بندي در زمان تشخيص بيماري براي اخذ تصميم درماني مناسب و پي گيري هاي بعدي درسير بيماري ضروري مي باشد .

pathological findings and survival in patients with Clinico pathologic subtypes of breast cancer In North-East of Iran

Presentation Type: Speech
Abstract:

Introduction: Breast cancer is the most common malignancy and second cause of death in Iranian women. Patient’s prognosis and treatment planning are determined by different factors such as histologic grade, clinical stage (TNM), hormone receptor (estrogen and progesterone) and Her-2 status. Based on the status of estrogen, progesterone receptors and Her-2, breast cancer is classified into 4 subgroups (Luminal A ,B , Her2 positive ,Triple Negative),therefore, treatment plan is adjusted according to pathological subtype. Recent studies have focused on the clinical and molecular aspects of breast cancer that determined the immunophenotype and genotype for proper treatment protocol. In this study, we decided to evaluate the clinicopathological aspects In various pathological subtypes of Breast cancer Material and Method: In a retrospective cohort study, over a 11-year period (1380- 1390), 2825 cases of breast cancer referred to radiation oncology centers in Mashhad were evaluated. All female patients with breast cancer who completed their profile information, having had IHC report for hormone receptors with a minimum of 6 months follow up entered the study. Results: Of 2825 eligible patients, 2787 (98.7%) were female .Among this patients 1295 who had complete information enrolled to study. Based on ER, PR, Her-2 status patients classified as luminal A subtype 49.7%, luminal B 11%, Triple Negative (TN) 25.3% and Her-2 14.1%. As far as the age is concerned, mean age of patients was 48.91 + / - 0.32 years ( 22 to 85 years). There were significant differences among breast cancer subtypes according to the mean age at diagnosis (P<0.001). The mean age was lowest in the Triple Negative group (46.6+/- 0.67 years) and highest in the luminal A group (50.11+/-0.45 years). No significant relationship was observed between the subgroups and tumor size (P=0.204).We observed significant relationship between the subgroups and nodal involvement (P<0.001) so the highest percentage of lymph node involvement in Her- 2 positive status and luminal B. Although the incidence of metastases in Her-2 + group (7.4%) was higher than other subtypes, no significant correlation was found between the subtypes and metastasis (P = 0.19). There is a significant relationship among subgroups and stage of disease. Most of Stage IV patients had Her-2 + while the Most luminal A patients had stage I. The median time of follow-up was 119.83 months. luminal A groups had the highest mean DFS rates (108 months) and the lowest mean DFS in Her-2+(81 months) that was significant (P < 0.001). Five -years OS was 79%+/- 3in luminal A,67%+/- Luminal B,64%+/- triple negative and 54%+/- 5 In Her-2 + group. The significant correlation was found between the subtypes and five - year OS(P < 0.001). Conclusion: The results of this study indicate that classification of different breast cancer subtypes based on IHC, show significant differences in the clinicopathological aspects. It seems that the evaluation of Subgroups according to molecular-path classification in the early management time, treatment decision making and follow up is essential.