ضريب هوشي در كودكان دچار ميلومننگوسل 5 تا 12 ساله

Iranian Journal of Pediatrics (مجله بيماري هاي كودكان ايران)

دوره 16 - شماره 3

نوع مقاله: ---- Unspecified ----
چكيده:

هدف: مييلومننگوسل شايعترين نقص سيستم عصبي پيدا شده در موقع تولد است كه با حيات سازگار است. اين كودكان با مشكلات متعدد اسكلتي، ادراري، عفوني و يادگيري دست به گريبانند. هدف اين مطالعه ارزيابي كلي توانايي هوشي اين كودكان به كمك تست Raven بود.
روش مطالعه: يك مطالعه ي مورد شاهدي در مدت يك سال از ابتداي اسفند ماه1383 تا پايان بهمن ماه 1384 در بيمارستان مركز طبي كودكان تهران انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه كودكاني بودند كه در طول مدت فوق جهت عمل جراحي و يا بصورت سرپايي به درمانگاه هاي جراحي بيمارستان مركز طبي كودكان مراجعه داشتند. گروه مورد شامل بيماران 5 تا 12 ساله با تشخيص مييلومننگوسل بود كه در طول مدت اجراي طرح به بيمارستان مراجعه داشتند. اطلاعات اوليه (بر مبناي اطلاعات كسب شده از پرونده هاي مربوطه، والدين و يا با معاينه كودك) جمع آوري و ميزان ضريب هوشي با تست Raven سنجيده شد. گروه كنترل از كودكان هم سن و هم جنسي گرفته شد كه براي بيماري جراحي ديگري غير از مييلومننگوسل، عيوب نخاعي و بيماري هاي مغزي موثر بر ضريب هوشي به بيمارستان مراجعه كرده بودند. تست به روش مشابه و در شرايط يكسان و توسط يك فرد در دو گروه انجام شد.
يافته ها: چهل و هفت بيمار مورد و 47 نفر شاهد وارد مطالعه شدند. دو گروه از نظر وضع اقتصادي خانواده و تحصيلات والدين مشابه بودند. سن بيماران در زمان جراحي مييلومننگوسل از يك روزگي تا هشت سالگي متغير بود (متوسط 3/3 ماهگي). فقط 3/21% كل مييلومننگوسل ها از جهت حركت اندام ها و راه رفتن به طور كامل طبيعي بودند. 8/46% بيماران داراي شنت بطني صفاقي بودند كه در نيمي از موارد نيز دچار عوارض شنت شامل عفونت يا گرفتگي آن شده بودند.3/ 72% مييلومننگوسل ها داراي بي اختياري كامل ادرار و مدفوع بودند. ضريب هوشي در گروه مورد 73 تا 134 با متوسط 4/96 بدست آمد. ضريب هوشي در گروه شاهد70 تا 128 با متوسط 9/104 بود. درمقايسه ضريب هوشي دو گروه مورد و شاهد، اختلاف به طور واضح و بارزي وجود داشت (000=P). سن ترميم جراحي مييلومننگوسل، سابقه مننژيت قبل از جراحي، وجود شنت، بروز عوارض شنت، بي اختياري ادراري مدفوعي و استفاده از سونداژ تميز متناوب، عدم توانايي راه رفتن طبيعي، بستري مكرر، مشكلات ادراري و ارتوپدي هيچكدام با ضريب هوشي ارتباط معني داري نداشتند.
نتيجه گيري: عليرغم آنكه ضريب هوشي در گروه مورد از شاهد با ا ختلاف به طور واضح و بارز كمتر بود90% بيماران ميلومننگوسل ضريب هوشي در حد متوسط و طبيعي داشتند.

An evaluation of intelligence quotient in children with myelomeningocele, aged 5-12 years
Article Type: ---- Unspecified ----
Abstract:

Background: Myelomeningocele is the most common central nervous system birth defect compatible with life. The various impairments occurring in these children are skeletal, genitourinary, psychological defect and infections. The learning disabilities are usually overlooked. We conducted this study to evaluate the intelligence quotient (IQ) in these children using Ravens test.
Methods: A case-control study was conducted in the Children's Medical Center in Tehran from February 2005 to 2006. The case group included children of 5-12 years old, with myelomeningocele that were admitted or referred due to complications or follow-up. The control group was selected from children that were referred to the hospital for reasons other than myelomeningocele and diseases affecting brain development or neurological status and were matched for age and sex. An IQ test (Ravens progressive matrices test) was taken and the rest of the data was collected by filling a questionnaire. The test was performed by the same person in the same circumstances for both groups.
Findings: There were 47 cases for which 47 controls were randomly selected. The two groups were similar according to the socioeconomic status and the education level of the parents (p=0.59). The age of the patients at the time of surgery varied from 21 days to 8 years (mean=3.3 months). Only 21.3% of meningomylocele patients were ambulant with a normal gait. 46.8% of total patients had a ventriculoperitoneal shunt inserted and half of them had experienced shunt complications in the form of obstruction or infection. 72.3% of patients had incontinece (both for urine and feces). The IQ in the case group varied from 73 to 134 with a mean of 96.4, whereas it varied from 70 to 128 with a mean of 104.9% in the control group. A statistically significant correlation was found in comparing the IQ of both groups (p=0.000). In the case group none of the factors such as age at the time of meningomylocele repair, history of meningitis before repair, placement of shunt and/or its complications, urine and fecal incontinence, presence of urinary problems, usage of CIC, inability to have a normal ambulatory status, recurrent hospital admissions, orthopedic problems, had an effect on the IQ of the patients.
Conclusions: Inspite that, the IQ of the case group was significantly lower than the control group, still 90% of the patients in the case group had an average IQ.

قیمت : 20,000 ريال