مقايسه ميانگين نمرات افسردگي،كيفيت خواب و تاب آوري در مبتلايان به سردردهاي ميگرني و تنشي با افراد عادي

بيهوشي و درد

دوره 5 - شماره 4

نوع مقاله: Original Article
چكيده:

زمينه و هدف: دكسمدتوميدين به عنوان يك آگونيست آلفا- 2 با اثرسمپاتوليتيك مركزي، يك بيهوش كننده قوي و ضددرد است كه مي تواند سبب پايداري وضعيت هموديناميك شود ولي با توجه به اثر بيهو ش كنندگي آن امكان تاخير در زمان ريكاوري در تجويز انفوزيون آن ناشناخته است. هدف از مطالعه حاضر بررسي تجويز وريدي دكسمدتوميدين بر ريكاوري بيماران تحت جراحي فيوژن خلفي ستون فقرات است. مواد و رو شها: در اين مطالعه بيماران 40 بيمار به صورت تصادفي در دو گروه رمي فنتانيل) R( و دكسمدتوميدين) D( قرار گرفتند. جهت پره مديكاسيون در گروه رمي فنتانيل 2 ميكروگرم بر كيلوگرم فنتانيل و 1 ميكروگرم بر كيلوگرم رمي فنتانيل ودر گروه دكسمدتوميدين 2 ميكروگرم بر كيلوگرم فنتانيل و 1/ 0 ميكروگرم بر كيلوگرم دكسمدتوميدين طي 10 دقيقه قبل از القاي بيهوشي تجويز شد. پس از القاي بيهوشي در هر دو گروه با پروپوفول ب هميزان 2 ميلي گرم بر كيلوگرم و سيس آتراكوريم ب هميزان 2/ 0 ميلي گرم بر كيلوگرم، جهت نگهداري بيهوشي در گروه رمي فنتانيل از رمي فنتانيل ب هميزان 1/ 0 ميكروگرم بر كيلوگرم در دقيقه ودر گروه دكسمدتوميدين از دكسمدتوميدين به ميزان 1/ 0 ميكروگرم بر كيلوگرم در ساعت همراه با پروپوفول ب هميزان 100 ميكروگرم بر كيلوگرم در دقيقه و سيس آتراكوريم استفاده شد. ريكاوري بيماران پس از بيهوشي با استفاده از معيارهاي آلدرت در زمان خروج لوله تراشه و سپس هر 10 دقيقه تا 30 دقيقه و تا رسيدن به امتياز لازم جهت ترخيص از ريكاوري بررسي شد. يافت هها: تفاوت معن يداري در متغيرهاي هموديناميك و روند تغ ييرات نمره معيار آلدرت بين دو گروه وجود نداشت. نمره آلدرت در گروه رمي فنتانيل بلافاصله پس از ورود به ريكاوري و 10 دقيقه بعد از آن به صورت معني داري بيش از گروه دكسمدتوميدين بود 05 / P>0 . تاخير معني داري در ريكاوري بيماران گروه D وجود نداشت. ميزان مصرف داروي بيهوشي و ضد درد بعد از جراحي در گروه دكسمدتوميدين كمتر بود ولي اين تفاوت معني دار نبود. نتيجه گيري: دكسمدتوميدين در مقايسه با رمي فنتانيل سبب پايداري وضعيت هموديناميك بيماران تحت بيهوشي عمومي بدون تاخير در زمان ريكاوري شده و مي تواند به عنوان يك گزينه مناسب به جاي اوپيوئيدها مطرح شود.

Comparing the mean score of Depression, sleep quality and resiliency in patients with Migraine and Tension type headaches with healthy individuals
Article Type: Original Article
Abstract:

Aim and Background: The alpha-2 agonist dexmedetomidine, a potent sedative and analgesic by its central sympatholytic action, promotes hemodynamic stability. However it is unknown whether the recovery from anesthesia would be delayed with continuous infusion of dexmedetomidine because of its sedative effect. The aim of present study is to assess the effect of intravenous dexmedetomidine on postoperative recovery in elective posterior spinal fusion surgery. Materials and Methods: Forty patients were randomly divided into two equal groups; group R (remifentanil) received fentanyl 2 μg/kg + remifentanil 0.1 μg/kg and group D (dexmedetomidine) recieved fentanyl 2 μg/kg + dexmedetomidine 0.1 μg/kg over 10 min as premedication prior to induction. All of them received propofol 2mg/kg and Cis-Atracurium 0.2mg/kg for induction and then group R received remifentanil 0.1 μg/kg/min and group D had dexmedetomidine 0.1 μg/kg/h, both with propofol 100 μg/kg/min and Atracurium as intravenous infusion. Postoperative recovery was assessed by Aldrete’s score just at extubation, and every 10 min thereafter in recovery room. Findings: There was no significant difference in hemodynamic variables and the trend of Aldrete’s score between two groups. Aldrete’s score in group R was significantly higher than group D in the first evaluation in recovery room and 10 min after that (p<0.05). There was no significant delay in recovery time of group D patients. Sedative consumption and postoperative analgesic demand were insignificantly lower in group D. Conclusion: Dexmedetomidine maintains hemodynamic stability without significant delay in recovery time after general anesthesia in comparison with remifentanil. This property can make it as an alternative option for opioid medications.

قیمت : 20,000 ريال