نوع مقاله: ---- Unspecified ----
چكيده:

انقلاب اسلامي ايران، يك انقلاب مكتبي بود، انقلابي متكي به اسلام، با انگيزه‌ها و شعارهاي اسلامي. پس از آنكه نظام طاغوتي سرنگون شد و انقلاب به پيروزي رسيد، نظامي متكي به اسلام و شعارهاي اسلامي، مطرح گرديد. پسوند «اسلامي» براي نظام جديد زمينه‌هاي موفقيت و پيشرفت را در مقابل اين نظام قرار مي‌داد و بر سرعت گردش امور مي‌افزود، اينك «اطاعت» جنبۀ ديني داشت و چون تخلّف، معصيت تلقّي مي‌شد، مؤمنان از آن پرهيز مي‌كردند. همكاري و مساعدت به دولت، با انگيزه الهي انجام مي‌گرديد، ايثار و فداكاري، مقدّس تلقي مي‌شد و موجب ثواب بود و دفاع از نظام و جانفشاني در برابر تهاجم دشمن، انجام تكليف شرعي بود و... . اين امور هم نظام را «مستحكم» مي‌ساخت و هم به اتكاي مشاركت مردم ديندار، تدبير امور را «تسهيل» مي‌كرد، ولي «انتساب به اسلام» پيامدهاي ديگري هم به همراه داشت. اگر در جريان اداره كشور، خللي رخ مي‌داد و ضعف و سستي بروز مي كرد، «به پاي اسلام» گذاشته مي شد و به جاي اينكه ضعفها به «اشخاص» و «نهادها» نسبت داده شود، به نام اسلام تمام مي‌شد. ريشه اين يكسان نگري آن بود كه گاه يك شخص و يا يك نهاد و مجموعه، تجسّم عيني اسلام شناخته مي‌شد، به گونه‌اي كه انگار اسلام، در او حلول كرده و تار و پود وجود او را تشكيل مي‌دهد. اين تصوّر هرچند واقعي نبود و گاه از سوي دشمنان و معاندان و در جهت تخريب بنيه ديني مردم انجام مي‌گرفت، ولي به هر حال در ذهنيّت مردم، تأثير واقعي مي‌گذاشت و تفكيك، مورد قبول آنها قرار نمي‌گرفت، زيرا به هر حال كارها به نام دين صورت مي‌گرفت و چهره‌هاي ديني در انجام آن دخالت داشتند......

كلمات كليدي: اسلام
قیمت : 20,000 ريال