برآورد بقاي بيماران مبتلابه سرطان پستان در استان اردبيل وتعيين عوامل موثر بر آن

مجله دانشكده پزشكي مشهد

دوره 59 - شماره Suppl.1

نوع مقاله: Original Article
چكيده: مقدمه :سرطان پستان شايع ترين سرطان در خانم ها ودومين علت مرگ ناشي از سرطان پس از سرطان ريه مي باشد. ميزان بقا شاخص مهمي جهت ارزيابي تاثيرات روشهاي درماني وتشخيصي درسرطان پستان ميباشد . هدف از اين مطالعه تعيين ميزان بقاء به روش مدل پارامتري رگرسيون وايبل وبرخي عوامل موثربر آن در بيماران مبتلا به سرطان پستان در استان اردبيل مي باشد.
روش كار:مطالعه توصيفي تحليلي از نوع تحليل بقاءبصورت گذشته نگربر روي161 پرونده بيماران مبتلا كه از سال 1382تا پايان سال1387در مركز ثبت سرطان استان اردبيل وجودداشت.موردبررسي قرارگرفت. دراين مطالعه اثر متغيرهاي سن، جنس، محل، تومور، محل سكونت،نوع درمان ارزيابي شد براي برآورد بقا وعوامل موثر بر بقا از مدل پارامتري رگرسيون وايبل تعيين گرديد. داده ها با استفاده از نرم افزار 12 stata و spss20تحليل شدند.
نتايج:كم ترين سن هنگام تشخيص 19 سال و بالاترين سن تشخيص 86 سال با ميانگين و انحراف معيار 11.97±45.5 سال بود. ميانگين و ميانه ي بقاي اين بيماران به ترتيب 37و 36 ماه بود. بااستفاده از مدل رگرسيون وايبل متغيرهاي سن،درمان جراحي،دارو نوع درمان،محل سكونت، برميزان بقاي بيماران تاثير معني داري نداشتند..بيماران در استان به طور متوسط بعد از تشخيص تا 48.8 سالگي عمر ميكنند. 4(2.4 %) نفر از بيماران در هنگام تشخيص فوت شده بودند يعني كمترين زمان بقا از زمان تشخيص تا زمان فوت صفر بود و بيشترين زمان بقا 89 ماه بود.
نتيجه گيري:ميانگين سن تشخيص در اردبيل با سايرمطالعات انجام شده در سايرنقاط كشورتقريبا هماهنگ است،ولي نسبت به جوامع توسعه يافته2 دهه كمتر مي باشد. عدم تشخيص و مراجعه ي به موقع بيماران وعدم وجود امكانات درماني مناسب دراستان از علل ميزان بقاي پايين تر سرطان سينه دراين استان مي باشند.لذا اموزش به خانم ها جهت شناسايي سرطان پستان در مراحل اوليه و انجام برنامه هاي غربالگري مناسب بايد با جديت بيش تري توسط مراكزبهداشتي دنبال شود.