بقاي پس از جراحي بيماران مبتلا به ادنوكارسينوما و متاستاز غدد لنفاوي: يك روش مبتني بر فرآيندهاي تصادفي

مجله پژوهشي حكيم

دوره 8 - شماره 4

نوع مقاله: ---- Unspecified ----
چكيده:

مقدمه: در سال ‌ هاي اخير، گزارشات مختلف نشان داده است كه سرطان معده در ايران از فراواني بالايي برخوردار است ، و در مردان در مرتبه دوم و در كل در رتبه چهارم قرار دارد. اين مطالعه با هدف تعيين بقا ي 5 ساله مبتلايان به سرطان معده جراحي شده در انستيتو كانسر و بررسي برخي عوامل موثر بر آن طراحي و اجرا شده است. در موارد زيادي پيشامدهايي در طول مدت بررسي براي بيماران رخ مي ‌ دهند كه ممكن است نتايج نهايي را نيز تحت تأثير قرار دهند. وارد كردن چنين متغيرهايي به عنوان متغير وابسته به زمان در مدل پيشنهاد شده است، اما استفاده از مدل ‌ هايي كه توزيع توأم مدت زمان انتظار تا وقوع مرگ و زمان انتظار تا پيشآمد واسط (در اين مطالعه عود) را درنظر داشته باشند، مطمئ ناً جواب دقيقتري خواهد داشت. ما در اين مقاله با استفاده از فرآيندهاي تصادفي شبه ماركفي غير همگن و با در نظر گرفتن طول عمر و نرخ انتقال به عنوان فرآيندهاي تصادفي دوگانه به تحليل داده ‌ ها پرداخته ‌ ايم.
روش‌كار: اين مطالعه 129 بيمار مبتلا به سرطان معده با پاتولوژي ادنو كارسينوما همراه با درگيري غدد لنفاوي واقع در مرحله 1 4 بيماري را كه از ابتداي سال 1374 تا فروردين 1378 در بخش ‌ هاي جراحي انستيتو كانسر ايران تحت عمل جراحي قرار گرفته بودند، مورد بررسي قرار داد. اثر متغيرهاي فردي مانند سن (در هنگام جراحي)، جنس، و اطلاعاتي در مورد بيماري مانند محل درگيري، تعداد غدد لنفاوي درگير، نوع عمل جراحي، وجود متاستاز كبدي و دور دست، تعداد و نوع درمان ‌ هاي ثانويه دريافتي، بروز عود و زمان وقوع آن بر طول عمر بيماران مورد ارزيابي قرار گرفت. براي تجزيه وتحليل از روش كاپلان - ماير، مدل مخاطرات متناسب كاكس، فرآيندهاي ماركفي غير همگن، برآوردگر برسلو و از نرم افزارهاي آماري S-PLUS 2000 و R استفاده گرديد و سطح معني ‌ داري 05/0 در نظر گرفته شد.
نتايج: احتمال بقا ي 5 ساله بيماران مورد بررسي 6/18 درصد، و ميانه طول عمر در اين بررسي 90/18 ماه بوده است. بررسي همزمان اثر متغيرهاي مختلف بر احتمال بقا ي بيماران با استفاده از مدل مخاطرات متناسب كاكس نشان داد كه متغيرهاي سن، و بروزعود بر شانس زنده ماندن بيماران تاثير گذار بوده ‌ اند. همچنين بررسي ‌ ها بر اساس مدل مبتني بر فرآيندهاي تصادفي ماركفي غيرهمگن نشان داد كه متغيرهاي جنس، نوع و گستردگي عمل جراحي و محل درگيري بر زمان تأخير بروز عود، و متغير سن بر بقا ي پس از عود، و بقا ي بيماران بدون عود اثر داشته است.
بحث و نتيجه‌گيري: بقا ي 5 ساله مبتلايان به سرطان معده در ايران اندك است. به نظر مي ‌ رسد يكي از مهمترين دلايل پايين بودن شانس زنده ماندن اين بيماران دير مراجعه كردن بيماران براي تشخيص و درمان است. اكثر بيماران در مراحل نهايي بيماري مراجعه مي ‌ كنند و در اين وضعيت اكثرا دچار متاستازهاي غدد لنفاوي، كبد و حتي دوردست هستند كه در نتيجه درمان آنها مشكل ‌ تر خواهد شد. بنابر اين آموزش ‌ هاي فراگير از طريق رسانه ‌ هاي عمومي در مورد علائم اوليه اين بيماري و نيز انجام معاينات دوره ‌ اي ضروري است.

Postoperative survival in patients with adenocarcinomatous pathology and lymph node metastasis: A method based on stochastic processes
Article Type: ---- Unspecified ----
Abstract:

Introduction: In recent years, various reports indicate that gastric cancer is highly prevalent in our country; it is the second most common cancer in men, and fourth in the general population. This study was designed and carried out to determine the five-year survival rate of gastric cancer patients who had undergone surgical treatment at one of the most important cancer treatment centers, the Iran Cancer Institute, and to assess its associated factors. During a study period, patients may often experience events that are likely to affect the final outcome as well. It has been suggested that such variables be assigned in the model as time-dependent covariates, but using models with joint distribution of time before death and time before an intermediate event (in this study, relapse), will certainly provide more accurate results. In this study we analyzed the data using a non-homogenous semi-Markovian stochastic process, regarding life span and intensity rate as the doubly stochastic processes.
Methods: One hundred and 29 gastric cancer patients with adenocarcinomatous pathology and lymph node metastasis who had been admitted to and operated on at the Iran Cancer Institute between March 1995 and March 1999 were enrolled in this study. The patients’ life expectancy after surgery and its relationship with variables of age at the time of surgery, gender, and factors related to the disease such as the cancer site, number of affected lymph nodes, type of gastrectomy, presence of liver metastases or distance metastasis, number of complementary or secondary treatments received, relapse, and time to relapce were assessed. In the analyses, methods of Kaplan-Meier, Cox proportional hazards model, non-homogenous Markovian process, and Breslow estimator were used. The software used for the analyses were S Plus 2000 and R, and an alpha level of 0.05 was considered significant.
Results: The five-year survival rate and the median life expectancy in the studied patients were 18.6% and 18.90 months, respectively. The Cox proportional hazards model was used to assess the effect of different variables simultaneously, and it showed that age, and relapse influenced the chances of survival. It was also shown (based on non-homogenous Markovian stochastic processes) that sex, type of gastrectomy and cancer site correlated with time of relapse, while age affected survival after relapse, and age correlated with survival of patients without relapse.
Conclusion: Gastric cancer patients in Iran have a low five-year survival rate. One of the most important reasons seems to be delayed consultation and diagnosis. Most patients are seen first with the disease in the late stages. At this point, most have lymph node, liver, or even distant metastases which makes treatment even more complex. Thus, it is necessary to employ mass media for extensive public education about the early warning signs of the disease and performing periodic examinations.

قیمت : 20,000 ريال