مقايسه حس انسجام در مادران داراي كودكان سالم و مادران داراي كودكان مبتلا به بيماري‌هاي مزمن

پژوهش هاي سلامت محور

دوره 2 - شماره 2

نوع مقاله: Original Article
چكيده:

مقدمه: مشكلات ناشي از وجود كودك با بيماري مزمن در خانواده كيفيت زندگي افراد به ويژه مادر را به مخاطره مي‌اندازد. ارتقاء حس انسجام و توانمندي مادران جهت سازگاري و مديريت مشكلات كودكان و خانواده ضروري به نظر مي‌رسد. روش بررسي: اين مطالعه به صورت توصيفي - تحليلي از نوع مقطعي بر روي ٣٠٠ مادر در دو گروه ١٥٠ نفري مادران داراي كودكان سالم و مادران داراي كودك بيمار انجام گرديد. نمونه‌گيري مادران داراي كودكان بيمار به صورت در دسترس و مادران داراي كودكان سالم به صورت تصادفي ساده بود. جمع‌آوري داده‌ها با استفاده از پرسشنامه روا و پاياي حس انسجام آنتونوفسكي صورت گرفت. از روش‌هاي آمار توصيفي براي محاسبه فراواني، ميانگين، انحراف معيار و از آزمون‌هاي تحليلي نظير ضريب همبستگي پيرسون و من ويتني استفاده شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 188 تحليل شدند. يافته‌ها: بين گروه مادران با كودك سالم و بيمار تفاوت معناداري از نظر نمره كل حس انسجام و همچنين نمره حس انسجام در حيطه هاي درك، مديريت و معناپذيري وجود داشت به طوري كه مادران گروه سالم در تمامي موارد، امتياز بالاتري داشتند (٠/٠٠٠١=‌P). بحث و نتيجه‌گيري: به نظر مي‌رسد برنامه جامع توانمندسازي كه در برگيرنده فرآيند ارتقاء حس انسجام مادران باشد، اثر بيشتري در كاهش مشكلات سازگاري، مديريتي و مراقبتي مادران داراي كودكان با بيماري مزمن و در مجموع ارتقاء سلامت افراد خانواده دارد.

Comparison of the Sense of Coherence between Mothers with Healthy Children and Mothers of Children with Chronic Disease in Kerman
Article Type: Original Article
Abstract:

Introduction: Children with chronic disease make some problems in the family that have negative effect on the family members’ quality of life, especially mother’s. Promoting the sense of coherence and capability of mothers to adapt and manage the problems of children with chronic disease and their family seems necessary. Methods: This descriptive-analytical study was performed on 300 women (150 mothers with healthy children and 150 mothers of children with chronic disease). Convenience sampling was used for mothers of children with chronic disease, and random sampling for mothers of healthy children. Data were collected using the valid and reliable Antonovsky's sense of coherence scale. Data were analyzed using descriptive statistics (the frequency, mean, standard deviation) and analytic statistics (Pearson’s correlation coefficient and Mann-Whitney U test) by SPSS 18. Results: There was a significant difference in the total score of mothers’ sense of coherence between the groups. There was also a significant difference in the three components of mothers’ sense of coherence (comprehensibility, manageability, and meaningfulness), so that mothers with healthy children had higher scores in all cases (P=0.0001). Conclusion: It seems that a comprehensive program of empowerment that promotes the mothers’ sense of coherence, can be very effective in reducing the problems of compatibility, management, and care of mothers of children with chronic disease, and subsequently, promotes the Health-related quality of life (HRQOL) in family members.