ارتقاي فعاليت بدني بيماران مبتلا به ديابت نوع 2: يك مداخله تئوري محور

مجله علمي تحقيقات نظام سلامت

دوره 8 - شماره 5

نوع مقاله: ---- Unspecified ----
چكيده:

مقدمه: فعاليت بدني منظم خطر مرگ و مير در افراد مبتلا به ديابت را كاهش مي‌دهد و از بروز عوامل ايجاد كننده بيماري‌هاي قلبي و عروقي جلوگيري مي‌نمايد. طراحي برنامه‌هاي تغيير رفتار در اين افراد به منظور افزايش مهارت‌هاي رفتاري و ارتقاي رفتارهاي خودمراقبتي از اهميت بسيار بالايي برخوردار مي‌باشد. بنابراين پژوهش حاضر با هدف، بررسي تأثير 8 هفته مداخله آموزشي طراحي شده بر اساس ترنس تئورتيكل مدل (Trans-theoretical model يا TTM) در ارتقاي فعاليت بدني بيماران مبتلا به ديابت نوع 2 شهر همدان انجام گرفت.
روش‌ها: در يك مطالعه مداخله‌اي، 50 بيمار مبتلا به ديابت نوع 2 با ميانگين سني 6.64 ± 50.07 سال كه از فعاليت بدني منظم برخوردار نبودند و در مراحل پيش عملياتي مدل مراحل تغيير قرار داشتند، شركت كردند و به روش تصادفي به دو گروه مداخله (2 نفر) و شاهد (25 نفر) تقسيم شدند و پرسش‌نامه سنجش سازه‌هاي TTM را تكميل نمودند. سپس برنامه آموزشي 8 هفته‌اي انجام فعاليت بدني منظم براي گروه مداخله اجرا گرديد؛ در حالي كه گروه شاهد فقط آموزش‌هاي روزانه مركز تحقيقات ديابت را دريافت مي‌نمودند. بعد از يك ماه پيگيري، بيماران دوباره پرسش‌نامه‌هاي مربوط به پژوهش را تكميل كردند. اطلاعات جمع‌آوري شده با استفاده از نرم‌افزار آماري SPSS نسخه 16 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافته‌ها: نتايج مطالعه نشان داد كه بين گروه مداخله و شاهد قبل از انجام مداخله آموزشي هيچ گونه اختلاف معني‌داري در انجام فعاليت بدني منظم و سازه‌‌هاي TTM وجود نداشت. بعد از مداخله آموزشي، مراحل تغيير انجام فعاليت بدني در گروه مداخله به طور معني‌داري در مقايسه با گروه شاهد افزايش يافت (0.05 > P). همچنين نتايج نشان دهنده افزايش معني‌دار در ميانگين سازه‌هاي فرايندهاي شناختي، فرايندهاي رفتاري، تغيير و خودكارامدي درگروه مداخله در مقايسه با گروه شاهد بعد از انجام مداخله آموزشي بود (0.05 > P)، اما افزايش ميانگين سازه توازن و تعادل در تصميم‌گيري در گروه مداخله نسبت به گروه شاهد معني‌دار نبود (0.05 < P). تفاوت معني‌داري بين گروه مداخله و شاهد در به كارگيري سطوح فرايندهاي تغيير شناختي و رفتاري بعد از مداخله آموزشي مشاهده گرديد (0.05 > P)، اما اين تفاوت در سطح خودارزيابي مجدد معني‌دار نبود (0.05 < P).
نتيجه‌گيري: نتايج پژوهش نشان داد كه آموزش بيماران مبتلا به ديابت در زمينه انجام فعاليت بدني بر اساس TTM در پيشرفت مرحله تغيير و اتخاذ رفتار فعاليت بدني منظم بيماران مؤثر است. بنابراين طراحي و اجراي برنامه‌هاي آموزشي براي ارتقاي فعاليت‌هاي بدني بر اساس تئوري‌هاي تغيير رفتار به منظور بهبود كنترل و مديريت ديابت نوع 2 توصيه مي‌شود.

Promoting Physical Activity in Type 2 Diabetic Patients: A Theory-Based Intervention
Article Type: ---- Unspecified ----
Abstract:

Background: Regular physical activity reduces the risk of death and prevents cardiovascular diseases in diabetic patients. Thus, designing behavior change programs is an important factor to increase behavioral skills and enhance self-care among these patients. This study analyzed the effects of an eight-week educational intervention based on the transtheoretical model (TTM) on improving physical activity of type 2 diabetic patients in Hamadan, Iran.
Methods: In an interventional study, 50 type 2 diabetic patients (mean age: 50.07 ± 6.64 year old, 88% married) who did not have regular physical activity and were in pre-action stage of the change model were randomly selected and allocated to two groups of intervention and control (n = 25 in each group). Data was collected using the TTM questionnaire. In order to improve physical activity, an eight-week educational program was conducted for the intervention group. Routine educations were also planned for the control group by diabetes research center. One month later, the participants refilled the questionnaires and data was analyzed using SPSS16.
Findings: There were no significant differences between the intervention and control groups in regular physical activity and TTM constructs before the educational intervention. After the education, physical activity stages of change significantly increased in the intervention group compared to the control group. Mean scores of cognitive and behavioral processes of change and physical activity self-efficacy in the intervention group increased significantly more than the control group. However, increases in decisional balance in the two groups were not significantly different. Moreover, the two groups were not significantly different in terms of self-reevaluation level.
Conclusion: According to our findings, educating diabetic patients based on the TTM improves their stages of change and stabilizes regular physical activity behavior. Therefore, management of type 2 diabetes will require educational interventions to improve physical activity based on the behavior-changing theories.

قیمت : 20,000 ريال