بررسي زمان بقاي پيوند دو طرفه قرنيه در قوز قرنيه با استفاده از مدل شكنندگي كاكس

مجله چشم پزشكي بينا

دوره 9 - شماره 1

نوع مقاله: ---- Unspecified ----
چكيده:

هدف: تعيين زمان بقا و عوامل خطر دفع پيوند دو طرفه قرنيه در قوز قرنيه در بيماران مراجعه كننده به مراكز درماني لبافي نژاد و حضرت رسول طي سال هاي 80-1365. روش پژوهش: مطالعه به روش بررسي اطلاعات موجود در پرونده بيماراني انجام شد كه طي سال هاي مورد بررسي، بمنظور درمان قوز قرنيه، تحت عمل پيوند دو طرفه قرنيه قرار گرفتند. به واسطه تاثير مشترك بسياري از عوامل خطر ناشناخته ژنتيكي و محيطي در گيرنده، زمان بقاي پيوند چشم اول و چشم دوم همبسته خواهند بود. لذا بمنظور لحاظ همبستگي، از مدل شكنندگي كاكس براي تجزيه و تحليل استفاده شد. ميزان بقاي پيوند به روش كاپلان-ماير نيز محاسبه گرديد. يافته ها: در اين بررسي، 119 بيمار شامل 238 چشم متشكل از 72 مرد (60.5%) و 47 زن (39.5%) مطالعه شدند. متوسط سن بيماران در زمان پيوند اول 25.5 سال و در زمان پيوند دوم 28.8 سال بوده است. ميانگين زمان بين پيوند چشم اول و دوم، 44.6 ماه با دامنه 3.8 تا 204 ماه بود. در مجموع 54 مورد (22.7%) دفع پيوند مشاهده شد. زمان بقاي پيوند (از زمان پيوند تا دفع آن) در دامنه 1.1 تا 95 ماه با ميانگين 12.5 و ميانه 6.9 ماه بود. در 4.2% موارد، ورم ملتحمه بهاره و در 4.6% موارد واسكولاريزيشن قرنيه ديده شد. سن گيرنده در زمان پيوند، وجود ورم ملتحمه بهاره و واسكولاريزيشن قرنيه، عوامل معني داري در زمان دفع پيوند بوده اند. اما عواملي چون جنس بيمار، اندازه قطر قرنيه دهنده، اندازه قطر بستر گيرنده، تازگي قرنيه پيوندي و پيوند مجدد تاثيري بر زمان بقاي پيوند نداشتند. اختلاف معني داري بين زمان بقاي پيوند چشم اول و پيوند چشم دوم مشاهده نشد و كاهش فاصله زماني بين دو پيوند بصورت معني داري با افزايش خطر دفع پيوند چشم دوم ارتباط داشت. ضريب تعيين مدل با بكارگيري مدل شكنندگي كاكس، 33% و با بكارگيري مدل كاكس، 7.5% بدست آمد. نتيجه گيري: هرچه پيوند دوم با فاصله زماني بيشتري از پيوند اول صورت گيرد، بقاي بهتري خواهد داشت. مدل شكنندگي كاكس، با لحاظ كردن همبستگي زمان بقاي پيوندهاي دو طرفه، روش مناسبتر و دقيقتري است و براي بررسي زمان بقا در موارد پيوندهاي دو طرفه توصيه مي گردد.

كلمات كليدي:
Analyzing survival time of bilateral corneal graft for Keratoconus using Cox frailty model
Article Type: ---- Unspecified ----
Abstract:

Purpose: To determine the survival time and risk factors for bilateral corneal graft rejection for Keratoconus. Methods: Records of 119 patients who underwent bilateral corneal graft due to Keratoconus between 1981-2002 were reviewed. For bilateral grafts, many recipient-related and environmental factors are common for both grafts, so we expect survival times for each subject’s graft to be correlated. For considering correlation, Cox frailty model was used for analysis and survival time was calculated by Kaplan-Meier survival curve. Results: We studied 119 patients (238 eyes), including 72 men (60.5%) and 47 women (39.5). Mean age at first transplantation was 25.5 years and at the second was 28.8 years. The period between the first and second graft was from 3.8 to 204 months with a mean of 44.6 months. During the study period, there were 54 rejections (22.7%). The survival time (Time lapsed between surgery and rejection) ranged from 1.1 months to 95 months with a mean of 12.5 months and median of 6.9 months. There were 4.2% vernal keratoconjunctivitis (VKC) and 4.6% corneal vascularization. The recipient age at surgery, VKC, and corneal vascularization were significant rejection risk factors. But The sex, donor size, recipient size, freshness of donor cornea, and regraft were not significant risk factors. There was no significant difference between the first and second survival times of corneal graft, but a shorter interval between 2 grafts resulted in increase of rejection risk for the second one. R square was 33% by fitting the Cox frailty model and 7.5% by fitting the Cox model. Conclusion: Increasing the time between 2 transplantations improves the survival for the second graft. The Cox frailty model considers correlation between the survival times of bilateral corneal grafts, obtains more correct parameter estimates and improves the model to fit the data and is preferred for analyzing such data.

قیمت : 20,000 ريال