داستان سرايي، افسونگري، معلمي

مجله دانشگاه علوم پزشكي رفسنجان

دوره 16 - شماره 1

نوع مقاله: Editorial
چكيده: هينمن (Heinmann) در مقدمه كتاب اخير خود [1] مقايسه جالبي بين نگارش يك متن علمي با يك متن ادبيهينمن به عمل آورده است. او با استناد به كتاب نابوكوف (Nabokov) و به نقل از وي بيان مي دارد كه نويسنده يك رمان ممكن است از سه بعد در نظر گرفته شود. اين سه بعد عبارت اند از: داستان سرايي، معلمي و افسونگري. ناباكوف معتقد است كه يك نويسنده خوب هر سه بعد را در هم مي آميزد، اما اگر بعد افسونگري غالب آيد، او تبديل به يك نويسنده بزرگ خواهد شد [2].
هينمن پس از ذكر اين مقدمه، اعلام مي دارد كه در نگارش مقالات علمي، جايي براي داستان سرايي وجود ندارد و بعد افسونگري هم از امكان رخداد بسيار پاييني برخوردار است. بنابراين، هينمن اين گونه نتيجه مي گيرد كه يك نويسنده خوب متون علمي بايد مانند يك معلم خوب عمل نمايد. از همين رو، وي بايد اين قابليت را داشته باشد كه با يك نگارش قابل درك، خوانندگان خود را آگاه كند كه بر روي چه موضوعي كار كرده و به چه نتيجه اي دست يافته است [1]. باوجوداين، به نظر راقم اين سطور، اگرچه در نگارش يك متن علمي بعد معلمي غالب است، اما نويسندگان متون علمي بايد از تكنيك هاي داستان سرايي و افسونگري علمي نيز برخوردار باشند. نگارش جملات و پاراگراف هاي كوتاه و قابل فهم كه ارتباط آنها به يكديگر به خوبي برقرار شده است، نمونه اي از هنر داستان سرايي است كه خواننده مقالات علمي را مجذوب خود خواهد كرد [3]. همچنين، نگارش يك مقاله علمي كه بر پايه مطالعه اي با طراحي دقيق به رشته تحرير در آمده است، مي تواند خواننده مقاله را از ابتدا تا انتها با خود همراه سازد. چنين مقاله اي خواننده خود را با يك نتيجه گيري عالمانه روبه رو مي سازد و راه كارهايي براي انجام مطالعات آينده به وي پيشنهاد مي دهد. حال اگر با مطالعه اين مقاله، خواننده دست به مطالعات جديد بزند، به اين معناست كه بعد افسونگري علمي مقاله، كار خود را انجام داده است.
قیمت : 20,000 ريال