بررسي تاثير اجراي مداخلات مراقبتي جامعه محور بر كنترل بيماري ديابت قندي در شهر تهران، سال 1382

ديابت و متابوليسم ايران

دوره 3 - شماره 2

نوع مقاله: ---- Unspecified ----
چكيده:

مقدمه: بيماري ديابت از بيماريهاي شايع و با عوارض خطرناك است. تحقيقات نشان مي دهد با كنترل مناسب قندخون، مي توان تاحد قابل توجهي از بروز عوارض ديابت كاست. هدف اين تحقيق بررسي تاثير روشهاي بيمار محور و جامعه محور بر نحوه كنترل قندخون، كيفيت زندگي، رضايت بيمار از درمان و مراقبت، ميزان دانش و آگاهي و تعدا علائم گزارش شده است. روشها: اين تحقيق از نوع كارآزمايي باليني است كه طي آن بيماران مراجعه كننده به انجمن ديابت ايران كه بيش از 18 سال سن داشتند، بطور تصادفي به دو گروه مداخله و شاهد تقسيم شدند. سه ماه پس از انجام مداخلات عمومي در دو گروه، شامل كلاس آموزشي و مداخلات اختصاصي مانند تماس تلفني و اهداي جزوات آموزشي و مكاتبه با بيماران در گروه مداخله، متغيرهاي تعيين شده در دو گروه بررسي و مقايسه شد. يافته ها: از 52 بيمار در هر گروه، 17 نفر مرد و 42 نفر مبتلا به ديابت نوع 2 بودند. متوسط سن در گروه مداخله 49 و در گروه شاهد 51 سال بود. بيماران در دو گروه از لحاظ سن، جنس، نوع ديابت، نوع درمان، وجود بيماريهاي ديگر و ميزان تحصيلات با يكديگر تفاوتي نداشتند. پس از انجام مداخلات در هردو گروه مداخله و شاهد كاهش معني داري در ميزان هموگلوبين گليكوزيله ديده شد. ميزان متوسط كاهش در گروه مداخله 1.45 و در گروه شاهد 0.86% بود كه حاكي از اختلاف معني دار بين دو گروه است (P=0.02). رضايت از مراقبت و درمان در هردو گروه افزايش يافت كه ميزان افزايش در گروه مداخله بنحو معني داري از گروه شاهد بيشتر بود. ميزان دانش و آگاهي از بيماري ديابت در دو گروه افزايش معني داري يافت. كيفيت زندگي در ابعاد مختلف تنها در گروه مداخله بنحو معني داري افزايش يافت و تعداد علائم و نشانه ها در هيچيك از دو گروه تغييري نكرد.

Evaluation of effectiveness of community based interventions on controlling diabetes mellitus in Tehran, 1382
Article Type: ---- Unspecified ----
Abstract:

Background: Diabetes mellitus is a common chronic disease with severe of complications. Proper glycemia control can prevent these complications considerably. Evaluation of effectiveness of community based and patient centered interventions on glycemic control, quality of life, patient satisfaction, patient knowledge and symptoms were the main aims of this research. Methods: In a clinical trial, patients referring to Iranian diabetes association, who were more than 18 years old, divided to intervention and control group randomly. After 3 months of general interventions in both groups, including diabetes education and specific interventions including telephone calls, continuous corresponding and sending educational issues. In intervention group, changes in variables were studied. Results: Among 52 patients in each group, 17 were male and 42 had type 2 diabetes. The average age was 49 in intervention and 51 in control group. 2 groups had no significant difference in age, sex, type of diabetes, treatment method and duration of diabetes, other diseases and education. Both groups showed significant improvement in glycemic control. The mean reduction in HbA1c was 1.45 in intervention and 0.86% in control group, the difference is statistically significant (P=0.02). Patient satisfaction increased in both groups. The satisfaction is significantly higher in intervention group (P=0.000). Knowledge has increased significantly in both groups, the difference in groups is not significant. The improvement in quality of life was just significant in intervention group. The reported sign and symptoms have not changed in both groups. Conclusion: Community based and patient centered interventions with emphasis on continuous education and support can improve glycemic control, quality of life, patient satisfaction and patient knowledge in diabetes mellitus.

قیمت : 20,000 ريال