مطالعه مقدماتي شيوع سوء مصرف مواد در مناطق روستايي غرب استان تهران (هشتگرد و طالقان) با استفاده از افراد كليدي

مجله پژوهشي حكيم

دوره 7 - شماره 1

نوع مقاله: ---- Unspecified ----
چكيده:

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعيين ميزان شيوع سوء مصرف مواد در مناطق روستايي غرب استان تهران (هشتگرد و طالقان) با استفاده از افراد كليدي بهورز و بررسي اعتباريابي، كارايي و موثر بودن اين روش انجام گرفته است.
روش كار: مطالعه از نوع همه گيري شناسي بوده و در دو مرحله آزمايشي و اصلي اجرا گرديده است. جامعه پژوهش شامل كليه ساكنين مناطق روستايي هشتگرد و طالقان با جمعيت بالاي 15 سال (83632 نفر) بوده كه تحت پوشش 65 خانه بهداشت و 125 نفر بهورز مي باشند. در مرحله آزمايشي دو روستا بصورت تصادفي انتخاب گرديد و در مرحله اصلي كليه خانوارهاي تحت پوشش خانه هاي بهداشت مورد بررسي قرار گرفتند. جهت حصول اطمينان از حساسيت، ويژگي و كارايي قابل قبول در روش شناسايي سوء مصرف كنندگان مواد توسط افراد كليدي (بهورزان) با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي تعداد 300 نفر (100 نفر سوء مصرف كننده مواد و 200 نفر سالم) انتخاب گرديدند و توسط روانپزشك مورد ارزيابي و مصاحبه باليني قرار گرفتند. ابزارها شامل چك ليست شناسايي سو مصرف كنندگان مواد توسط افراد كليدي (بهورزان) و راهنماي مصاحبه باليني بر اساس DSM-IV بوده است. تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از روش هاي آماري توصيفي و آزمون كاي دو انجام گرفته است.
نتايج: نتيجه بررسي اعتباريابي نشان داد كه حساسيت، ويژگي و كارآيي روش استفاده از افراد كليدي (بهورزان) در شناسايي سوء مصرف كنندگان مواد به ترتيب 95%؛ 99%؛ و 98% است. نتايج همچنين نشان دادند كه ميزان شيوع سو مصرف مواد در جمعيت بالاي 15 سال در منطقه مورد بررسي 3.51% مي باشد. شايعترين ماده مصرفي در سوء مصرف كنندگان شناسايي شده شامل ترياك 94.4%، ترياك و حشيش 1.9%؛ ترياك و هرويين 1.1% مي باشد. رابطه بين ويژگيهاي جمعيت شناختي (سن، جنس، وضعيت تاهل و سطح تحصيلات) و سوء مصرف مواد از نظر آماري معني دار بود. بطوريكه بيشترين سوء مصرف كنندگان شناسايي شده در گروه هاي سني 50-31 سال 55.5%؛ مردان 96.2%؛ افراد متاهل 89.4%؛ و گروه هاي تحصيلي بيسواد تا راهنمايي 87% قرار داشتند.
نتيجه گيري: نتايج به دست آمده دلالت بر اين دارد كه اين روش مي تواند جهت شناسايي سوء مصرف كنندگان مواد در مطالعات مشابه با اطمينان كافي و به گونه موفقيت آميزي به كار برده شود.

Preliminary study on the prevalence of substance abuse in the rural areas of the west of Tehran province (Hashtgerd and Taleghan) using key persons
Article Type: ---- Unspecified ----
Abstract:

Introduction: This research was performed with the aim of determining the prevalence of substance abuse in the rural areas of the west of Tehran province (Hashtgerd and Taleghan) using the key persons (i. e. mental health workers) and evaluating the reliability and the efficacy of this method.
Methods: This epidemiological study was conducted in two phases, the pilot and the main phases. The population consisted of all the residents above the age of 15 in the Hashtgerd and Taleghan towns (with the population of 83632) which were under the coverage of 65 health houses and 125 Behvarzes. In the pilot study, two towns were randomly studied and in the main phase all of the families receiving services from the health houses were included in the study. To ensure the specificity, sensitivity and efficacy of this method and to identify substance abusers, 300 individuals (100 substance abusers and 200 non abusers) were randomly selected and evaluated by a psychiatrist. The instruments consisted of a checklist used by mental health workers to identify substance abusers and a clinical interview schedule based on DSM-IV. Data were analyzed using descriptive statistical methods and χ2 test.
Results: Results showed that the sensitivity, specificity and effectiveness of using key persons in identifying substance abusers were 95%, 99% and 98%, respectively. The results also showed that 1) the prevalence of substance abuse among the population above the age of 15 years old in the region was 3.51 %, 2) the most common substances of abuse among the identified drug abusers were opium (94.4%), combination of opium and hashish (1.9%), and combination of opium and heroin (1.1%) and 3) there were significant relationships between demographic variables (age, sex, marital status, and education) and substance abuse. Most of the substance abusers were male (96.2%), married (84.4%) and between the ages of 31 to 50 years (55.5%). They were either illiterate or had middle school level of education (87%).
Conclusion: The findings indicated that this method could be used reliably and effectively in similar studies to identify substance users.

قیمت : 20,000 ريال